تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:delaviz
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من یه مشکلی دارم و اون اینه که نمیتونم خودمو تو بحران مدیریت کنم، واسه همینم سرزنش میشم.
    من به یه چیز حساسم اونم مور مور شدنه.
    خیلیا فکر میکنن مور مور بدن یعنی گز گز یا سنجاق سنجاق شدن اما مال من فرق داره.
    مثلا یه وقتایی بوده که والیبال بازی کردیم اونقدر با دست به توپ زدیم دستمون مور مور شده یا مثلا پامون زیرمون مونده و بعد مور مور شده.
    مثل اینکه مورچه های زیادی زیر پوست آدم میگردن و بعد من حس میکنم دستام مال خودم نیست و مث بادکنک باد کرده.
    این اتفاق وقت افت فشار یا مخصوصا ترس رخ میده..
    من همش فکر میکنم دارم میمیرم.... بعد مدام جیغ میزنم.تپش قلب میگیرم و اصلا یه وضعی
    تا وقتی با کلی شکلات و نمک و آب قند حالم بهنر بشه..
    این منو افسرده کرده و از خونه کم بیرون میرم چون گاهی وقتا توخیابون اینطوری میشم و خیلی وحشت زده میشم. همش فکر میکنم ایندفعه خوب نمیشم و میمیرم..... خیلی غمگین و افسردم
    ویرایش توسط delaviz : 2015_09_26 در ساعت 07:46
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران  سپاس شده توسط narges☺

  3. ارسال:2#
    کسی نمیخواد منو مشاوره بده؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    narges☺ آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    چندتا سوال میپرسم تا مشاورا بهتر کمکتون کنن

    چندسالتونه؟
    چه زمان هایی بیشتر این حالت بهتون دست میده؟چقدر ادامه داره؟
    حالات و ترس هارو توضیح بدین
    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  5. مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران  سپاس شده توسط delaviz,niloofarabi

  6. ارسال:4#
    سلام نرگس جون
    26
    زمانی که حس کنم دستام دارن حالت ضعف یا بی حسی میگیرن. یا نه زمانی که تو یه موقعیت باشم که آمادگیشو ندارم یا موقعیت اضطراب آوریه. وقتی میترسم حالم خیلی خراب میشه.
    نمیدونم چقدر شاید ده تا بیست دقیق عذاب آورررر
    تپش قلب، مور مور ، که بالا توضیحشو دادم.
    نگرانی از همه چی
    ترس شدید
    وحشت از مرگ ناگهانی
    دقیقه های بسیار سخت که تو تنهایی و بین مردم بیشتر میشه مخصوصا دور از خونه..
    پاسخ با نقل و قول

  7. مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران  سپاس شده توسط narges☺

  8. ارسال:5#
    niloofarabi آواتار ها
    با سلام

    جنسیت شما و اینکه چه مدت هست که این علایم رو دارید ؟ آیا اتفاقی خاصی اخیرا براتون افتاده که این حالت ها ایجاد شده؟
    بیماری خاصی مثلا تپش قلب یا ... ندارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران  سپاس شده توسط delaviz,narges☺

  10. ارسال:6#
    سلام نیلوفر جون
    جنسیتم از اسمم پیدا نیست؟ دخترم دیگه.
    خیلی وقته شاید 4 سال میشه. یه مدت این مور موره به شکل تپش قلب در اومده بود ولی همونم آزارم میداد. حالا چند روز پیش سرمای شدید خوردم و ضعف داشتم یهو اینطور شدم اونم سه بار در روز خیلی استرس بهم وارد شد.
    دچار اختلالات پریود شدم که خوندم بخاطر استرسه.
    نه بیماری ندارم این ترس لعنتی و فکر چند ساله از ذهنم بیرون نمیره و اگه بیاد بشدت با حالتای جسمانی خودشو نشون میده ... مثل تپش و مور مور و اختلال بینایی و کمی سرگیجه و ترس و وحشت شدید
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:7#
    narges☺ آواتار ها
    سلام

    این تاپیک رو بخونین


    با استرسی که دارم نمیتونم ازدواج کنم!
    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکلی که منو پریشان کرده؛ مورمور شدن بدن و ناتوانی در مدیریت بحران  سپاس شده توسط delaviz,niloofarabi

  13. ارسال:8#
    سلام, مممنون نرگس
    ولی خواهش میکنم تنهام نذارین بیاین مشاوره
    من فکر کنم علاوه بر وحشت زدگی آگورافوبیا (بازار هراسی یا گذرهراسی) هم د ارم
    خاک بر سرم امکان نداره درمان بشم امروزم اینطور شدم تنها بودم داشتم سکته میکردم همش منتظر بودم ببینم کی علایم شروع میشه عرق کردم , تپش قلب گرفتم و کمی انگشتام مور مور شد
    دو لیوان آب قند و نمک خوردم بعد اونم سرگیجه گرفتم .
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:9#
    niloofarabi آواتار ها
    با سلام
    شما نیاز به مراجعه حضوری دارید. برای مقابله با این علایم در وهله اول نیاز به دارودرمانی هست.
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    سلام
    نیلوفر آبی واسه دو تا مسئله اومدم.
    یکی اینکه واسه اون روز ببخشید خب من در موقعیت بدیم و استرس زیادی دارم.اون روزم گفتم تاپیکی بزنم از حال و هوای استرس در بیام آمدی تاپیکو بستی. منم خیلی ناراحت شدم بالاخره روحیمون خوب نبست میایم قوانین هم شرایطو سخت تر میکنه. من واقعا آدم عصبی نیستم ولی خب فشار روم زیاده.
    ببخش من منظوری نداشتم فقط نگران و آشفتم همین.
    من دارو نمیتونم بخورم مادرم بشدت مخالفه .

    نمیشه روان درمانی بشم ... تو همین تاپیک مشاورم بدین.
    آقای دکتر عزیزی شما خیلی تاپیکا رفتین اینجام بیاین البته اگر دوست داشتین من توقعی ندارم. این فقط یک دعوته...

    :-(
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •