سلام روزتون بخیر
ببخشید من دختر ۳۲ ساله هستم کارمند هستم و ارشد دارم همسرم هم ۳۳ ساله کارمند و لیسانس تازه دو ماهه عقد کردیم با توجه به اینکه از اختلافات زوج ها در این دو مورد شنیدم می‌خوام پیش گیری کنم و با همسر رفیق باشم برای همین مطرح میکنم این سوالات رو
من دو تا سوال دارم یکی اینکه خوب من خانواده خودم شدیداً ولخرج ولی همسرم نه کمی اقتصادی هستن مصلا خیلی از رسم و رسوم اهمیت نمیدن زیاد اهل خرج نیستن خانواده من توقع دارن مثلا عیدی بیارن نمی‌دونم همسرم هر سری میاد کادویی چیزی بیاره خوب ما بیرون میریم خرید داشته باشم میخرن چیزی بخوام میخرن ولی خوب اینجوری نیستن هر سری کادو بخرن یا مثلا عید مثل قدیم عیدی بیارن خانواده منم به من فشار میارن تو باید بگی درخواست کنی چرا نمیارن چرا نمیخرن باید عروسی بگیرن، ایشون تو فکر خرید خونه هستن خانواده من میگن الان وقت فکر کردن به این چیزا نیست باید عروسی بگیرن و اینا من واقعا موندم چکار کنم درموندهدشدم نه یمتونم با یاسون حرف بزنم چون واقعا حوصله اعصاب خوردی ندارم نه خانوادمو قانع کنم فقط دلسرد میشم.
سوال بندیم اینه من شاغلم حتی با اینکه کمک خرج خونه باشم تا حدی مشکل ندارم ولی دوست دارم همسرم این دید نداشته باشن که چون شاغلم نباید از نظر مالی پشت من باشن بخدا مبلغش مهم نیست فقط نشون بدن هستن یا دکتر بردن برای مثال خرید کردن چیزی بخوام ایشون هم شریک باشند باهام با حتی خودشون بخرن برام حتی کم من نمیدونم چجوری این هارو بیان کنم که باعث اختلاف نشه از طرفی دوست دارم ایشون مثل خودم مشورت کنن تو کارهاشون باهام اعتماد داشته باشن مثلا اگر قرارع چیزی بخرن مشورت کنن ب من بگم هدفشون از پس انداز کردن چیه چون حس میکنم خودم میتونم کمکتون باشم اما نمی‌دونم چجوری اینهارو بیان کنم یا حتی ب این نکات عادتشون بدم؟!!! خواهش میکنم راهنماییم کنید