تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تمایلی به خوندن درس هام ندارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:dorna69
آخرین ارسال:آدم برفی
پاسخ ها 10

تمایلی به خوندن درس هام ندارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. من برخلاف علاقه ظاهری و اینکه فکرمیکنم رشتمو دوس دارم و رشته اینده داری هست علاقه ای به خوندن درس هام ندارم و اصلا میل و حوصله درس خوندن ندارم
    من سال سوم رو این مهر شروع کردم والبته چون پشت کنکور بودم قبلش دوسال از بعضی همکلاسیام بزرگترم و با بعضی هم همسن هستم یعنی تقریبا بین 23 و 24 سال سن دارم و چون رشتم رشته خوبیه حتی به فکر ادامه تحصیل بعد از اون هم هستم
    اما میلی به درس خوندن ندارم و ترم پیش مشروط شدم
    پاسخ با نقل و قول

  2. تمایلی به خوندن درس هام ندارم  سپاس شده توسط Far Zane

  3. ارسال:2#
    Far Zane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط dorna69 نمایش پست ها
    سلام. من برخلاف علاقه ظاهری و اینکه فکرمیکنم رشتمو دوس دارم و رشته اینده داری هست علاقه ای به خوندن درس هام ندارم و اصلا میل و حوصله درس خوندن ندارم
    من سال سوم رو این مهر شروع کردم والبته چون پشت کنکور بودم قبلش دوسال از بعضی همکلاسیام بزرگترم و با بعضی هم همسن هستم یعنی تقریبا بین 23 و 24 سال سن دارم و چون رشتم رشته خوبیه حتی به فکر ادامه تحصیل بعد از اون هم هستم
    اما میلی به درس خوندن ندارم و ترم پیش مشروط شدم

    سلام دوست عزیز به همیاری خوش اومدین و از اینکه صبر پیشه می کنین تا مشاوران عزیز تاپیکتون رو بررسی کنن ممنونم.

    چ رشته ای میخونین؟
    علت مشروطی ترم پیشتون از نظر خودتون چیه؟
    تمایل نداشتن به درس خوندن،علاقه نداشتن به اون درس،سخت بودن مفاهیم و ... هست؟
    فکرتون به موضوع خاصی مشغوله؟
    تمرکزتوون چطوره؟
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    ترم پیش با دوتا از بچه های خابگاهمون دعوام شد و بعد برام جریان درست کردن و استرس داشتم ودرس نخوندم
    چون درس نخوندم.یعنی نتونستم بخونم. مشروط شدم

    اصلا میلم نمیکشه کلمات و جملات رو بخونم . بله هم از سختی شون میترسم .هم از زمان زیادی که میخواد خوندنشون. از مرور کردن و یادداشت برداری و مسئله حل کردن و اینا . ولی کلا بهیچوجه تمایل پیدا نمیکنم برم سر کتاب هام . وقتی هم میشینم سرشون خوندنم نمیاد
    درحالیکه از مفاهیم کلیشون بدم نمیاد. هرچند رشته های فنی مهندسی خب درسا همه خشک هستن
    فکرم به خیلی موضوعات مشغوله. ولی خب دیگه مجبور هم نیستم بهشون فکر کنم ولی زیاد میان توی ذهنم

    تمرکزم ترم پیش اصلا خوب نبود. البته سال اول و دوم خوب بود. تابستون هم تمرکز نداشتم .الان هم خیلی تمرکز ندارم.پبیشتر دلم میخواد بشینم اهنگ گوش بدم. یا توی سایت ها عکس و کلیپ ببینم و از این کارا

    نمیدونم چم شده قبلا خیلی درس رو دوس داشتم .زمان دبیرستان هم عاشق درس هام بودم. ولی فکر کنم از زمانی که وارد دانشگاه شدم و با پروژه ها وتکالیف غیر منتظره روبرو شدم که قبلا باهاشون اشنایی نداشتم و این دوسال پیش هم نتونستم کار کنم اینطوری شدم. احساس عقب موندگی هم زیاد دارم.اکثر بچه های ما یا استعداد درخشان بودن یا قبلش کار کرده بودن یا توی طول همون ترم اول دوم کار کردن . من نکردم این کارا رو.

    اخه تموم دبیرستان میخواستم برم یه رشته دیگه. نمیدونم بخاطر رتبم بود حرف یکی دوتا از فامیل که پیشنهاد دادن یا اینکه خواهرم نمیخواست رشته اونو بخونم. اصلا اون رشته رو توی انتخاب های اولم نزدم. کلا با بی اگاهی به رشتم رفتم دانشگاه. ولی رشتم خیلی رشته خوبیه. ولی من کار نکردم.پشتکار هم میخواد

    حاالا گذشته از همه اینها مشکلم اینه که اصلا میلی بهش ندارم.میخوام که بخونم ولی نمیخونم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    باسلام.من برای سوالم هیچ جوابی دریافت نکردم
    ایا سایت تعطیله؟ پس چرا نوشته شده بازگشایی سایت؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    samin66 آواتار ها
    سلام درنا خانوم. لطفا کمی بیشتر صبور باشید. به علت بازگشایی جدید و زمان محدود مشاورین، فرآیند مشاوره مجازی همکاری و صبوری بیشتر شما رو میطلبه.
    روی جمله زیر خیلی دقت کن:
    همیشه برای انجام فعالیتها نیاز به انگیزه نیست، گاهی باید کار را انجام داد، انگیزه خودش می آید.

    بسیار عالیه که درس رو دوست داری و تبریک میگم که رشته خوبی مشغول به تحصیل شدی. انسان خیلی زود به خیلی چیزها عادت می کنه. به تنبلی ، به وقت گذرانی و....همه اینها حوصله رو از آدم دور میکنه. و برای انجام همه این تنبلی ها بهانه های خوبی داریم. مثلا می گوییم پروژه ها زیاده تو دانشگاه ، همکلاسیهام از من بهترن و.....همین بهانه ها ضمیر ناخودآگاه را گستاخ تر میکنه که با جرات بیشتر بهت القا کنه که تو نمیتونی. اما اینا همه یه تصور کاملا واهی و گول زننده است. گول نخور. مهم نیست دیگران چقدر از تو جلوتر هستند. زندگی مثل دو ماراتن میمونه، همه در حال دویدن هستن، خیلی جاها نفس خیلی ها میگیره و راه میرن ولی دوباره سریعتر از قبل ادامه میدن. خودتو با هیچ کس مقایسه نکن که این آفت برای ضمیرناخوداگاه سم است. تو واقعا بهترینی. یه نگاه به خودت واقعیت بنداز. کمتر کسی پیدا میشه با این قاطعیت از رشته تحصلیش بگه. میدونی چند قدم جلو هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط باید حواستو جمع کنی و نزاری آفت ها جلو تلاشتو بگیرن. هر رشته ای که بری، پروژه و .... سختی داره که واقعا آدم حس میکنه گاهی از پسش بر نمیاد. ولی این فقط یه مدت کوتاهیه. باید بری تو دل مشکلات و پروزه های سخت. بگو هرچی پروژه سخت تر باشه بیشتر میرم سمتش. به خودت تلقین کن که تو میتونی و میخوای. آروم آروم شروع کن.
    هر چقدرم که رشته ات بازار کار عالی و خوب داشته باشه، تا تو تلاش نکنی و به رشته ات هویت ندی، اون رشته ارزشی نخواهد داشت. پس تلاش کن. و بدون که تو لایق بهترین ها هستی.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. تمایلی به خوندن درس هام ندارم  سپاس شده توسط dorna69,elnaz.t

  8. ارسال:6#
    sanaz1368 آواتار ها
    اگه به رشتت علاقه نداری وسطش میمونی اخرش اینه که باید با لیسانس رشتت بری یه عمر کارکنی
    من خودم رشته کارشناسیمو دوس نداشتم گفتم یه عمر باید از چیزی که خوشم نمیاد کارکنم عوضش کردم مجبورشدم
    حتی دلم نمیخواد دیگه بدبختیاتم ببینم برام مهم نیستی دیگه هیچ ارزشی برای من نداری ازخودم بخاطرفکرکردن بهت متنفرم.التماسمم کنی نمیخوامت دیگه
    پاسخ با نقل و قول

  9. تمایلی به خوندن درس هام ندارم  سپاس شده توسط dorna69

  10. ارسال:7#
    ببخشید من درگیر رفت وامد های دانشگاه هستم .دیر جواب میدم

    ممنون از شما خانم سمین. من جدای انگیزه و هدف .دوتامشکل دارم

    یکی اینکه پشتکار لازم روندارم که برای موفقیت و نمره عالی لازمه
    دوم اینکه از حل مسائل وتمرین ها بخصوص مسائلی که سخت و زمانبر تشخیص میدم طفره میرم و زود میترسم. گاهی هم درس رو خیلی برای خودم بزرگش میکنم و میترسم

    بعلاوه یک مشکل خیلی اساسی دارم هم اینه که خیلی وقت تلف میکنم.مثلا یه نیمه روز که وقت دارم اینقدر لفتش میدم که میبینم شب شده و دیگ اون انرژی و تمرکز اولیه رو هم ندارم. یا حتی یه روز کامل وقتی زمان دارم هم همینطوره. تقریبا دوترم هر روز که امتحان داشتم میگفتم امشب تا ساعت یک بیدار میمونم گاهی هم میگفتم مثل بقیه تا صبح بیدار میمونم .ولی ساعت ده یازده میخوابیدم

    البته مشکلای بزرگ دیگه دارم که اگه شد بعد تر میگم
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:8#
    سلام

    دوست عزیز درس خوندن کلا کار سختیه
    ولی اگر از درسای شیرین تر شروع کنی می تونی ازش لذت ببری
    به شرطی که درسایی که بد مزه هستن رو فراموش نکنی

    امیدوارم موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:9#
    اینجا مشاور الان نداره؟
    اگه نداره جایی رو میشناسید به من معرفی کنید
    تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:10#
    آدم برفی آواتار ها
    سلام درنای عزیز

    اینکه یه وقتایی چیزهایی رو داریم که علاقه و میل ما نیستند خب طبیعیه و ریتم زندگی همینه اما خیلی خوبه که مدیریتشون کنیم.
    حالا که شما تو این رشته ای باید برای ادامه تلاش کنی و سعی نکنی ولش کنی چون در این صورت هم موقعیت تحصیل رو از دست میدی و هم بهتر از تحصیلت در حال حاضر گزینه ی جایگزینی وجود نداره.

    تو گفتی:
    اکثر بچه های ما یا استعداد درخشان بودن یا قبلش کار کرده بودن یا توی طول همون ترم اول دوم کار کردن . من نکردم این کارا رو.

    خیلی خوب نشون دادی که چرا انگیزه و میلت از دست رفته.
    مادامی که بخوای دیگران رو رصد کنی زمانی نداری که بشینی و کارای خودت رو انجام بدی...
    دوست من از این استعدادهای درخشان و نفرات برتر زیادن ولی وقتی وارد دانشگاه میشن یا مقاطع بالاتر حرفی برای گفتن ندارن و در انبوهی از دانشجویان گم میشن. پس فکر میکنم اونی که باید میلش رو از دست بده اونها هستن نه شما...

    شما یه فرد معمولی هستین مثل ما... که دارین درس میخونین و خودتونو با دیگران مقایسه نکنین.. کی بهتره , کی بدتره... فقط تمرکزتون رو ازتون میگیره.

    خودتونو مؤظف به تلاش کنین بالاخره زندگی جریان داره و شما باید با جریان زندگی حرکت کنین , سعی کنین حداقل اشتباه رو داشته باشین. اگر قرار بر اتلاف وقت و بی انگیزگی بود پس چرا اصلا دانشگاه اومدین؟ اومدین که یک پله بالاتر برین و بزگتر بشین و برای آینده آماده باشین...

    سعی کن کنار درس خوندن یه کار هنری انجام بدی که دوستش داری این انگیزه و روحیت رو بالا میبره.

    از طرفی در مسائلی که نمیدونی برای کارای دانشگاه و درس خوندن از اونایی که برترن سوال کن و از سوال کردن فرار نکن اینطور هم اطلاعاتت زیاد میشه و هم اشتباهاتت رو کشف میکنی.
    شاد باشی
    آدم هايي هستند در زندگي, که "چگالي" وجودشان بالاست

    افکار، حرف زدن، رفتار، محبت...

    و هر جزئي از وجودشان "
    امضادار" است.

    "ردپا" حک مي کنند روي دل و جانت

    اينها را بايد قدر بداني.. وگرنه دنيا پر است از

    آن ديگرهاي بي امضايي که

    "شيب منحني" حضورشان

    هميشه ثابت است...

    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •