کمال­گرایی

کمال­گرایی از جمله سازه ­هایی است که مورد توجه بسیاری از روان­شناسان به ویژه روانکاوانی مانند فروید[1]، هورنای[2]، آدلر[3] و روانشناسان معروف دیگری از جمله پرلز[4]، الیس[5]، بندورا[6] و راجرز[7] قرار گرفته است. با وجود نیاز به تحقیق گسترده در این زمینه در داخل کشور، این سازه کم­تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و حتی کسانی که در این زمینه دست به مطالعه زده ­اند کم­تر به ریشه­ یابی این مسئله پرداخته ­اند.

کمال­گرایی برای نخستین بار به عنوان یک سازه ­ی تک بعدی توسط برنز[8] تعریف شده است. بر طبق این تعریف فرد کمال­ گرا بر این باور است که می ­تواند با تلاش و کوشش به نتایج کامل دست یابد. این در حالی است که نتایج کامل و بدون نقص دست نایافتنی بوده و تلاش برای دست­یابی به آن­ها آسیب­ های روان­شناختی را در پی خواهد داشت (هیل[9] و همکاران، 2004).

هاماچک (1978) کمال­گرایی را عقیده و باوری می ­داند که با مجموعه­ای از معیار­های بسیار بالا برای عملکرد، گرایش به قانون همه یا هیچ و رسیدن به نتایجی بی­ نقص و کامل مشخص می‌شود. فلت و هویت (2002) کمال­گرایی را به صورت نیاز شدید برای بی ­عیب و نقص بودن در بسیاری از جنبه‌های زندگی شخصی تعریف کرده ­اند. هورنای کمال­گرایی را گرایش روان‌رنجورانه به بی­عیب و نقص بودن، کوچک­ترین اشتباه خود را گناهی نابخشودنی دانستن و مضطربانه انتظار پیامد­های شوم آن را کشیدن تعریف کرده است (مهرابی­زاده هنرمند و وردی، 1382). متاسفأنه ادبیات تحقیق در زمینه ­ی کمال­گرایی تمایل دارد که به پیامد­های منفی کمال‌گرایی ناسازگارانه تاکید کند، در حالی که مزایای روان­شناختی کمال­گرایی سازگارانه را کم­تر مورد توجه قرار دهد (بلت[10]، 1995).


[1]. Freud

[2]. Horney

[3]. Adler

[4]. Perls

[5]. Ellis

[6]. Bandura

[7]. Rogers

[8]. Burns

[9]. Hill

[10]. Blatt



منبع: پایان نامه رابطه ی مستقیم و غیر مستقیم استرس ادراک شده، کمال گرایی و حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان مقطع علوم پایه ی رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- سید مهدی پورسیّد

اختصاصی همیاری