صفحه 7 از 15 ... 56789 ...
نمایش نتایج: از 61 تا 70 از 144

موضوع: عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد

18123
  1. بالا | پست 61
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط anahid نمایش پست ها
    به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز
    همیشه دوس داشتم با اونیکه عاشقشم ازدواج کنم . هرکیو تو خیایون میبینم میگم شکلشه.همرو به شکل اون میبینم .دارم دیوونه میشم.حتی میخواستم برم هیپنوتیزم کنم گفتن نمیشه.شوک الکتریکی میشه؟میخوام فراموشش کنم چه خاکی بریزم سرم اخه

  2. بالا | پست 62
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    January_2014
    شماره عضویت
    9658
    نوشته ها
    85
    سپاس
    178
    190
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    شاید هیچی مثل اینکه یک سال باهاش زندگی میکردی ،مشتاقت نمیکرد برای فراموشیش. . .
    مشاوره بلد نیستم
    ولی اینو تجربه کردم
    یه پله جلویی
    نمیدونم چجوری باید بهت بگم شانس اوردی باهاش درگیر نشدی!
    ولی میدونم که خدا خاسته که درگیر نشدی
    امضای ایشان
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
    طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم. . . .

  3. بالا | پست 63
    مدیر داخلی همیاری

    عنوان کاربر
    مدیر داخلی همیاری
    تاریخ عضویت
    September_2013
    شماره عضویت
    7542
    نوشته ها
    1,832
    صلوات
    400
    دلنوشته
    4
    آرزوم اینه که یه باردیگه تو نگاه کنی تو چشام/آرزوم اینه که بمونی تا آخرش تو باهام/بیاتموم عمرموبمون پیشم نرو
    سپاس
    4,821
    4,389
    نوشته های وبلاگ
    23
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    سلام دوست عزیز
    خانم ساناز لطفا تاپیک خودتون روبه حاشیه نبرید که مشاورین واعضا اگرخواستن پستی بذارن سردر گم نشن
    تاپیک مشاوره فقط درحیطه مشاوره بایدپیش بره این شعرهاروتوی قسمت هرچه میخواهددل تنگت بگوبنویسید چون اینجوری تاپیکتون از حالت مشاوره ای خارج میشه واگرکسی مشکل مشابه شماروداشته باشه و دنبال یه راهکارباشه بین راهکاروشعرهاسردرگم میشه
    لطفااگر میخواید ازتاپیکتون جواب بگیرید منتظر مشاورین وهمیاران همیاری باشید
    باتشکر
    موفق باشید
    امضای ایشان
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  4. 2 کاربر مقابل از elnaz.t عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  5. بالا | پست 64
    مدیر کل همیاری

    عنوان کاربر
    مدیر کل همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2010
    شماره عضویت
    5
    نوشته ها
    3,374
    صلوات
    192
    دلنوشته
    6
    اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
    سپاس
    2,638
    8,732
    نوشته های وبلاگ
    38
    دریافت
    146
    آپلودها
    5
    سلام ساناز خانم عزیز

    برای اینکه بتوانید با مساله مواجه بشید، لازم میدانم گام به گام مواردی رو با شما در میون بگذارم. دوست دارم من رو همراهی ام کنید

    ابتدا می خوام درباره شکست، به طور کلی، و بعد درباره شکست عاطفی، به طور خاص، با شما صحبت کنم و نکاتی رو پیرامونش بیان کنم.

    آماده اید؟

    شکست، به طور کلی، و شکست عاطفی به طور خاص، پدیده هایی نسبتا عمومی محسوب می شوند. تقریبا همه تجربه ی شکست را دارند و همه دوره ای از زندگی خودشون طرد کننده خواهند بود.

    شکست می تونه دوره ای از زندگی رو تغییر بده، و با وجود همه سختی هایی که داره، مایلم تاکید کنم بر اینکه افراد توانایی بهبود و بازگشت از این تجربیات دردآور رو دارند.

    شکست باعث احساسات و رفتار قابل پیش بینی خواهد شد، که البته وقتی کاملا درک شوند، می توانند حل شوند.

    هر تجربه ای به قدرتمندی شکست عاطفی و طرد می تواند تصویر فرد از خویش را تغییر دهد و تصویری منفی و نامطمئن را پدید آورد که مشکل ساز خواهد شد و ما در این باره هم باید صحبت کنیم.

    تجربه شکست ترس ها و آسیب پذیری های موجود را در افراد بیدار می کند، و این ترس ها فرآیند بهبود را پیچیده می کند، که با آگاهی از این ترسها و آسیب پذیریها و شیوه های مقابله با آنها، روند بهبودی بسیار می تواند پیشرفت کند.

    علیرغم اینکه شکست تقریبا همیشه دردآور است، اما افراد معمولا درد و رنجشان را ورای توانایی ادراک می کنند. این ادراک آزاردهنده است و روی این مورد هم باید کار کنیم، ان شاء الله

    میخوام بهتون یه تکلیف بدم، به عنوان تکلیف نخست تا به یاری خدا کار رو شروع کنیم. مایلم اول حضوری بزنید تا بدانم چقدر آماده اید تا تکالیف رو انجام بدید، و ان شاء الله کار رو شروع کنیم.

    حضورتون رو لطفا اعلام کنید
    ویرایش توسط admin : 2015_03_15 در ساعت 01:18
    امضای ایشان
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  6. 6 کاربر مقابل از admin عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  7. بالا | پست 65
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    August_2013
    شماره عضویت
    6866
    نوشته ها
    30
    سپاس
    58
    46
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    ساناز؟؟
    من الان درکت نمی کنم!!
    یه جا میگی من فقط یه ارشد دارم و هیچی نیستم،یه جا میگی فکر نمی کردم پسری که از من کمتره با من اینکارو کنه!!
    اول بگو ببینم چرا میگی هیچی نیستم؟
    چون یه بار آقا به هدفش نرسیده و برای انتقام اینو بهت گفته؟
    اصلا از نظر تو چیزی بودن یعنی چی؟
    بعدشم به نظرت همین ارشد چیزِ کمیِ؟
    اگه چیزی نیست چرا اون آقا نتونسته به دستش بیاره؟
    بعدشم مطمئنی این آقا مشکل روانی نداره؟
    اینو نمیگم که مثلا تو رو ازش دلسرد کنما!
    واقعا با چیزایی که تو ازش گفتی بهش نمی خوره رفتارش نرمال باشه!
    به نظر من که خودش مریضِ،داره مرضش رو به تو و بقیه هم سرایت میده!:|
    بعدشم به نظر من این آقا خودش خوب می دونه در حدِ تو نیست،واسه همینم پا پیش نمیذاره!
    اگرم می بینی تو رو از خودش می رونه دلیلش اینه که نمی خواد این نقطه ضعفش رو رو کنه و برای حفظ غرورش داره تو رو تخریب می کنه!
    به نظر من که تو خیلی حیفی!
    باز خود دانی!
    اما از من می شنوی تمام نشانه های این شخص رو از زندگیت پاک کن و تمام راه های ارتباطیت رو باهاش از بین ببر!
    امضای ایشان
    وقتی که مرگ ما را برباید

    - تو را و مرا-

    نباید که در پایان راهمان

    علامت سوالی بر جای بماند!

    تنها نقطه ای ساده

    همین و بس...

    چرا که ما

    در حیات کوتاه خویش

    فرصت های بی شماری داریم

    که دریابیمشان!

  8. 4 کاربر مقابل از leila.7 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  9. بالا | پست 66
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام ساناز خانم عزیز

    برای اینکه بتوانید با مساله مواجه بشید، لازم میدانم گام به گام مواردی رو با شما در میون بگذارم. دوست دارم من رو همراهی ام کنید

    ابتدا می خوام درباره شکست، به طور کلی، و بعد درباره شکست عاطفی، به طور خاص، با شما صحبت کنم و نکاتی رو پیرامونش بیان کنم.

    آماده اید؟

    شکست، به طور کلی، و شکست عاطفی به طور خاص، پدیده هایی نسبتا عمومی محسوب می شوند. تقریبا همه تجربه ی شکست را دارند و همه دوره ای از زندگی خودشون طرد کننده خواهند بود.

    شکست می تونه دوره ای از زندگی رو تغییر بده، و با وجود همه سختی هایی که داره، مایلم تاکید کنم بر اینکه افراد توانایی بهبود و بازگشت از این تجربیات دردآور رو دارند.

    شکست باعث احساسات و رفتار قابل پیش بینی خواهد شد، که البته وقتی کاملا درک شوند، می توانند حل شوند.

    هر تجربه ای به قدرتمندی شکست عاطفی و طرد می تواند تصویر فرد از خویش را تغییر دهد و تصویری منفی و نامطمئن را پدید آورد که مشکل ساز خواهد شد و ما در این باره هم باید صحبت کنیم.

    تجربه شکست ترس ها و آسیب پذیری های موجود را در افراد بیدار می کند، و این ترس ها فرآیند بهبود را پیچیده می کند، که با آگاهی از این ترسها و آسیب پذیریها و شیوه های مقابله با آنها، روند بهبودی بسیار می تواند پیشرفت کند.

    علیرغم اینکه شکست تقریبا همیشه دردآور است، اما افراد معمولا درد و رنجشان را ورای توانایی ادراک می کنند. این ادراک آزاردهنده است و روی این مورد هم باید کار کنیم، ان شاء الله

    میخوام بهتون یه تکلیف بدم، به عنوان تکلیف نخست تا به یاری خدا کار رو شروع کنیم. مایلم اول حضوری بزنید تا بدانم چقدر آماده اید تا تکالیف رو انجام بدید، و ان شاء الله کار رو شروع کنیم.

    حضورتون رو لطفا اعلام کنید
    سلام
    خواستم بگم .واااااااای.الهییییییییییی یییییییییییی.
    بخاطر من این ساعت شب متن نوشتید؟
    خدایا پس تو این دنیات هنوز کسایی هستن که من براشون مهم هستن؟ من فکر میکردم تنهام.
    من فقط به سوال میخوام ازتون بپرسم اقای دکتر
    شما که میگید من خوبم ؟ اکی .من خوبم من حتی از شما هم بالاترم خوبه؟
    پسچرا اون پسر منو نخواست ؟من دلیل منطقی میخوام.من برای شما هم خصوصیات شخصی خودمو هم اون پسرو ریختم تو دایره .از فکرو علم شما هم میخوام استفاده کنم مسلما میدونید با این چیزایی که توضیح دادم اون طرزفکرش چیبوده؟ چرا منو نخواست؟
    فقط اینو میخوم بدونم
    اگه من چنروز پیش ناراحت بودم یا اگه تند برخورد کردم منو ببخشید توشرایط روحی بدی هستم حال روحیم بده ممنونم

  10. بالا | پست 67
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    اقای دکتر منکه اومدم تو این سایت اعتماد بنفس نداشتم شما کاری کردید انقدر اعتماد به نفس پیدا کردم که به دوستام فخر فروشی میکنم ازطرفیم حالم بدترشده قبلا برخودم داستان میساختم که خب من چیزی ندارم من خوشکل نیستم که اون پسر بخواد با من ازدواج کنه و منو دوس داشته باشه این کمی منو قانع میکرد.اما حالا که فکر میکنم همچی دارم از همه دوستای هم سن خودم بالاترم با همه بحث میکنم انتقاد میکنم کسیو بجز خودم قبول ندارم تا میاد حرف میزنه یچیزی میگم که ضایع شه و یا مثلا یکی از دوستام بمن میگفت دکترا قبول شده من انقدر اعتماد بنفسم بالا رفته که از زیر زیونش با زرنگی با حرف کشیدم که باید کارنامتو ببینم وگرنه باور نمیکنم .یا مثلا به کسی اعتماد ندارم مثلا یکی از دوستام میگفت دانشگاه کاشان مطالعات اعتیاد قبول شدم منم با خنده بهش گفتم از کی تاحالا دانشگاه کاشان این رشترو میگیره ؟ از این حرف زدنم که اونو ضایع کردم لذت میبرم . یا چن روز پیش یکی از دوستام گفت فلان رشترو فلان دانشگاه قبول شدم انقدر بهم زیختم رفتم تو نت سرچ کردم ببینم همچین دانشگاهی همچین رشته ای داره یا نه؟با تحقیق میکنم ببینم راست میگه یا نه نمیدونم چرا انقدر خودخواهم.قبلا اصلا اینجوری نبودم اصلا حرف نمیزدم تو جمع .سرکلاس تودانشگاه با اینکه جواب سوالیوبلد بودم دستمو بلند نمیکردم خیلی کم ارائه میدادم.
    ولی مشکل اینجا اضافه میشه باخودم میگم منیکه انقدر خوبم انقدربالا هستم چرا سامان میگه نمیخوامت؟ این منو دیوونه میکنه الیته این گاهی میاد تو ذهنم درحالی که قبلا خیلی درگیرش بودم مدام بهش فکر میکنم یجوری ازش متنفرشدم بیشخصیت ترین ادم روی زمینه حالم ازش بهم میخوره تمام عکساشو دیلت کردم . هیچی حالیش نبود بدبخت کاردانی علمی کاربردی بدون کنکور کامپیوتر خونده بود نرم افزار ورد بلد نبود. گاهی انقدر ازش بیزار میشم که میخوام دستمو بندازم تو گلوش خفش کنم از دستش راحت شم .منو روانی کرده .شیطونی میگه 40 میلیگرم پاراکوات (علف کش)بربزم تو یه چیزی بدم بخوره راحت شم از دستش.

  11. بالا | پست 68
    مدیر کل همیاری

    عنوان کاربر
    مدیر کل همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2010
    شماره عضویت
    5
    نوشته ها
    3,374
    صلوات
    192
    دلنوشته
    6
    اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
    سپاس
    2,638
    8,732
    نوشته های وبلاگ
    38
    دریافت
    146
    آپلودها
    5
    سلام

    دقت کنید: اعتماد به نفس، غرور و خودپسندی، خودخواهی، حسادت، عزّت نفس و مفاهیمی از این دست، با هم تفاوت های مهمی دارند.

    اعتماد به نفس، یعنی باور شما نسبت به قابلیت ها، توانایی ها، و نیروهای درونی برای انجام کارها

    تمسخر دیگران، ناراحتی از موفقیت بقیه، انکار پیشرفت سایرین، لذت بردن از تحقیر افراد و ...، ارتباطی به اعتماد به نفس ندارند؛ ارتباطی به عزّت نفس هم ندارند.

    اون موقع که خود رو دست کم می گرفتید، به این خاطر بود که عزت نفس نداشتید، چون ارزش خودتون رو در زیبایی ظاهری تعریف کرده بودید، و چون قضاوت تون از زیبایی ظاهری خودتون منفی بود(از دید خودتون)، درگیر افکار منفی می شدید و خود رو کم در نظر می گرفتید.

    اکنون که خود رو بالاتر از بقیه می بینید و می دانید، و از موفقیت دیگران ناراحت می شوید، میتونه ناشی از حسادت، خودکم بینی، رقابت و مقایسه های منفی، کمال گرایی منفی، و ... باشد.

    اگر دید خود رو وسیع کنید، متوجه خواهید شد که هیچ دلیلی وجود نداره که کسی اجبار داشته باشه که عاشق خصوصیات ما بشه. هر انسانی ویژگی های منحصر به فردی رو داره، و میتونه با شناسایی نقاط مثبت و منفی خود، در جهت تقویت صفات و ویژگی های رفتاری مثبت، و کاهش یا حذف ویژگی های منفی حرکت کنه. در انتخاب همسر، ممکنه شما دیدتون این باشه که طرف مقابل من باید فلان مدرک، فلان شغل، فلان پایگاه اجتماعی، فلان خانواده و ... رو داشته باشه. ممکنه فرد دیگری موارد دیگری براش اهمیت داشته باشه. پس، ذهن خودتون رو وسیع تر کنید.

    شما نیاز هست راجع به کمالگرایی، و حسادت تون نسبت به موفقیت دیگران، تغییراتی در خودتون ایجاد کنید.

    همچنین دیدگاه تون رو راجع به ذهنیت های دیگران عوض کنید. آنچه شما فکر می کنید(مثلا اینکه یم پسر باید از فلان ویژگی ها خوشش بیاید)، لزوما مساوی نیست با آنچه دیگران فکر می کنند. هر کسی می تواند دیدگاه های خود را داشته باشد، بنابراین، ذهن خود رو از این قضاوت ها رها کنید تا رها بشید.
    امضای ایشان
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  12. 3 کاربر مقابل از admin عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  13. بالا | پست 69
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    دقت کنید: اعتماد به نفس، غرور و خودپسندی، خودخواهی، حسادت، عزّت نفس و مفاهیمی از این دست، با هم تفاوت های مهمی دارند.

    اعتماد به نفس، یعنی باور شما نسبت به قابلیت ها، توانایی ها، و نیروهای درونی برای انجام کارها

    تمسخر دیگران، ناراحتی از موفقیت بقیه، انکار پیشرفت سایرین، لذت بردن از تحقیر افراد و ...، ارتباطی به اعتماد به نفس ندارند؛ ارتباطی به عزّت نفس هم ندارند.

    اون موقع که خود رو دست کم می گرفتید، به این خاطر بود که عزت نفس نداشتید، چون ارزش خودتون رو در زیبایی ظاهری تعریف کرده بودید، و چون قضاوت تون از زیبایی ظاهری خودتون منفی بود(از دید خودتون)، درگیر افکار منفی می شدید و خود رو کم در نظر می گرفتید.

    اکنون که خود رو بالاتر از بقیه می بینید و می دانید، و از موفقیت دیگران ناراحت می شوید، میتونه ناشی از حسادت، خودکم بینی، رقابت و مقایسه های منفی، کمال گرایی منفی، و ... باشد.

    اگر دید خود رو وسیع کنید، متوجه خواهید شد که هیچ دلیلی وجود نداره که کسی اجبار داشته باشه که عاشق خصوصیات ما بشه. هر انسانی ویژگی های منحصر به فردی رو داره، و میتونه با شناسایی نقاط مثبت و منفی خود، در جهت تقویت صفات و ویژگی های رفتاری مثبت، و کاهش یا حذف ویژگی های منفی حرکت کنه. در انتخاب همسر، ممکنه شما دیدتون این باشه که طرف مقابل من باید فلان مدرک، فلان شغل، فلان پایگاه اجتماعی، فلان خانواده و ... رو داشته باشه. ممکنه فرد دیگری موارد دیگری براش اهمیت داشته باشه. پس، ذهن خودتون رو وسیع تر کنید.

    شما نیاز هست راجع به کمالگرایی، و حسادت تون نسبت به موفقیت دیگران، تغییراتی در خودتون ایجاد کنید.

    همچنین دیدگاه تون رو راجع به ذهنیت های دیگران عوض کنید. آنچه شما فکر می کنید(مثلا اینکه یم پسر باید از فلان ویژگی ها خوشش بیاید)، لزوما مساوی نیست با آنچه دیگران فکر می کنند. هر کسی می تواند دیدگاه های خود را داشته باشد، بنابراین، ذهن خود رو از این قضاوت ها رها کنید تا رها بشید.
    سلام ممنون.ینی ملاک سامان چی هست که من اونو ندارن؟ اهان فهمیدم ملاکش یه دخترخرابه که من نیستم .میخواست شاید زنش با هزار نفر قبلا بوده باشه حتما اوپن ماینده .
    درمورد مشکل دومم :شما گفتید اعتماد به نفس، یعنی باور شما نسبت به قابلیت ها، توانایی ها، و نیروهای درونی برای انجام کارها
    خب من همه این مواردو دارم هم به توانایی هام باور دارم و انگیزه زیادی برای پیشرفت دارم.
    و شما این جمله هم گفتید
    اکنون که خود رو بالاتر از بقیه می بینید و می دانید، و از موفقیت دیگران ناراحت می شوید، میتونه ناشی از حسادت، خودکم بینی، رقابت و مقایسه های منفی، کمال گرایی منفی، و ... باشد. ایا رقابت به عامل منفیه؟ خودمو کم نمیبینم هیچوقت در جملات قبلم گفتم که خودمو از همه بالاتر میبینم .فقط نسیت به کسیکه از لحاظ علمی از من بالاتره خودمو کم میبینم مثلا استاد دانشگاهم یا کسایی که رشته مورد علاقه منو مثل دندونپرشکی یا پزشکی میخونن یجوریی حالم بد میشه

    در جملات بعدیتون اینم گفتید : میتونه با شناسایی نقاط مثبت و منفی خود، در جهت تقویت صفات و ویژگی های رفتاری مثبت، و کاهش یا حذف ویژگی های منفی حرکت کنه.

    منم همینکارو میکنم دیگه میخوام ویژگی های مثبتم تقویت کنم

    شما میگین که : شما نیاز هست راجع به کمالگرایی، و حسادت تون نسبت به موفقیت دیگران، تغییراتی در خودتون ایجاد کنید.

    خب من اگه بخوام به فکر پیشرفت باشم اعتماد بنفسه یا کمال گرایی؟ اون بالا که گفتید اعتماد به نفس ینی نبروی درونی برای انجام کارها خب منم که نیرودارم برای انجام کارم پس چه ارتباطی به کمال گرایی داره؟ هرکی بخواد پیشرفت کنه کمال گراست؟ خب چه اشکالی داره؟ انسان برای رسیدم به کمال به وجود اومده چه اشکال داره که همه بخوان به کمال برسن؟

    یعنی من حسودم؟ ینی من هنوز اعتماد به نفسم ندارم؟ هرکار میکنم نسبت به پیشرفت دیگران تو علم اینجوریم خب همین عاملم باعث پیشرفتم میشه اگه این خصوصیتو نداشتم که منفیه البته.شاید هیچوق درس نمیخوندم بخاطر اینکه از دیگران بالاتر باشم درس خوندم .یجورایی انگاربخاطر پوز دادن بخاطر اینکه ارامش داشته باشم درس خوندم.نه بخاطر پول .
    من نمیدونم چکار کنم همین الان که دارم پایسختونو میدم دارم سعی میکنم یه جمله ای از متنتون پیدا کنم که ازش ایراد بگیرم. ای خدا من چقد خودخواهم دارم دیوونه میشم.این مشکلم حل میشه یه مشکل دیگه ای اضافه میشه

  14. بالا | پست 70
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    دلم بر خودم سوخت تایپیکو از اول ریویو کردم چقدحقارتو بدبختم .منکه انقدر مغرورمومنکه میخوام ازهمه بالاتر باشم منکه جز خودم کسیو قبول ندارم ببین چقد انقدر ذلیل شدم فقط عشق میتونه منو از پا دربیاره .یبار عمم بر پسرش که دیپلمه و پولدارن حتی خوشکل خواستگاری کرد ازم حدود یسال پیش بهش گفتم عمه من هیچوقت با یپسر دیپلم ازدواج نمیکنم حتی اگه زیبای خفته باشه بعدچن ماه سامان پیداش شد فکر کنم عمم نفرینم کردهیچوق فکر نمکردم یروز التماس یه پسراینجوریو کنم انگار طلسمم کردن رفتارم دست خودم نبود.منم اگه یکی انقدر التماسم میکرد ازش فاصله میگرفتم بعضی ادما ا رفتارشون باعث میشن که دیگران بد بشن.منم دیگه عشقموبه کسی نمیدم بد میشم ...باید اینجوری زندگی کرد.من بی اعتماد شدم دیگه من دیگه به این راحتی عاق نمیسم فقط یبار عاشق شدم که افسوس خوردم . اشتباه کردم ...

  15. کاربر مقابل از sanaz1368 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


صفحه 7 از 15 ... 56789 ...

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد