تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)
  
  

مشاهده RSS Feed

زینب سیدی

دل نوشته

به این مطلب امتیاز بدهید
توکلت علی الله والیه اُنیب
کاری نشد ندارد وقتی اراده ات را گره زده باشی به اراده ی خدا


دلم را سپردم به بنگاه دنیا


و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز

برای دلم

مشتری آمد و رفت

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت:

چرا این اتاق
پر از دود و آه است

یکی گفت:

چه دیوارهایش سیاه است

یکی گفت:

چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت:

و انگار هر آجرش

فقط از غم و غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری

ومن تازه آن وقت گفتم:

خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید، دیگر

برای شما جا نداریم

از این پس به جز او

کسی را نداریم..

Submit "دل نوشته" to Digg Submit "دل نوشته" to twitter Submit "دل نوشته" to del.icio.us Submit "دل نوشته" to StumbleUpon Submit "دل نوشته" to Google Submit "دل نوشته" to Facebook Submit "دل نوشته" to کلوب Submit "دل نوشته" to تبیان

نظرات