تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




علاقه به زن شوهردار زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sardargom
آخرین ارسال:sardargom
پاسخ ها 27

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

علاقه به زن شوهردار

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    س.چند وقت پیش یکی از آشناهام بهم گفت که: یک دختر شوهردار که فامیل نزدیکمه،منو دوست داشته اما مجبورش کردن با یکی دیگه که الان شوهرش هست ازدواج کنه.این خانم الان یه بچه یکساله هم داره.
    وقتی این خبر بهم رسید خندیدم و گفتم برو بابا حالا که شوهر و بچه داره چه فایده.
    اما یکم که فکر کردم کنجکاو شدم و خودم دست به کار شدم،با این خانم تماس گرفتم و ازش پرسیدم که حقیقت داره یا نه؟؟؟
    اونم اولش گفت نه اما چند ساعت بعد بهم زنگ زد و گفت آره همینطوره.ازش پرسیدم اگه راست میگی پس چرا اینقدر دیر بهم گفتی؟؟گفت:میخواستم بگم اما نشد کار سرنوشته...
    اما من بازم باور نکردم و دست به یک تحقیق همه جانبه درباره زندگی این خانم و رابطه ایشون با همسرشون زدم...
    از آشناها از دوستان از هر کسی که شد پرسیدم این خانم از وقتی ازدواج کرده زندگیش با شوهرش به چه شکلی بوده؟..
    خب نتیجه تحقیقاتم::متوجه شدم که خانم راست گفتن.از اول زندگیشون(تقریبا یکسال و نیم)تا الان همیشه یا باهم قهر بودن یا دعوا و زد و خورد داشتن یا خانم همش خونه باباجونش تشریف داشته.فهمیدم که واقعا ناخواسته شوهر کرده اونم با کسی که دوستش نداشته و الان دیگه رابطه شون به کتک کاری کشیده و میخواد از شوهرش جدا بشه...
    خب درباره من:همونطور که گفتم این خانم از فامیلای نزدیک من هستند و قبل ازدواجش و قبل از این که من توی رابطه ام با یه دختر دیگه شکست بخورم ازش خوشم می آمد ولی از شانس بد نفهمیدم که اونم ازم خوشش میاد.
    نتیجه این شانس بد این شد که 1.این خانم با کسی ازدواج کرد که اصلا دوستش نداشت و بدتر اینکه ازش بچه دار هم شد و میخواد طلاق بگیره2.بنده حقیر دچار یه عشق مسخره و بچه گانه به یه دختر پول دار شدم و در نهایت شکست عشقی و ناراحتی و غم و اندوه...
    آره تازه فهمیدم که هر دوی ما(من و این خانم)قربانی مسخره بازی های سرنوشت شدیم و به دو مسیر جدا از هم رفتیم و هر دو مون افتادیم توی چاه...
    حالا من که با شکست عشقیم کنار اومدم و فراموش کردم.این خانم میمونه و راه درازی که بعد از جدایی از شوهر و فرزندش پیش رو داره...
    من چند بار دیگه تلفنی و رودررو با این خانم صحبت کردم وبهش گفتم که یک بار شکست عشقی خوردم و دیگه عاشق بشو نیستم و برام فرقی نداره که دیگه با چه کسی ازدواج کنم اما رو حساب اون دوست داشتن کم رنگ و قدیمی که خیلی وقت پیش از یاد برده بودم میتونم بازم دوستش داشته باشم.
    اونم گفت تصمیمش واسه طلاق کاملا جدیه اما شوهرش مخالفت میکنه و ازم خواست منتظرش بمونم تا وقتی که موفق به جدایی از شوهرش بشه.
    اصل مطلب:مشاوره شما در این رابطه چیه؟نظرتون و راهنماییتون چیه؟این موضوع برام مهمه پس بدون هیچگونه شک و شبهه ای نظرتون و راهنماییتون رو بگید.
    آیا این کار اشتباهه؟
    آیا این یه کار احمقانه و دیوانگیه؟
    آیا کار خوبیه؟
    چشم انداز شما از یه همچین همسری برای من با این شرایطی که  دارم چیه؟
    همسری با این شرایط برای من که اونو به عنوان همسر اول میخوام میتونه با من خوشبخت بشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    شما و ايشون چند سالتونه؟ ميزان تحصيلات هردو؟ چه اتفاقي افتاد كه اين آشناتون خبر علاقه ايشون رو بهتون گفتند؟ قبل از ازدواج اين خانوم هم ميدونستند ايشون به شما علاقه دارند؟ از خانواده كسي هم از اين ماجرا خبر داره اگر بله نظرشون چيه؟ فرزند ايشون چند سالشونه؟ شما ميتونيد فرزند كس ديگه اي رو بزرگ كنيد؟ ايشون چقدر به معياراتون نزديك هستند؟ از شكست عشقي كه خوردين چه مدت ميگذره؟  
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    1.سن من20 و خورده ای
    2.سن خانم 19 و خورده ای
    3.فوق دیپلم مخابرات دارم در حال تحصیلم واسه لیسانس
    4.خانم دوم دبیرستان
    5.یکی از آشناهام گفت داره طلاق میگیره پرسیدم چرا گفت به خاطر تو و بقیه داستان
    6.آره
    7.فقط دختر خالم میدونه(دختر خالم مطلقه.تجربه زیاد داره)نظرش اینه که اگه من و خانم همدیگه رو دوست داشته باشیم پس ارزشش رو داره که بخاطر هم با مشکلات بجنگیم.
    8.دخترش یک سال و دو ماهشه خیلی ام خون شیرینه
    9.مشکلی با این موضوع ندارم که بچه رسما از گوشت و خون خودم نیست همین که جگرگوشه خانم هست کافیه.چیزی که خانم رو خوشحال کنه باعث خوشحالیه من هم هست.درباره بزرگ کردنش که فکر نکنم باباش بچه رو به ما بده.حتما خودش بزرگش میکنه.
    10.به نظرم همسر خوب کسیه که بتونه شریکش رو خوشحال کنه اهل زندگی باشه قشنگ باشه و همه دوستش داشته باشند که آره این معیار هارو داره.حالا تحصیلاتش زیاد توفیقی به حالم نداره میتونه ادامه بده تو یک مدرسه بزرگسالان.
    11. از یکسال خیلی بیشتره اونو فراموش  کردم رفت خدا به همراش
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    هیشکی منو دوست نداره
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام مجدد...
    ممنون که نظر دادید...

    (اسمان رویاها ) محترم ازتون میخوام خودتون رو بزارید جای من،منم دوست ندارم با وجود اینکه مجرد هستم و کلی فرصت طلایی پیش روم دارم برم و خودم رو اسیر زندگی متاهلی کنم اونم با یه زن مطلقه یا اینکه نفرین یه دختربچه رو بیارم توی فالم یا اینکه دل یه مرد رو بشکنم و زندگیش رو خراب کنم و تا آخر عمر عذاب وجدان بگیرم و به این دلایل از بدست آوردن این خانم هم هیچ سودی نبرم،نه جانم نه عزیزم اونطوری که شما فکر میکنید نیست.همونطوری که گفتم خیلی وقت پیش یه جورایی از این خانم خوشم می امد ولی چون زیادی خوشگل بود و فکر میکردم که عمرا از من خوشش بیاد چیزی نگفتم و بیخیالش شدم و ایشون هم با یه نفر دیگه ازدواج کرد.منم عاشق کس دیگه ای شدم و شکست خوردم. تا همین یه هفته پیش که خونه یکی از فامیلام بودم که بهم گفتن این خانم داره از شوهرش جدا میشه و دیگه اصلا به شوهرش توجهی نداره.یعنی اینکه با وجود داشتن یه بچه کوچیک باز هم خودش به این نتیجه رسیده که نمیتونه با شوهرش به زندگی ادامه بده.توی این مدت زمانی که این تصمیم رو گرفته اصلا من ایشون رو ندیده بودم که بخوام توی گوشش کوری بخونم و یا به اصطلاح زیر پاش بشینم که از شوهرش طلاق بگیره.بعد از اینکه تصمیم به طلاق گرفت من متوجه شدم که از همون ابتدای زندگی مشترکش با شوهرش مشکل داشته چون با اجبار خانواده به این ازدواج تن داده.چون ایشون هم منو دوست داشته و به همون دلایلی که قدیما من عشقم رو بهش نشون نداده بودم اون هم سکوت کرده بوده.
    خب حالا که تصمیمش واسه طلاق جدیه و میخواد با من ازدواج کنه و من هم مشکلی با این موضوع ندارم پس کجای کار ایراد داره؟؟؟
    من سه تا دختر خاله دارم که همشون مطلقه هستن ویکیشون هم یه پسربچه داره ،،،از اون ها هم مشاوره گرفتم و همشون با دونستن کل قضیه گفتن که مشکلی وجود نداره فقط بنده باید منتظر باشم تا خانم فراین طلاق رو کامل کنه و بعد پا پیش بزارم.
    خب با این تفاسیر نظر شما چیه دوست گلم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    آیا شوهر این خانم واقعا شوهر خوبی نیستند ودست بزن دارند یا از رفتارهای خانم اینطور شدند،اگه از رفتارهای ایشان به مرز جنون رسیدند  که مقصر خانم هستند ایشان این حق نداشتند زندگی شوهر شان واز همه مهمتر فرزندشان را خراب کنند،اگر از همان اول به شما فکر میکردند نباید ازدواج میکردند وزندگی دو نفر را تباه میکردند،فقط این سوال را جواب دهید که آیا این خانم فقط به خاطر شما از شوهرشان جدا میشوند،شوهرشان چه مشکلی دارد؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام ستاره سهیل
    خب راستش رو بخوای پسره قرص هایی مثل ترامادول و متادون میخوره که تاثیراتشم همون عدم داشتن کنترل احساساته.این آقا یه روز کلی خوشخلق میشه و با خانم خوشبرخورده و یه روز به قدری عصبی میشه که بیجهت به خانمش گیر میده و دست بزنشم حسابی سنگینه خب 2 هفته پیش با هول دادن خانم باعث شد دست چپ خانم بشکنه و حتی معذرت هم نخواسته و گفته حقته...همون جوری که میدونید این قرص ها دقیقا همون افیون هستن.به نظر شما زندگی با یه شوهر افیونی آینده ای داره؟خب دوست داشتن من تا قبل بچه دار شدن خانم شاید تاثیر گذار بوده اما هیچ دوست داشتنی بیشتر از عشق یه مادر به فرزندش نیست .پس فکر نمیکنم عشق خانم به من توی این تصمیمش تاثیری داشته باشه؟چون بدون شک زندگی و خوشبخت شدن فرزندش به مراتب براش مهمتره تا بنده.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام مجدد
    با توجه به صحبتهاتون بازم شما خودتون رو کنار بکشید اجازه بدید روند طبیعی زندگی اونها طی بشه. توجه کنید حتی اگه یک درصد طلاق اون خانم به خاطر  دوست داشتن شما و توجهی که شما بهش کردید باشه خیانت بزرگی در حق اون خانواده کردید . اجازه بدید بدون در نظر گرفتن شما در زندگیش طلاق بگیره و حداقل چندماه از جداییشون بگذره و بعد شما اقدام کنید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام
    تا حالا به این فکر کردید چرا دوستتون الان مسأله علاقه ایشون به شما رو مطرح کردن؟چرا همون ابتدا نگفتن؟اصلآ اگه واقعآ قصد طلاق دارن چرا نگذاشتن بعد از جداییشون این مسأله رو عنوان کنن؟
    در ضمن،نیازی نیست شما ایشون رو ببینید تا از علاقتون نسبت به خودشون با خبر بشن.همین که با ایشون تماس گرفتید نشون دهنده کنجکاوی شما هست و میتونه زندگی فعلیشون رو بیشتر تحت تأثیر قرار بده...
    یه سوال دیگه:دوستتون چطور به علاقه ایشون نسبت به شما پی بردن؟
    و سوال آخر:بنظر شما کسی که به فرزندش پشت کنه میتونه آدم مورد اطمینانی واسه یه عمر زندگی باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •