نمایش نتایج: از 1 تا 2 از 2

موضوع: سلام نیاز دارم یکی خوب حرفامو گوش کنه و راهنماییم کنه

531
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2022
    شماره عضویت
    22061
    نوشته ها
    4
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    سلام نیاز دارم یکی خوب حرفامو گوش کنه و راهنماییم کنه

    سلام؛ من تو یه خانواده ی به شدت فقیر بزرگ شدم طوریکه با وجود دختر بودنم از ۱۲ سالگی کارگری میکردم و برای نظافت میرفتم.. خونه امون همیشه مشوش بود شیشه ها شکسته میشد ؛ کتک؛ فحش ؛ تهدید ؛ افسردگی ؛ بی احترامی ؛از وقتی یادم میاد فامیل هامون هم همه بدبخت بیچاره و کلفت و معتاد بودن خلاصه تو سن کم شوهرم دادن به یه معتاد شیشه ای ک انقد کتکم می‌زد کبود و زخمی میشدم و طوری تو اون سن کم تحت فشار قرار گرفتم ک تا مدت ها بعد از طلاقم با شنیدن اسمش عصبی میشدم!!! بنا ب گفته ی همه ظاهر جذابی داشتم.. طوری ک همیشه و هرجا میرفتم بهم میگفتن شبیه خارجی ها هستی و خیلی خوشگلی و این چیزا! زن و مرد نظر همه این بود.. و بخاطر ظاهرم همیشه مورد توجه قرار میگرفتم.. خواستگار هم داشتم ولی چون میدونستم خانواده ام دیگ شرایط تهیه جهیزیه ندارن و ممکنه خواستگار بعد ازدواجم بخاطر خانواده ام پشیمون شه یا هزار دلیل دیگ قید ازدواجو زدم البته خب طبیعیه خواستگاری ک خوب باشه برای مثال( یه معلم ک از لحاظ روحی سالم و سطح اجتماعی بالا و از خانواده نرمال هست حتی اگ الان حاضر شه باهام ازدواج کنه ممکنه فردا هزار تا مشکل ب وجود بیاد یا خانواده اش با دیدن خانواده ام اذیت شن ) خلاصه الان ب شدت در فقر مطلق ب سر می‌بریم مستاجریم طبقه ی هشتم یه ساختمون قدیمی زندگی میکنیم ک آسانسور نداره و آب ب طبقه ی ما نمیرسه یعنی یه حموم نمیتونم برم یا یه ظرف نمیتونیم بشوریم مگر اینکه روزی فقط یکی دو ساعت آب بهمون میرسه ک اونم فقط میتونیم ظرف هامونو با آب پر کنیم واسه سرویس بهداشتی رفتن و خوردن دیگ واسه حموم نمیشه ؛ تابستون ها انقد گرم میشه ک کولرم روشن میکنیم خنک نمیشه زمستون ها هم انقد سرد میشه بخاری هم میذاریم خنک نمیشه ؛
    یه خونه ی ۳۰ متری هست ک نه اتاق داره ن آشپزخونه؛ در سرویس بهداشتی افتاده پارچه زدیم و لوله ی تو کار ترکیده ک هنوز تعمیر کار نتونستیم بیاریم ؛ ولی من با این وجود جوری در جامعه ظاهر میشم انگار یه دختر معمولی از یه خانواده ی نرمال و خوشبختم.. ۸ ماه قبل محل کارم با یه آقایی آشنا شدم خیلی شوخ بود اول ازش عصبی بودم و نفرت داشتم بنظرم هیز و سبک و لاشی می اومد چون هنوز هیچی نشده روز اول بهم گفتن خونه ی من نزدیکه میتونین واسه استراحت بیاین خونه ی من!!! اینو ک گفتن به شدت عصبی شدم و تهدید کردم ب جرم مزاحمت شکایت میکنم ولی خب از فرداش ول نمی‌کرد همش به یه بهونه ای می اومد سر حرفو باز میکرد و شوخی میکرد منم خنده ام میگرفت!!! اصن جدی نمیگرفتمش.. تا اینکه تا ب خودم بیام دیدم یه ماهه هر روز میاد و من بهش عادت کردم یه روز نیاد دلم میگیره محل کارم منم چون خیلی تنها بودم زود بهش عادت کردم...البته ایشون ۱۷ سال از من بزرگتر بودن !!! اگ کسی حرفامو میخونه بقیشو بگم لطفأ

  2. بالا | پست 2
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    مشاور روانشناس
    تاریخ عضویت
    December_2018
    شماره عضویت
    19151
    نوشته ها
    295
    سپاس
    0
    30
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    سلام به شما مریم جان
    درک میکنم که این سطح از طبقه اجتماعی و اقتصادی می تواند برای شما با فشار روحی و نگرانی های زیادی در مورد آینده همراه شده باشد اما عزیزم در این مسیر شما نیاز است که شرایط اجتماعی- اقتصادی خانواده را بپذیرید اما این پذیرش به این معنا نیست که نمیتوانید برای تغییر مسیر زندگی خود تلاش کنید برعکس شما با توجه به توانمندی و مهارت هایی که خودت داری می توانی برای داشتن یک زندگی بهتر گام برداری.
    در این مسیر خب فردی که به سراغ شما می آید نیاز است که شرایط شما و خانوادیتان را همین گونه که هست مورد پذیرش قرار بدهد و قرار نیست که شما چیزی را پنهان کنید پس بهتر است اگر فرد از شما خوشش می آید و قصد ازدواج دارد صادقانه شرایط خانوادگی خود را توضیح بدهید و به خودتان و فرد مقابل فرصت شناخت بدهید شاید بتوانید با پذیریش یکدیگر باهم در مسیر زندگی مشترک هم گام شوید.
    اما در مورد این آقا در هرصورت شما نمیدانید قصد ایشان چیست پس بهتر است حدود رابطه خود را حفظ کنید و دقت کنید که فعلا نقش این آقا در زندگی شما یک همکار می باشد پس بهتر است با همین نقش ایشان را بپذیرید در کنار اینکه شما از اختلاف سنی بسیار زیاد صحبت می کنید پس سعی کنید که با خیالپردازی در این مسیر پیش نروید .
    این آقا نیز اگر هدف خاصی از این صحبت ها داشته باشند می توانند بیان کنند و شما بعد در مورد این موضوع تصمیم گیری کنید اما در زمان فعلی به نظر نمی رسد رابطه خاصی وجود داشته باشد پس بهتر است که سعی کنید از تمرکز بر این رفتارها خوداری کنید.

موضوعات مشابه

  1. استرس زیاد و اعتماد به تفس پایین
    توسط علی/. در انجمن اضطراب، استرس
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 2014_09_26, 16:17
  2. آیین نامه کارورزی به زودی اعلام می شود
    توسط niloofarabi در انجمن اخبار روانشناسی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_09_24, 20:11
  3. باید به خودمان بیاییم
    توسط بانو در انجمن امام زمان(عج)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_06_10, 00:28
  4. با نامزدی های به هم خورده چگونه کنار بیاییم ؟
    توسط anahid در انجمن مقالات آموزشی روانشناختی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_03_29, 11:48
  5. اسرار زندگی مجردی مان را به نامزدمان بگوییم یا نه؟
    توسط anahid در انجمن مقالات آموزشی روانشناختی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_18, 22:43

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد