نمایش نتایج: از 1 تا 2 از 2

موضوع: احساس خستگی و بی انگیزگی میکنم

172
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2020
    شماره عضویت
    20916
    نوشته ها
    1
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    احساس خستگی و بی انگیزگی میکنم

    مدتیه که به شدت احساس سردگمی و خستگی میکنم ۱۶ سالمه از دوران کودکی به شدت تو مشکلات خانوادگی بودم پدرم بیماری روانی داشت و وچار وسواس مالکیت بود خیلی وقتها از اذیت کردن ما خوشحال میشد اجازه هیچ تفریحی نداشتیم مادرم بعد مدتی بخاطر مشکلات و فشار های عصبی دچار بیماری سختی شد و بعد دوسال هنوز درگیره و بیماری درمانی نداره مسئولیت عاطفی روحی و درسی خواهرم با من شد بعد مدتی مادر پدرم جدا شدن حس میکنم مسئولیت همه با منه اینکه مادرمو از نظر روحی ساپورت کنم همینطور پدر و خواهرمو برای هر سه نفر با تمام توان تلاش میکنم تا تکیه گاهشون باشم و ارومشون کنم ولی حس میکنم کم اوردم حس تنهایی شدیدی میکنم به خصوص که پدرم هنوز مثل گذشته هست و برخی حرفاش در زمان عصبانیت مثل کاش که زودتر بمیری و .‌.. خیلی اذیتم میکنه نزدیک به پنج سال حس پوچی میکنم گاهی بهتر میشه ولی بعد بدتر از قبل میاد سمتم حس تنهایی میکنم کاملا اعتماد به نفسم رو از دست دادم از ترس اینکه خواهر کوچیکم حس منو پیدا کنه تموم تلاشمو میکنم پناهش باشم جوری که به همه میگه من مثل مادرشم و مادرمون خواهرش با این حال خودم خیلی خسته شدم و حس بی پناهی میکنم دلم یه پشتیبان میخواد به شدت همیشه سعی کردم بهترین خودم باشم ناامید نشم و به همه و همه چیز عشق بورزم جدیدا ناخوداگاه افکار خودکشی میاد سراغم ولی به خاطر اعتماد و اعتقادم به خدا کاملا پس میزنمشون ولی حس میکنم نیاز به راهنمایی دارم به شدت خیلی درمونده و گیجم نمیدونم دیگه باید چیکار کنم من همیشه شاگرد اول بودم ولی مدتیه کلا از درس زده شدم دیگه نمیتونم مثل قبل از چیزی لذت ببرم خواب و تغدیم بهم ریخته دیگه حس نزدیکی به اطرافیانم نداره گاهی خیلی گریه میکنم و گاهی میخوام ولی نمیتونم نیاز به راهنمایی دارم به شدت لطفا راهنماییم کنید که چیکار کنم ؟

  2. بالا | پست 2
    عضو همراهکاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2020
    شماره عضویت
    20660
    نوشته ها
    28
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    با سلام خدمت شما
    دوست عزیز بسیار متاسفیم از اتفاقات و تجربیات ناخوشایند بسیاری که در این سن کمتان از سر گذرانده اید و همچنین متحمل وظایف و مسئولیتهایی شده اید که هرگز مناسب سن شما نبوده است.
    مشخص است که دختر بسیار باهوش و توانمندی هستید ولی حتما باید به خودتان و نیازهایتان بیشتر بپردازید.
    شما فقط شانزده سال دارید و خودتان خواسته ها و نیازهایی دارید که اگر به آنها دقت نکنید نه تنها نمی توانید به کسی کمک کنید و حامی کسی باشید بلکه خودتان هم آسیب شدیدی خواهید دید.
    بهتر است بدانید که هر کسی اول از همه مسئول رسیدگی به خودش و نیازهای خودش است.
    شما هرگز هیچ وظیفه ای در برابر پدر و مادر خودتان و حتی خواهرتان ندارید.
    والدین شما با مسئولیت گریزی از وظایف خودشان این بار را بر دوش شما نهاده اند که البته دچار مشکل هستند اما این دلیل نمی شود شما چنین باری را به دوش بکشید.
    بهتر است اگر اطرافیان قابل اعتمادی دارید که رابطه تان خوب است مانند عمه یا خاله، مشکلات خودتان را با آنها در میان بگذارید.
    رفتارهای پرخاشگرانه پدرتان هم حتما بسیار آزاردهنده است اما باید خودتان را توانمندتر سازید تا کمترین آسیب را ببینید.
    این نکته را در نظر داشته باشید که شما هرگز نمی توانید کسی را نجات دهید و خواهر شما هم با شما هیچ تفاوتی ندارد و باید یاد بگیرد خودش از پس مسائل و مشکلاتش برآید و حمایت بیش از حد شما از ایشان فقط مانع رشد او و وابستگی بیشتر او به شما و عدم فرصت برای توانمندی و رشد خواهد شد.
    بنابراین بهتر است از نقش ناجی بیرون بیایید و اجازه دهید هرکسی متوجه مسئولیتهای خودش بشود و پدرتان هم بداند قرار نیست فردی همواره در کنارش باشد و به او سرویس بدهد بلکه اگر مراقب رفتارش نباشد و مسئولیت و تهعداتش را در این زمینه انجام ندهد رابطه اش را با شما از دست خواهد داد و قرار نیست تحت هر شرایط و با هر رفتاری حمایت شما را داشته باشد.
    با در اولویت قرار دادن نیازها و خواسته های دیگران و نادیده گرفتن خودتان بیشترین آسیب را به خودتان خواهید زد و بزرگترین ظلم را در حق خودتان می کنید و در چنین شرایطی تعجبی ندارد که احساس ارزشمندی خودتان را از دست بدهید.
    چرا که نه تنها خودتان به خودتان اهمیتی نمی دهید بلکه با این رفتارها به دیگران هم این پیام را می دهید که آنها و نیازها و خواسته هایشان در اولویت قرار دارد و مهمر از شما هستند و شما خودتان هیچ توجه و رسیدگی یا حمایتی از سمت آنها نیاز ندارید.
    پس بهتر اس به خودتان و نیازها و خواسته هایی که دارید بهای بیشتری بدهید و بیش از این در نقش ناجی ظاهر نشوید و به خودتان بیشتر بپردازید و خودتان را اول از همه در برابر خودتان و سلامت خودتان مسئول بدانید نه دیگران و قرار نیت حمایت شما از اطرافیانتان به قیمت صدمه دیدن و آسیب زدن به خودتان تمام شود و اگر با همین روال پیش بروید به زودی دچار فرسودگی شدید و مشکلات عمده در سلامت روان و جسمتان خواهید شد.
    برای دریافت راهنمایی های دقیقتر و درمان افسردگی و خلق پایینتان هم بهتر است هرچه سریعتر به یک روانشناس به صورت حضری یا غیر حضوری مراجعه کنید و کمک حرفه ای و تخصصی دریافت نمایید.
    چرا که هنوز مسیر زیادی را در پیش دارید و باید هرچه سریعتر در جهت بهبود اوضاع خودتان اقدامی انجام دهید تا بدانید چگونه در این مسیر گامهای موثرتری بردارید.

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد