نمایش نتایج: از 1 تا 1 از 1

موضوع: سرمایه های انسان؛ بازارها، خریدارها، و خسران ها

1245
  1. بالا | پست 1
    مدیر کل همیاری

    عنوان کاربر
    مدیر کل همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2010
    شماره عضویت
    5
    نوشته ها
    3,374
    صلوات
    192
    دلنوشته
    6
    اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
    سپاس
    2,637
    8,731
    نوشته های وبلاگ
    38
    دریافت
    146
    آپلودها
    5

    سرمایه های انسان؛ بازارها، خریدارها، و خسران ها

    تفسیر سوره والعصر

    نظرى كلّى به سوره‏


    1. سوگند و قسم به عصر، دليل مقدس بودن زمانه است. زمانه عامل خسارت نيست.

    2. الف و لام‏، به معنى كل است و هر عصر را شامل مى‏شود، چه در زندگى فردى و چه در دوره‏هاى اجتماعى و تاريخى؛ يعنى قسم به تمام دوره‏ها كه انسان در خسارت است. چرا؟ چون در برابر آنچه از دست داده چيزى به دست نياورده است.

    3. با كلمه‏ «لفى خُسرٍ»، به سرمايه‏ها و بازارها و خريدارها و خسارت انسان اشاره شده، خواه اين خسارت به خاطر ركود سرمايه‏ها و يا اسراف در سرمايه‏ها باشد؛ ركودى كه به خاطر جهل به سرمايه‏ها و يا جهل به نيازها است و اسرافى كه به خاطر جهل به خريدارها و بازارهاست.

    كسى كه بازار محدودى را جولانگاه استعدادهاى عظيم خود كرده و كسى كه با خريدارهاى لخت و بى‏ مايه سودا نموده، ورشكست مى ‏شود.

    همان‏طور كه جهل به مقدار سرمايه و جهل به نيازهاى بزرگ، به راكد ماندن سرمايه‏ ها مى‏انجامد، در نتيجه به خسارت.

    4. «إِلّا»، راه نجات از خسارت را نشان مى‏ دهد. در دو مرحله و با دو عامل، يكى عامل ايمان و يكى عامل مؤمن.

    5. «آمَنُوا»، بدون متعلق آمده و اين ايمان سه اثر دارد: يكى عمل و ديگرى استقامت و ديگرى سازندگى همكار و كار و استقامت در كار.

    6. «عَمِلُوا الصّالِحاتِ»، اين هر سه را مى‏تواند شامل بشود.

    در اين سوره رابطه بين ايمان و عمل مشخص شده است؛ ايمان است كه عمل را مى‏آفريند و اين عمل است كه ايمان را نيرومندتر مى‏سازد، همانند ريشه و برگ، اين ريشه است كه برگ‏ها را مى‏روياند و اين برگ‏ها هستند كه ريشه را غذا مى‏دهند و نفس مى‏دهند و رشد مى‏دهند تا حدى كه با مسدود شدن سوراخ‏هايشان ريشه مى‏خشكد.

    7. «تَواصَوْا بِالْحَقّ»، به نقش مؤمن اشاره دارد و تغيير سياق و سبك‏ به همين خاطر مى‏تواند باشد.

    8. «حَقّ»، اينكه حق چيست، گفت‏وگو زياد است و خلاصه آنچه با قانون‏هاى حاكم بر هستى و حاكم بر انسان هماهنگ و مطابق باشد و به رشد اينها بينجامد، حق است.

    حق ثابتى است كه ثبات مى‏دهد.

    9. صبر «وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ».

    در يك سوره اين همه بار نهفته، آن هم با آن آغاز و اين روابط و اين همه دقت و اين همه زييايى. اگر ما خودمان بخواهيم اين گونه مطالب را بگوييم چگونه شروع مى‏كنيم و چگونه به انجام مى‏رسانيم. آيا اين گونه مى‏توانيم از اعجاز قرآن و عظمت آن چيزى لمس كنيم؟ آيا با اين مقايسه‏ ها زودتر به اعجاز و برترى قرآن نمى‏رسيم؟[1]





    [1] صفايى حائرى، على، رشد: تفسير سوره والعصر، 1جلد، ليلة القدر - قم، چاپ: پانزدهم، 1381 ه.ش.
    امضای ایشان
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. 4 کاربر مقابل از admin عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد