تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




این علوم انسانی مظلوم ...؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:niloofarabi
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 4

این علوم انسانی مظلوم ...؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    niloofarabi آواتار ها
    کدوم رشته میری؟ انسانی یا تجربی؟ این یک سوال کاملا کلیشه ای و تکراری است که هیچ ارتباطی به ایام تحصیل و تعطیلات ندارد. اگر محصل و مقطع راهنمایی را سپری کرده باشی تازه یک دو راهی بزرگ سر راهت سبز می شود. اگر چه این دو راهی در حالت طبیعی می تواند چند راهی میان رشته های انسانی، ریاضی، تجربی، کاردانش یا تجربی باشد. ولی مطابق یک فرهنگ غلط، معمولا جوان ها میان دو راه سرگردان می شوند. ریاضی و تجربی در یک مسیر مشترک و رشته انسانی ، مهجور مانده در مسیری کمرنگ و پرحاشیه دیگر. رشته ای که از اقبال کمتری برخوردار بوده، حرف و حدیث های خودش را دارد.


    پزشک جامعه:


    مدرک گرایی جوانان موضوع جدیدی برای پرداخت به آن نیست. چون بارها و بارها سراغش رفته ایم. اما این رسم قدیمی یک الحاقیه غلط دیگر هم دارد و آن گرایش روز افزون جوانان به رشته های مهندسی و پزشکی است. شاید عدم تبیین جایگاه رشته های دانشگاهی علوم انسانی یا عدم ارتقا آن از یک سود و نا آگاهی و نبود شناخت کافی از سوی دانش آموزان از سوی دیگر باعث شده تا این رشته تحصیلی کمتر توسط دانش آموزان انتخاب شود. گاهی هم تلقین این باور غلط که نوجوانانی که از هوش و حافظه کمتری برخوردارند و نمرات پایین تری دارند به این رشته گرایش دارند، سبب می شود تا افراد علاقه مند به این رشته و شاخه های آن، از انتخابش انصراف بدهند. در حالی که در کشورهای پیشرفته عکس این موضوع صادق است. روند آموزش در دنیای غرب به گونه ای است که به رشته های علوم انسانی بیشتر از رشته های دیگر اهمیت داده می شود و رشته های مدیریت، حقوق و جامعه شناسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. حساسیت موضوع هم در همین جاست. اینکه تعالی و پیشرفت جوامع در گرو پیشرفت رشته های علوم انسانی است و این مسئله ای است که در کشور ما نادیده گرفته شده است و این یک بحران جدی است. جامعه بیش از هر اتفاق دیگر برای بالندگی و شکوفایی به متخصصین این امر احتیاج دارد. تصورش را بکنید؛ اگر مریض در اثر اشتباه پزشک فوت کند یا جان عده ای مسافر دز اثر اشتباه خلبان تهدید شودف عده معدودی خسارت جانی و مالی می بینند ولی اگر متخصص مسائل اجتماعی اشتباه کند یک جامعه دچار آسیب جدی می شود.


    ادامه ....


    منبع: نیلوفر حاج قاضی، هفته نامه زن روز
    پاسخ با نقل و قول

  2. این علوم انسانی مظلوم ...؟  سپاس شده توسط M.J.Azizi,محسن عزیزی,ترنّم

  3. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    عمق فاجعه :

    می دانید ملت از کجا فهمیدند که ایران با آن غنای تاریخی در زمینه دانش و فرهنگ، در قعر جدول علوم انسانی است؟ وقتی دانشگاه شانگهای چین در سال 2003 فهرست 500 دانشگاه برتر جهان را اعلام کرد. در این فهرست بلند، هیچ نامی از دانشگاه های ایران نبود. یعنی دانشگاه های ایران هیچ رتبه ای از نظر تولید و اعتبار علمی در مقیاس جهانی نداشتند. معیارهای رتبه بندی دانشگاه ها، جایزه نوبل، تعداد تحقیقات پر استناد، مقالات منتشر شده در مجلات علمی معتبر دنیا مثل " نیچر" و "ساینس" و عملکرد تحقیقاتی هر محقق ملاک قرار گرفته شده بود.
    حالا نیاز مهمی که هم اکنون در مورد علوم انسانی در کشور وجود دارد این است که تعریف روشن و واضحی از این علوم ارائه شود. شاید چ.ن تعریف روشنی از این دانش وجود ندارد یا زیر شاخه ها و بازار کار آن مشخص نیست کمتر توسط دانش آموزان انتخاب می شود.
    حقیقت امر این است که چون دانش انسانی ما از منابع غربی نشات گرفته است، ریشه های آن نیز از دو مکتب سرمایه داری و لیبرالیسم از یک سو و مارکسیست و مادی گرایی از سوی دیگر سرچشمه می گیرد. پیروان هر مکتبی از این مکاتب، خود تعریفی از علوم انسانی دارند که این دو تعریف متفاوت و در برخی موارد متناقص است . اگر کسی قرار باشد این تعریف را بررسی کند می تواند البته تلفیقی از اینها ارائه دهد، اما تعریف تلفیقی نیز بار با مبانی فکری، فرهنگی و اعتقادی ما در تضاد خواهد بود. شاید به همین خاطر هم مباحث مربوط به این رشته به دل خیلی ها نمی نشیند.
    در صورتی که اگر با تلاش محققین و متخصصین امر، "فلسفه علوم انسانی" از دل جهان بینی بومی و ایرانی اسلامی ریشه بگیرد و اصول و چهارچوب هایش مشخص شود، علمی دقیقا انسانی خواهد بود که بومی است و با مبانی فرهنگی، فکری و اعتقادی ما نه تضادی ندارد بلکه کاملا با آن هماهنگ و منطبق است. این همان اتفاقی است که رهبر انقلاب نیز بارها به آن تاکید کرده اند:

    "مهندسی فرهنگی و موضوع تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور اعم از آموزش عالی و آموزش و پرورش و نیز تحول در علوم انسانی که در دوره های گذشته نیز مورد تاکید بوده است، هنوز به سرانجام مطلوب نرسیده است، به تعویق افتادن این امور خسارت بزرگی متوجه انقلاب اسلامی خواهد کرد، لذا باید این امور جدی تر گرفته شده و با یک بازنگری و برنامه ریزی جدید طی مدت زمان معقول و ممکن به سرانجام خود برسد . 1393/07/26 "

    " علوم انسانی آن وقتی صحیح و مفید و تربیت کننده صحیح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که بر اساس تفکر الهی و جهان بینی الهی باشد؛ این امروز در دانش علوم انسانی در وضع کنونی وجود ندارد؛ روی این بایستی کار کرد، فکر کرد. 1393/04/11 ."


    ادامه دارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. این علوم انسانی مظلوم ...؟  سپاس شده توسط M.J.Azizi,محسن عزیزی

  5. ارسال:3#
    niloofarabi آواتار ها
    مقاله سازی:

    یکی از متداول ترین تکالیف و پروژه های دانشجویی دهه حاضر، تولید مقاله است. به خصوص در رشته های انسانی و علوم اجتماعی . اما آنچه معمولا در تهیه این مقالات اتفاق می افتد، گرته برداری، کپی، تدوین و جمع آوری مقاله و بایگانی آن در آرشیوهای دانشگاهی است. اگر چه امروزه تولید مقالات علمی ، نوعی ارتقاء کیفی برای کارنامه یک دانشگاه به شمار می رود ولی در حقیقت ، اصل موضوع سرباز زدن از وظیفه اصلی و انتخاب ساده ترین راه برای کسب امتیاز است. مقالاتی که معمولا در بایگانی های دانشگاه روی هم انباشته شده، به مرور زمان خاک می خورند.
    رهبر انقلاب نیز در دیدار با نخبگان ، حساسیت موضوع را خاطر نشان کرده، تولید علم را با تولید مقاله متفاوت دانشتند و فرمودند " مقالات علمی تولید شده به ثبت ابداع بینجامد و ناظر به نیازهای درونی کشور باشد."

    نگاه کارشناس:

    یکی از فعالان این عرصه ، آیت الله مصباح است. در منظومه فکری ایشان، وجه مشترک و ستون فقرات مجموعه علوم انسانی را انسان و ابعاد وجودی او تشکیل می دهند، از این رو با درک اهمیت و نقش آفرینی علوم انسانی در جامعه ، فرهنگ و تمدن می باست به این علوم اهتمام ویزه ای نمود و از میان انواع سه گانه علوم انسانی (کاربردی عامه، کاربردی در حیطه نخبگان و مسائل بنیادی) می بایست قسم سوم ، یعنی علوم بنیادی را، محور تلاش علمی و نظریه پردازی قرارداد. به این ترتیب با بکارگیری اکثر همت و تلاش خود در این حوزه می توان طرحی نو در مبانی فلسفی و روش شناسی علم انداخته، عرصه را برای استفاده از آموزه های وحیانی و دینی باز کنیم و با تکیه بر معرف دینی به سنجش و نقد دستاوردهای بشر در علوم انسانی بپردازیم و از این رهگذر به بومی سازی علوم انسانی که عبارت است از تغییر جهان بینی ها و استفاده از منبع وحی در تولید علم بر پایه جهان بینی دینی و انسان شناسی اسلامی دست یابیم.
    ایشان با توجه به بایسته های نوآوری و آسیب پیش رو، مراحل دستیابی به این مهم را در پنج گام اساسی ترسیم کرده اند که عبارتند از :

    گام اول : طرح جامع تحول
    گام دوم: طراحی و نقشه و طرح اجرایی و عملیاتی
    گام سوم: فرهنگ سازی
    گام چهارم:نیروسازی در بین اصحاب علم اعم از دانشگاهیان و حوزویان
    و گام پنجم: توجیه مسئولان دولتی و جذب امکانات لازم.


    ایشان معتقدند کسانی می توانند وارد این عرصه شوند که از طرفی اسلام را خوب شناخته باشند و از طرف دیگر با علوم انسانی که در دنیا رایج است آشنا شوند و با نظر نقادی عالمانه و منطقی، نه شعاری بتوانند علوم انسانی را استنباط و برتری اسلام بر آرای غیر اسلامی را اثبات کنند.

    ادامه ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. این علوم انسانی مظلوم ...؟  سپاس شده توسط M.J.Azizi,محسن عزیزی

  7. ارسال:4#
    niloofarabi آواتار ها
    تو می توانی منجی باشی:

    خلاصه ای که در ارتباط با مشکلات علوم انسانی اشاره شد، نکته ای کوچک بود از هزاران. کسانی که دانشجوی زیرشاخه های این رشته هستند به خوبی واقف هستند که جز در موارد بسیار جزیی نظیر دروس عمومی، عمده دروس پایه، آشنایی کامل با جزئیات مکاتب مختلف غربی است که دانستن و ندانستن آنها جز بالا بردن اطلاعات عمومی_ که از طریق مطالعه آزاد نیز امکان پذیر است _ تاثیر چندانی در تولید علم ندارند. ضمن اینکه در صورت عدم آگاهی و بصیرت می تواند زمینه ساز برخی شبهه ها نیز باشند. شاید با ارائه این اطلاعات توانسته باشیم دانش آموزان نوجوان و جوان را به تاملی بیشتر برای شناخت کامل رشته های دانشگاهی دعوت کنیم:
    در علوم انسانی ، دانش آموز این رشته با دروس اصلی از قبیل اقتصاد، تاریخ و جغرافیا، علوم اجتماعی ، فلسفه و منطق و روانشناسی آشنا می شود و باید فردی منطقی بوده و نظریاتش مستند و به دلیل و مدرک باشد. او باید ظرفیت بالایی داشته باشد تا در بمباران مسائل، گیج نشده و بفهمد که مردمان جامعه اش به چه فکر می کنند و نیازهای آنها چیست؟ علاوه بر این قابلیت تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را داشته باشد. همچنین باید به تحقیق های نظری و عملی علاقه مند باشد یعنی از یکسو نظریه های متفاوتی را مطالعه کرده (اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی) و آنها را مورد نقد و تحلیل قرار دهد و از سوی دیگر بین مردم جامعه رفته و به تحقیق میدانی علاقه مد باشد. دانش و بینش ریاضی نیز در این رشته از اهمیت برخوردار است. یعنی دقیق اندیشیدن در پژوهش های حساس و مهم است.
    شناخت شخصی فرد از خودش ، پتانسیل و استعدادهایش ، مشاوره با افراد متخصص ، شناخت بازارکار، توجه به ظرفیت دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و استفاده از نظرات دانشجویان این رشته می تواند به شما کمک کند تا بیهوده سراغ رشته های متفرقه ای که موفقیت شما را تضمین نمی کنند، نروید. شاید شما همانی باشید که می توانید غنا و روح علوم انسانی بومی و اسلامی را احیا کنید.

    تمام
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_07_31 در ساعت 00:48
    پاسخ با نقل و قول

  8. این علوم انسانی مظلوم ...؟  سپاس شده توسط M.J.Azizi,محسن عزیزی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •