صفحه 1 از 2 12
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 15

موضوع: عشق و علاقه به همکلاسی

6628
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13397
    نوشته ها
    16
    سپاس
    1
    8
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    Question عشق و علاقه به همکلاسی

    سلام
    قبلا هم مشکلاتم رو اینجا بیان کرده بودم ولی الان یه مسئله مهم تر برام پیش اومده
    من از ترم اول به یکی از دختر خانم های کلاس علاقه پیدا کردم.این چند روز (الان ترم سوم هستم)که به دانشگاه میرم میبینم که انگشتر(و نه حلقه) به دست(به انگشت دوم دست راست و انگشت وسط دست چپ) کرده.خیلی نگرانم ازاینکه نامزد کرده باشه ولی مطمئن نیستم.فکر اینکه بیخیالش بشم دیوونم میکنه اون هم موقعی که میدونم 3سال دیگه با هم رو به رو میشیم و من هم خیلی دوسش دارم و اصلا هدفم دوستی نیست و فکر میکنم معیار های مد نظر من در مورد همسر آیندم رو داره
    دختری با حجب و حیاست و حجابش کامله با این همه یه ذره شیطونه و زیاد به ظاهر و شخصیتش نمیخوره نامزد کرده باشه. تا الان هم باهاش هم صحبت نبودم
    من میخوام مطمئن بشم که نامزد نداره دراین صورت فعلا صبر میکنم.
    حالا به نظر شما این موضوع رو به مامانم بگم ؟ اگه مامانم با خانوادش این موضوع رو در میون بزاره(در حالی که اصلا از لحاظ شخصیتی و اقتصادی آمادگی وارد شدن به یه زندگی دو نفره رو ندارم و موافق هم نیستم) مشکلی پیش نمیاد؟
    چیکار کنم؟؟؟؟؟
    این موضوع خواب شب رو ازم گرفته و خیلی مضطربم کرده...

  2. کاربر مقابل از milad.b.n عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. بالا | پست 2
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    سلام شما هنوزدانشجو هستی
    وضعیت سربازیتون چجوریه؟
    وضعیت کار؟
    بهش فکر نکن یموقع ازدواج میکنه حالت گرفته میشه
    امضای ایشان
    حتی دلم نمیخواد دیگه بدبختیاتم ببینم برام مهم نیستی دیگه هیچ ارزشی برای من نداری ازخودم بخاطرفکرکردن بهت متنفرم.التماسمم کنی نمیخوامت دیگه

  4. کاربر مقابل از sanaz1368 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  5. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13397
    نوشته ها
    16
    سپاس
    1
    8
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    سلام شما هنوزدانشجو هستی
    وضعیت سربازیتون چجوریه؟
    وضعیت کار؟
    بهش فکر نکن یموقع ازدواج میکنه حالت گرفته میشه

    سربازی نرفتم
    کار هم ندارم فعلا
    چطور بهش فکر نکنم وقتی دوستش دارم و مهرش به دلم نشسته.هنوز که مطمئن نیستم نامزد داشته باشه.من فعلا به ازدواج فکر نمیکنم که بخوام کارو سربازیم ردیف باشه.
    من میخوام اگه نامزد نداره بدونه که دوستش دارم و صبر کنه تا روزی که شرایطشو پیدا کنم.ولی نمیدونم چطور متوجه بشم نامزد نداره و اینکه دوستش دارم؟

  6. کاربر مقابل از milad.b.n عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. بالا | پست 4
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    همونجور که ب دل منم اون اقا نشسته بود همه سعی میکردن کاری کنن بهش فکرنکنم
    اونکه ازدل تو خبرنداره یا یکیو واسطه قرار بده بره بهش بگه یا خودت بهش بگو مطمین باش قصد دوستی نداره تابخواد کارو سربازیت ردیف شه چن سا طول میکشه خودش یه عمره
    امضای ایشان
    حتی دلم نمیخواد دیگه بدبختیاتم ببینم برام مهم نیستی دیگه هیچ ارزشی برای من نداری ازخودم بخاطرفکرکردن بهت متنفرم.التماسمم کنی نمیخوامت دیگه

  8. کاربر مقابل از sanaz1368 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13397
    نوشته ها
    16
    سپاس
    1
    8
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    همونجور که ب دل منم اون اقا نشسته بود همه سعی میکردن کاری کنن بهش فکرنکنم
    اونکه ازدل تو خبرنداره یا یکیو واسطه قرار بده بره بهش بگه یا خودت بهش بگو مطمین باش قصد دوستی نداره تابخواد کارو سربازیت ردیف شه چن سا طول میکشه خودش یه عمره

    با مامانم صحبت نکنم در این رابطه؟
    فکر میکنم اگه خانوادگی برم جلو خیلی مطمئن تره اخه باید بفهمم نامزد داره یا نه

  10. بالا | پست 6
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    میتونی با مادرت صحبت کنی ولی بعیدمیدونم خانوادت راضی بشن ازطرفیم اگهم هردوطرف راضی باشن تاوقتی شرایط ازدواج فراهم شه طول میکشه تا این زمان هم
    میخوای با اون دختر ارتباط داشته باشی؟مثلا تلفنی مسیجی خانوادگی
    اگه اره که وابستگی میاره برهردوتون زیان اوره ممکنه اخرش هزارتا مساله پیش بیادکه وصلت سرنگیره
    اگم ارتباط نباشه که بازم هیچ تعهدی اون دختر و خانوادش نمیدن هر مورد بهتری براش پیدا شه ازدواج میکنه
    باید باهر دو قضیه کناربیایی
    امضای ایشان
    حتی دلم نمیخواد دیگه بدبختیاتم ببینم برام مهم نیستی دیگه هیچ ارزشی برای من نداری ازخودم بخاطرفکرکردن بهت متنفرم.التماسمم کنی نمیخوامت دیگه

  11. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13397
    نوشته ها
    16
    سپاس
    1
    8
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    میتونی با مادرت صحبت کنی ولی بعیدمیدونم خانوادت راضی بشن ازطرفیم اگهم هردوطرف راضی باشن تاوقتی شرایط ازدواج فراهم شه طول میکشه تا این زمان هم
    میخوای با اون دختر ارتباط داشته باشی؟مثلا تلفنی مسیجی خانوادگی
    اگه اره که وابستگی میاره برهردوتون زیان اوره ممکنه اخرش هزارتا مساله پیش بیادکه وصلت سرنگیره
    اگم ارتباط نباشه که بازم هیچ تعهدی اون دختر و خانوادش نمیدن هر مورد بهتری براش پیدا شه ازدواج میکنه
    باید باهر دو قضیه کناربیایی

    بااین اوصاف دیگه امیدی نمیمونه
    خیلی سردرگمم نمیدونم کدوم کار درسته نمیدونم چیکار باید کنم .از یه طرف نمیتونم بهش فکر نکنم از یه طرف دیگه شرایط واسه ازدواج مهیا نیست.
    فکر نمیکنم بتونم به صورت حضوری بهش بگم دوستش دارم .

  12. بالا | پست 8
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3
    با سلام

    شما اشاره کردید که هدفتون ازدواج هست ولی آمادگی ازدواج رو هم ندارید! یعنی در حال حاضر و آمادگی پذیریش مسئولیت های زندگی مشترک رو ندارید و صرفا می خواید یه رابطه عاطفی برقرار کنید تا مثلا چند سال دیگه شرایط ازدواجتون مهیا بشه.
    به نظر من قبلا از اینکه به این دختر خانوم ابراز علاقه کنید (مثلا از طریق خانپاده) خودتون شرایط ازدواجتون رو مهیا کنید، وقتی آمادگی ازدواج رو ندارید مثلا اگر این خانوم ازدواج هم نکرده باشن و فرضا قبول کنن که شما به همراه خانواده تون خواستگاری برید، در جلسه خواستگاری چه مطلبی رپ میخاید عنوان کنید؟!
    پس ابتدا تلاش کنید که شرایط اولیه ازدواج رو به لحاظ شخصیتی حداقل در خودتون ایجاد کنید، پذیرش مسئولیت زندگی و سایر مسائلی که برای زندکی مشترک مناسب هست.
    فعلا صبر کنید، رویا پردازی ذهنی هم نکنید! شما شناخت کافی هم از ایشون ندارید ، همونطور که از خودتون هم شناخت کافی ندارید. دوست داشتن و داشتن تنها و تنها حس خوب! نسبت به یه نفر، دلیل مناسبی برای ازدواج نیست.

    http://hamyaryiran.ir/thread5101.htm

    l
    در حالی که اصلا از لحاظ شخصیتی و اقتصادی آمادگی وارد شدن به یه زندگی دو نفره رو ندارم و موافق هم نیستم)
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_10_04 در ساعت 14:14
    امضای ایشان

  13. 2 کاربر مقابل از niloofarabi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  14. بالا | پست 9
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    November_2014
    شماره عضویت
    11953
    نوشته ها
    43
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    سپرده ای برای اون خواسته ای که سپردم به خدا...!
    سپاس
    36
    56
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    یه جا داستانی میخوندم ظاهرا برای اقای پائولو کوئیلو بوده
    میگه داشتم دم ساحل میرفتم
    دیدم داره یه چیزی میدرشخه
    فک کردم الان یه طلایی الماسی چیزیه
    رفتم سمتش دیدم یه قوطی حلبیه نوشابه است
    با خودم میکفتم من چقدر احمق بودم که این همه راه رو اومدم تا به خیال خودم الماس پیدا کنم ولی اخرش ...
    اما بعد فک کردم , اگه نمیومدم سمتش
    تا اخر عمر با خیال اینکه یه الماس رو گوشه ساحل ول کردم و رفتم زندگیم خراب میشد

    حالا قضیه شما هم اینه
    اولا این خانم مورد نظر هم ادمه
    عیب و ایراد داره , با شما اختلافاتی خواهد داشت و ... پس فرشته نساز ازش
    دوما که اگه نری سراغش فکرت اذیتت میکنه
    برو
    یا میگه اره یا میگه نه
    به هر حال تموم میشه
    ایشالا که میگه اره
    اما یک درصد هم گفت نه
    اون وقت زودتر افسردگی میگیره و داغون میشه و بعدشم میفهمی که ایشون از اسمون نیافتاده و دختر مثلش زیاده و تازه دختر بهترون اون هم هست

    پس برو جلو
    این نظر منه
    اگه خدا نکرده بد بشه , اوایلش شاید حتی به منم فحش بدی که که فلان فلان شده گفت برم جلو
    ابروم رفت
    غرورم شکست و ...
    اما اخرش که چی؟
    اخرش یا میه اره و یه مدت خوش و خرمی و بعد زندگیت بر میگرده به حالت عادی
    یا میگه نه و یه مدت غم و افسردگی و بعد زندگیت بر میگرده به حالت عادی
    زودتر تمومش کن تا زندگیت نرمال بشه و دنبال اهداف مهمتر بری
    زندگیت رو بسازی
    دینت رو بسازی
    به دنیا و اخرتت برسی
    حالا که شکر خدا دست و پا داری و چشم و گوش و ...
    بری کار کنی پول حلال در بیاری دست چهارتا بنده خدا هم بگیری

    برو برادر من
    برو بگو

  15. بالا | پست 10
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    November_2014
    شماره عضویت
    11953
    نوشته ها
    43
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    سپرده ای برای اون خواسته ای که سپردم به خدا...!
    سپاس
    36
    56
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    با سلام

    شما اشاره کردید که هدفتون ازدواج هست ولی آمادگی ازدواج رو هم ندارید! یعنی در حال حاضر و آمادگی پذیریش مسئولیت های زندگی مشترک رو ندارید و صرفا می خواید یه رابطه عاطفی برقرار کنید تا مثلا چند سال دیگه شرایط ازدواجتون مهیا بشه.
    به نظر من قبلا از اینکه به این دختر خانوم ابراز علاقه کنید (مثلا از طریق خانپاده) خودتون شرایط ازدواجتون رو مهیا کنید، وقتی آمادگی ازدواج رو ندارید مثلا اگر این خانوم ازدواج هم نکرده باشن و فرضا قبول کنن که شما به همراه خانواده تون خواستگاری برید، در جلسه خواستگاری چه مطلبی رپ میخاید عنوان کنید؟!
    پس ابتدا تلاش کنید که شرایط اولیه ازدواج رو به لحاظ شخصیتی حداقل در خودتون ایجاد کنید، پذیرش مسئولیت زندگی و سایر مسائلی که برای زندکی مشترک مناسب هست.
    فعلا صبر کنید، رویا پردازی ذهنی هم نکنید! شما شناخت کافی هم از ایشون ندارید ، همونطور که از خودتون هم شناخت کافی ندارید. دوست داشتن و داشتن تنها و تنها حس خوب! نسبت به یه نفر، دلیل مناسبی برای ازدواج نیست.

    http://hamyaryiran.ir/thread5101.htm

    l
    این حرفا خیلی قشنگه ها
    و همچنین خیلی منطقی و دلسوزانه
    ولی وقتی ادم حس عاشقی و ... بهش غلبه میکنه که به این چیزا نمیتونه فک کنه
    فرضا یک ساعت هم حرف شما تاثیر بذاره
    بعدش چی؟
    دوباره اسم اون , صدای اون , چهره اون و ...
    همه حرفا تموم
    دوست عزیز اگه میتونید به حرفای نیلوفر ابی عمل کنید حرفای من رو بذارید کنار
    چون این بهتره
    اما حرفای من رو به عنوان نقشه b نگاه کنید
    اگه این نشد برید سراغ حرفای من

صفحه 1 از 2 12

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد