هنوز فرصت ویرایش هست. هنوز عمری باقی است که نگاهی به کتاب زندگی بیندازیم و آن را ورق بزنیم . اگر چه بخش هایی از این کتاب برایمان تکراری است و چند فصل دیگرش، تلخ است و قسمت هایی از آن برایمان جذاب.

دلمان می خواهد صفحه های برخی بخش ها را از کتاب پاره کنیم و دور بیندازیم؛ فصل هایی که قصه هایش پر است از گریه هایی که از سر بغض و اندوه بود، ولی دل هایمان را ابیاری می کرد. بغض های فروخفته ای که سالیان بعد، حکمت تحملش را دانستیم. خنده های از سر بی خیالی و سبک سری که تاوانش را پرداختیم و ارزوهایی که وصلش برایمان آخر و اوج دنیا بود ولی وقتی آنها را یافتیم ، برایمان مفهوم یک اسباب بازی کوچکی را پیدا کرد. لجاجت های از سرخامی که یک دنیا ندامت را برایمان به ارمغان می آورد. چه دروغ ها که در لفافه مصلحت ، ضمیمه صداقتمان کردیم و چه تهمت ها که از روی نفرت بر زبان راندیم و غافلانه به آلودگی لوح روشن ضمیر مان دامن زد. خطاهای از سر غفلت که برگ های کتاب مان را چروک خورده و مکدر کرد. حالا دلمان مب خواهد با مچاله کردن این صفحات ، زهرش را بگیریم و کمی التیام بیابیم. فکر می کنیم با این پاره کردن، قسمت سیاه و تاریک روزهای عمرمان هم به همین راحتی از ضمیرمان پاک می شوند و جای خود را به روشنی می دهند.

دلمان می خواهد وقتی کتاب زندگی را ورق می زنیم، بخش های دیگری را که با مروران لبخندی گوشه لبمان می نشیند و تپش قلبمان را طور دیگری می کند، جدا کنیم، قاب کنیم و بزنیم به دیوار دل، یا لای زرورق بپیچیم و بگذاریم جلوی چشم بلکه خستگی این روزهایمان، رنگ شادی بگیرد. دلمان می خواهد از امروز به بعدمان هم از جنس آن روزهای لای زرورق باشد و مرور مکررشان خوبی و پاکی را برای نهاد خسته مان ماندگار کند و در این تکرارها جبران مافات، نه دور است و نه دیر.

بیا و مثل من، خودت را درست مثل کتاب زندگی ورق بزن. دوباره از نو شروع کن. برای ویرایشی عمیق.
"نقطه" را در نظر بگیر. گاهی این علامت کوچک و جزئی برای زندگی معجزه می کند؛ آخر بعضی فکرهایت "نقطه" بگذار تا بدانی همانجا پایان یافته اند و باید همانجا تمام شان کنی.
"ویرگول" را به خاطر بسپار! بین بعضی جمله ها و برخی حرف ها ویرگول لازم است. باید با کمی تامل ادایشان کنیم.
"علامت تعجب " هم حدیث دیگری دارد؛ تورا به خود می آورد.
برخی عادت هایت هم "علامت سوال" لازم شده اند. بس است دیگر. رهایشان کن و کنارشان بگذار.
تا فرصت ویرایش هست ... خودت را هر چند شب یکبار دوباره ورق بزن ... تورقی جانانه.



منبع: فائقه بزار، هفته نامه زن روز