تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تغیر نگرش کسی که از ازدواج فراریه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:بهاره1
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

تغیر نگرش کسی که از ازدواج فراریه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    niloofarabi آواتار ها
    فرض کنید به شما میگن اگر دلتون بخاد میتونید مسول نیروگاه اتمی بشین یا هر پست مهم دیگه ای و شما بر این باورید که اگر این پست رو بپذیرید کل نیروگاه میره رو هوا چون شما دانشش رو ندارید بهمین دلیل زیر بار این پست نمیرید حالا آدم بی مسولیتی هستین؟؟؟
    اگه دل تون بخاد یعنی بدون اینکه آمادگی لازم رو داشته باشم، و همینطور تخصص لازم رو چنین مسئولیتی رو قبول نمیکنم. علت نپذیرفتنم اینه که صلاحیت لازم رو ندارم.
    در مورد این آقا دلیل عدم تمایلشون به ازدواج این میتونه باشه که آمادگی برای ازدواج و پذیریش مسئولیت های زندگی رو ندارند. پس برای ازدواج مناسب نیستند. یا دلش نمیخواد الان ازدواج کنه! یعنی برای گذران وقت با دیگران ارتباط برقرار میکنه تا زمانی که موعد ازدواجشون فرا برسه. در هر صورت هر پسری که هدفش ازدواج باشه و مسئولیت پذیر و متعهد باشه، با ترس هاش مواجه میشه نه اینکه فرار بکنه.
    دلیل دیگه میتونه کمال گرا بودن ایشون باشه که ازدواج رو به تاخیر می اندازه تا بهترین مورد رو برای خودش انتخاب کنه!

    تا زمانی که به علت های مختلف مثلا ترس یا کمال گرایی یا عدم پذیریش مسئولیت و ... از ازدواج کردن امتناع میکنن، کیس مناسبی جهت ازدواج نیستند. تغییر فکری و رفتاری ایشون هم نیاز به مراجعه به روانشناس و مشاور داره . تغییرش کار شما نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  2. تغیر نگرش کسی که از ازدواج فراریه  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  3. ارسال:12#
    آقای عزیزی عزیز سلام و ممنون از پاسخ خوب و کاملتون . بقول معروف شما زدین به هدف و مشکل و راه حل و با بهترین جملات بیان کردین. فقط در مورد راه حلی که بهم دادین ازتون کمک میخام . من واقعا برام سخته که ارتباطمو با ایشون قطع کنم میترسم روحیه ام خراب شه و روی همه فعالیت هام اثر منفی بزاره . من چطوری میتوننم از این وابستگی رها شم؟ یه سوال دیگه شما گفتین یه مدت محدود مثلا 6 ماه تعین کنیم منظورتون این نبود که بهش بگم مثلا 6 ماه بهت فرصت میدم ...؟منظورتون این بود که 6 ماه باهاش هیچ ارتباطی نداشته باشم؟ خب بعد 6 ماه چی ؟اگر حرکتی نکرد؟؟و مسئله دیگه اینکه اگر من ارتباطمو باهاش قطع کنم وافعا نتیجه میده؟آخه من یه بار یه موقعیت خوب برای ازدواج برام پیش اومد شب خاستگاری همه چیز به نظر اوکی بود من دیگه به آقای دوست گفتم ارتباطمون تموم میخام به خاستگارم جواب مثبت بدم و قراره یه مدت باهم حرف بزنیم آشنا شیم... ایشون هم فقط گفت که دعا میکنم تصمیم درست بگیری و خوشبخت شی اما بعد از اولین صحبتی که باخاستگارم داشتم متوجه شدم بدبین و متکبر پررو دروغ گو و عصبی و غیر قابل اعتماده و ردش کردم و از فرداش دوباره ارتباطمو با دوستم از سر گرفتم... بااین وجود فکر میکنید این روشی که گفتین جواب میده؟ ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    نیلوفر آبی عزیز شما خودتون هم اشاره میکنید میگید چون آمادگی لازم رو ندارید اون پست رو قبول نمیکنید ایشون هم آمادگی رو در خودشون نمیبینند این خیلی با بی مسولیت بودن فرق داره! اگر فکر میکرد آمادگی و تواناییشو داره اما ازسر تنبلی و بیخیالی و راحت طلبی زیر بار نمیرفت بله حق باشما بود منم میگفتم بی مسولیته .شاید فکر کنید من دارم تعصبی حرف میزنم و چون دوسش دارم عیباشو نمیبینم ولی من عیباشو هم میینم یه ایرادایی داره اما بی مسولیت نیست و شما هم اصرار داری که بی مسولیته و به همین دلیل صورت مسئله رو پاک میکنی .و درمورد اینکه گفتین شاید میخاد بهترین کیس رو انتخاب کنه ممکنه حق با شما باشه ولی روزی 100 نفر بهش پیشنهاد میدن اصلا نمیره ببینه اصلا به ازدواج فکر نمیکنه چطور داره دنبال بهترین مورد میگرده؟؟ اونم در حالی که به من گفته اگر بخاد ازدواج کنه حتما منو انتخاب میکنه. من نه دوست دارم خودمو گول بزنم نه دلم میخاد کاری کنم که پشیمون شم نه دلم میخاد به آسونی از خواستم دست بکشم دلم میخاد بهترین راه رو پیدا کنم که به خواستم برسم و راه درست برم برا همینم اینجام که کمک بگیرم .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    niloofarabi آواتار ها
    من ارسال آقای عزیزی رو ندیدم، ایشون توضیحات کامل رو دادن. بیشتر متمرکز بشید رو گفته های ایشون.
    اگر بخواد ازدواج کنه، شما رو انتخاب میکنه منتهی کی؟ یک ماه دیگه، یک سال دیگه یا خیلی بیشتر؟
    موفق باشید.

    دفاع همه جانبه از ایشون نشانه وابستگی شما به این آقا هست. این مسئله رو بیشتر مد نظر قرار بدین.
    پاسخ با نقل و قول

  6. تغیر نگرش کسی که از ازدواج فراریه  سپاس شده توسط sadaf21,محسن عزیزی

  7. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    من متوجه سختی کار برای شما هستم، و به همین خاطر هم بیان کردم که یک اقدام بزرگ از جانب شما باید انجام بپذیره

    سوال کردید که چگونه وابستگی خود را قطع کنید. پاسخ سوال شما را در مطلب زیر بیان کرده ایم. با دقت تمام مطالعه کنید و به آن عمل نمایید:

    دلتنگی پس از قطع یک رابطه

    فرصت شش ماهه به این معنا نیست که ایشان تازه بعد از شش ماه بخواهند فکر کنند که آیا اقدامی انجام بدهند و یا انجام ندهند! درواقع ایشان پس از تعیین مهلت شما، باید بی درنگ اقدامات درمانی را آغاز کنند و در شش ماه آینده تغییرات رفتاری شان مورد بررسی قرار گیرد.

    سوال کردید که آیا این رویه نتیجه میده یا نه؟

    پاسخ این است که دو حالت برای مساله قابل تصور است. حالت نخست، اینکه ایشان زیر بار نمی رود و اقدامی صورت نمی دهد؛ در این حالت، شما در مهلت شش ماهه ای که داده اید، مطابق با راهکارهای ارائه شده در مقاله بالا، وابستگی عاطفی خود را تدریجا به کمترین حد ممکن می رسانید. در واقع، اگر انقدر برای شما حرمت و ارزش قائل نیست، بهتر است که از دل شما هر چه سریعتر برود.

    حالت دیگر این است که تلنگری به ایشان زده می شود تا اقداماتی انجام دهند تا مساله شان حل شود. پس از آن، رسما اقدام می کنند و شما ایشان را طبق اصولی که بیان شده در سایت، مورد بررسی دقیق قرار می دهید تا ببینید آیا مورد مناسبی هستند یا نه

    تذکر مهم: قطع ارتباط باید به صورت کاملا جدی پیگیری شود، و اگر خللی در آن به وجود آید، اثربخشی و کارایی خود را از دست می دهد.در مورد گزینه قبلی که مطرح کردید، سه رویه اشتباه داشتید:

    1. اقدام به برقراری رابطه دوستی به جای اقدام رسمی
    2. ابراز اطمینان در خصوص خواستگاری که از او شناختی وجود ندارد
    3. بازگشت به رابطه قبلی پس از منتفی شدن خواستگاری

    با این اقدامات، شما در واقع برای خود هیچ ارزش و احترامی قائل نشده اید و شدیدا ضعف نشان داده اید؛ چه توقعی دارید که دیگری برایتان ارزش قائل شود؟!

    به عکس، در شرایط حاضر، سعی کنید برای خود ارزش و حرمت قائل شوید و صرف عمر و جوانی خود را که از جمله سوالات اساسی خداوند از ماست، در مسیرهای درست به کار ببندید.

    زمانی که طرف مقابل شما(هر کس که باشد) ببیند شما برای خودتان شان و احترام قائل هستید، به خود اجازه نمی دهد ارزش شما(عمر، جوانی، سرنوشت، ازدواج، عفّت و ...) را زیر سوال ببرد. هدف این است که آنقدر خود را تقویت کنید که هیچ پسری به خود اجازه ندهد سال ها عمر شما را تلف کند، و به شما به چشم ابزار نگاه کند. هر کس خواست با شما آشنا شود، باید بداند که هر کاری رسوماتی دارد، و این رسومات کمک می کنند تا شان و منزلت دختر حفظ شود، و در عین حال فرایند شناخت در مسیر درست خود آغاز و پیگیری شود.

    موفق باشید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. تغیر نگرش کسی که از ازدواج فراریه  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sadaf21

  9. ارسال:16#
    ممنون از پاسختون . میدونم سخته اما با توکل برخدا سعی خودمو میکنم . فقط متوجه این جملتون نشدم "ابراز اطمینان در خصوص خواستگاری که از او شناختی وجود ندارد" یعنی نباید به آقای دوست میگفتم که خاستگار دارم؟ خب شرایط خاستگارم ظاهرا خوب بود میخاستم قبول کنم ولی قبلش باید باهاش چند جلسه صحبت میکردم تا شناخت پیدا کنم نمیشد که همزمان با هردو صحبت میکردم . خب باید بهش میگفتم که چرا میخام رابطمون تموم شه یا نه ؟ راستش باخودمم فکر کردم اگر واقعا منو بخاد وقتی حس کنه دیگه کار داره تموم میشه یه حرکتی بکنه .... یجورایی کلا ازش ناامید شدم فکر میکنم 6 ماهم بگذره هیچ تلاشی نکنه....
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهاره1 نمایش پست ها
    ممنون از پاسختون . میدونم سخته اما با توکل برخدا سعی خودمو میکنم . فقط متوجه این جملتون نشدم "ابراز اطمینان در خصوص خواستگاری که از او شناختی وجود ندارد" یعنی نباید به آقای دوست میگفتم که خاستگار دارم؟ خب شرایط خاستگارم ظاهرا خوب بود میخاستم قبول کنم ولی قبلش باید باهاش چند جلسه صحبت میکردم تا شناخت پیدا کنم نمیشد که همزمان با هردو صحبت میکردم . خب باید بهش میگفتم که چرا میخام رابطمون تموم شه یا نه ؟ راستش باخودمم فکر کردم اگر واقعا منو بخاد وقتی حس کنه دیگه کار داره تموم میشه یه حرکتی بکنه .... یجورایی کلا ازش ناامید شدم فکر میکنم 6 ماهم بگذره هیچ تلاشی نکنه....
    منظور این بود که شما برای قطع رابطه دلیل کافی در اختیار داشتید. با چه منطقی یک رابطه اصلا شکل می گیره؟

    دقت کنید که چقدر عمر و سرمایه در این روابط هدر میره و چقدر از موقعیت ها ممکنه از دست بره و البته آسیب های جدی تری که برای بسیاری به وجود می آید.

    بنابراین، پیشنهاد این است که تا زمانی که حسن نیّت طرف مقابل برای شما اثبات نشد، ورود به رابطه یک بازی خطرناک با زندگی خودتان است؛ و راه اثبات حسن نیت هم، چیزی جز اقدام رسمی از طریق خانواده و همراه با رسومات فرهنگی اسلامی و ایرانی نیست. هرگاه اقدام رسمی صورت پذیرفت، آنگاه با گذاشتن زمان و با تدابیر لازم جهت شناخت کافی، با مشورت و مشاوره گرفتن و ... مسیر درست شناخت، بدون اضطراب و در فضایی منطقی، طی می شود.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  11. تغیر نگرش کسی که از ازدواج فراریه  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sadaf21,بهاره1

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •