نمایش نتایج: از 1 تا 2 از 2

موضوع: بی محلی خانواده شوهر به عروس

261
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2022
    شماره عضویت
    22169
    نوشته ها
    2
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    بی محلی خانواده شوهر به عروس

    سلام دوستان.
    من فرزاد هستم. ۳۵ سالمه و ۸ ساله ازدواج کردم. با همسرم توی دانشگاه همکلاسی بودیم و پس از یک دوره آشنایی طولانی، با وجود مخالفت خانواده بنده ازدواج کردیم. مخالفت مادرم هم سر موضوع بی اساس مثل ظاهر و اینکه همسرم اهل شهر دیگه ای هستن بود. البته اینم باید اضافه کنم که پدرم چندین سال قبل از ازدواج من فوت کرده بود. و برادر بزرگترم با وجود اینکه متاهله و بچه هم داره ولی نمیره سر خونه زندگیش و چسبیده به مادرم و اونجا زندگی میکنن.

    مشکل اصلی من با خانواده خودمه که تو اینهمه سال به همسرم کم محلی کردن با وجود اینکه همسرم همیشه احترام خانواده منو حفظ کرده، همیشه تو مناسبتها براشون هدیه خریده، تولد گرفته و خیلی کارای دیگه. مادرم تو اینهمه سال فقط ۲ بار اونهم به اصرار من اومده خونمون در صورتیکه همیشه به خواهراش سر میزنه. یعنی من و خانومم هیچ اولویتی براش نداریم. همسرم تو شهر ما غریب و تنهاست و پدر و مادرش که قبلا اینجا زندگی میکردن برگشتن شهر خودشون. انتظار من از مادرم این بود که حداقل به خاطر غریب بودن همسرم بهش توجه کنه ولی انگار خود من هم هیچ اهمیتی براش ندارم چون وقتی باهام کاری داره به یادم میافته.

    این بی محلی ها انقدر ادامه پیدا کرد که الان ۳ ساله خانوم من پاش رو تو خونه مادرم نذاشته و من هم چون برادرم و خانوادش همیشه اونجان هیچ رغبتی ندارم به مادرم سر بزنم و من هم ۳ ساله بهشون سر نمیزنم. ولی چون من اعتقاد به نیکی به پدر و مادر دارم همیشه کارهاشو انجام دادم و هیچ اعتراضی نکردم در صورتیکه برادرم که باهاش زندگی میکنه هیچ کاری براش انجام نمیده. ولی خدا رو شکر من و همسرم با هم هیچ مشکلی نداریم و با وجود مشکلات با هم خوب کنار میایم. ولی میترسم که تشعشعات کارهای خانواده ام زندگی مارو از هم بپاشه چون همسرم هم کم اورده و جروبحث و گریه و ناراحتی به رابطه ما هم وارد شده.

    ولی دیگه واقعا کم آوردم و بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم چون کارهاشون زندگی من و همسرم و آرامشمون رو تحت تاثیر قرار میده. انقدر حالم بده که خواب و خوراکمون بهم خورده و شب و روز برام هیچ فرقی ندارن و زندگی برام بی معنا شده.
    خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنید بدونم باید چه کاری برای رهایی از این مخمصه انجام بدم. خیلی ببخشید که متن طولانی شد. سپاس از همگی.

  2. بالا | پست 2
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2022
    شماره عضویت
    22169
    نوشته ها
    2
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    نزدیک یک ماهه سوال مطرح کردم ولی هیچ پاسخی نیومده. کاش اگه سایت بازدید نداره تعطیل بشه.

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد