سلام

در ادامه بررسی صفات متّقین در خطبه 193 نهج البلاغه معروف به خطبه همّام، به پنج صفت دیگر میرسیم.

بخش نخست: گفتار راست، میانه روی، و مشی متواضعانه
بخش دوم: فرونهادن چشم از حرام، شنیدن علم نافع، تسلیم و رضا
بخش سوم: خوف و رجاء، بزرگی آفریدگار در دیده، یقین شهودى


در ادامه این سخن به پنج وصف دیگر از اوصاف پرهیزکاران پرداخته، مى فرماید: «قلب هاى آنها اندوهگین و مردم از شرّشان درامانند. اندامشان لاغر و نیازهایشان اندک و نفوسشان عفیف و پاک است»; (قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ، وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ، وَ أَجْسَادُهُمْ نَحِیفَةٌ، وَ حَاجَاتُهُمْ خَفِیفَةٌ، وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِیفَةٌ).

این صفات مجموعه اى از صفات پرهیزکاران است، زیرا حزن و اندوه آنها که در نخستین وصف آمده، اشاره به خوف از خدا و کوتاهى در انجام مسؤولیت هاست. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «اَلْحُزْنُ مِنْ شِعارِ الْعارفینَ» و در ادامه این سخن مى فرماید: «وَ لَوْ حَجَبَ الْحُزنُ عَنْ قُلُوبِ الْعارِفینَ ساعةً لاسْتَغاثُوا; اگر ساعتى حزن از دلهاى اهل معرفت پوشیده گردد به درگاه خدا استغاثه مى کنند و آن را از او مى خواهند».(17)

آرى آنها پیوسته در برابر مسؤولیت هایشان نگرانند و از این نظر بر دل آن ها اندوهى سایه افکنده، مبادا در گرفتن حق مظلومى کوتاهى کرده باشند یا اندک ظلمى از آنها سرزده باشد یا به غیر خدا اندیشیده باشند. افزون بر این، غم عشق و اندوه دورى از قرب پروردگار که طالب آنند نیز از آنها جدا نمى شود; ولى در هر حال آنها غم دنیا ندارند، چون عاشق دنیا نیستند، بنابراین اگر قرآن مجید مى گوید : «(أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ); بدانید دوستان خدا نه ترس دارند و نه غمگین مى شوند».(18) منافاتى با آنچه در این خطبه آمده ندارد، زیرا این خطبه مربوط به خوف از غیر خدا و غم دنیاى مادى است.

لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام ------ اگر از جور غم عشق تو داغى طلبیم

در وصف دوم که مى فرماید : «مردم از شر آنها در امانند به این نکته اشاره مى کند که وجود آنها براى همه خیر و برکت است; نه موجب درد و عذاب». در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «إنّ شَرَّ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ مَنْ یَخافُ النّاسُ شَرَّهُ; بدترین مردم در پیشگاه خدا در روز قیامت کسى است که مردم از شر او ترسان باشند».(19)

در وصف سوم مى فرماید : جسم آنها نحیف است. البتّه نحیف نه به آن معنا که امروز در فارسى ما از آن مى فهمیم، بلکه به معناى لاغر است که از یکسو نشانه زهد و پارسایى و روزه گرفتن و از سوى دیگر دلالت بر چابکى و آمادگى براى انجام وظایف الهى دارد.

در هر حال این وصف مانند بعضى از اوصاف دیگر همواره استثنایى دارد که بعضى از افرادى که بر حسب ساختمان جسمانى لاغر نیستند، در صف پرهیزکاران هستند.

در وصف چهارم اشاره به نیازهاى محدود آنها شده است; نه همچون دنیا پرستان زراندوز که مانند جهنم هر چه بیابند باز هم «هل من مزید» مى گویند. به یقین روح قناعت و حاجات خفیف، انسان را از بسیارى از گناهان در امان مى دارد و فکر او را براى پیمودن راه حق راحت تر مى کند و همان گونه که امام(علیه السلام) در یکى از گفتارهاى کوتاه و پرمعنوى فرموده، سبکبار مى شوند و ملحق مى گردند.(20)

در حدیث دیگرى مى خوانیم: امام صادق(علیه السلام) وارد حمام شد. صاحب حمام به آن حضرت عرض کرد : اجازه مى دهید براى شما حمام را قُرُق کنیم. فرمود : «لا إِنَّ الْمُؤْمِنَ خَفیفُ الْمَؤُونَةِ; نه، مؤمن خفیف المؤونة است (و زندگى ساده و بى تکلّفى دارد)».(21)

در پنجمین وصف اشاره به مقام عفت آنها مى کند و روح آنها را عفیف مى شمارد، همان عفتى که انسان را وادار به چشم پوشى از هوا و هوس و گناه مى کند و به تعبیر دیگر هواپرستى و گناه در نظر آنها بى رنگ مى شود، به گونه اى که از مشاهده صحنه هاى زشت و آلوده متنفر مى شوند.

در کلمات قصار نهج البلاغه مى فرماید : «مَا الْمُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ اللهِ بِأَعْظَمَ اَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ ; لَکادُ الْعَفیفُ أنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلائِکَةِ; پاداش کسانى که در راه خدا جهاد کنند و شهید شوند، بیشتر از کسى که قادر (بر گناه و حرام و اعمال ناشایست) شود و عفت و پاکدامنى پیشه کند، نیست; نزدیک است که فرد پاکدامن و عفیف، فرشته اى از فرشتگان الهى شود».

چرا چنین نباشد در حالى که در میدان جهاداکبر بر دشمن خطرناکى همچون هواى نفس و شیطان غالب شده است.


پیام امام(ع)، آیت الله مکارم شیرازی

17. بحارالانوار، جلد 69، صفحه 70 .
18. یونس، آیه 62 .
19. کنزالعمال، جلد 3، صفحه 502، حدیث شماره 7613 .
20. نهج البلاغه، خطبه 21 .
21. وسائل الشیعة، جلد 1، صفحه 381، ابواب آداب دخول الحمام، باب 22، حدیث 3 .

.