نمایش نتایج: از 1 تا 2 از 2

موضوع: اثار عرفان نظر اهاری

872
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5669
    نوشته ها
    26
    سپاس
    0
    1
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    اثار عرفان نظر اهاری

    سلام به همه
    از اونجا که نوشته های عرفان نظر اهاری رو خیلی دوستدارم تصمیم دارم برای بقیه دوستان هم بنویسمشون


    معرکه
    ---------
    دنگ دنگ!

    آی بیا پهلوان

    وارد میدان بشو

    نوبتت آخر رسید

    معرکه است!

    معرکه ی کشتی تو با خداست!

    این طرف گود منم,یک تنه

    آن طرف گود خدا با همه...

    زور خدا از همه کس بیشتر است

    زور من ازمورچه هم کمتر است

    آخرش او میبرد

    او که خودش داور است!

    بازوی من را گرفت,

    برد هوا زد زمین!

    خرد شدم

    زیر خمش اینچنین


    آخر بازی ولی

    گفت بیا!

    جایزه ی بازی و بازندگی

    یک دل محکمتر است,

    یک زره آهنی ست!

    خیز و تنت کن ولی

    باز نبینم که زود

    زیر غمم بشکنی...


     

  2. بالا | پست 2
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5669
    نوشته ها
    26
    سپاس
    0
    1
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: اثار عرفان نظر اهاری

    خداوند نانوای انسان هاست!

    او پیامبری بود که کتاب نداشت. معجزه ای هم.

    اسباب رسالت او تنها خوشه ای گندم بودکه خدا به او داده بود.

    خدا گفته بود:دشمنان اند که معجزه می خواهند٬ معجزه ای که مبهوتشان کند.دوستان اما تنها با اشاره ای ایمان می آورند.

    و این خوشه ی گندم برای اشاره کافی است.

    پیامبر کوی به کوی و شهر به شهر رفت و گفت: ای مردم به این خوشه ی گندم نگاه کنید!

    قصه ی این گندم قصه ی شماست که چیده می شود و به آسیاب می رود تا سائیده شود و پس از آن خمیری خواهد شد در دستان نانوا!

    و می رود تا داغی تنور را تجربه کند.

    می رود تا نان شود٬ مائده ی مقدس سفره ها!

    آی مردم شما نیز همان خوشه های گندمید که در مزرعه ی خدا بالیده اید.

    نترسید از اینکه چیده می شوید!

    خود را به آسیابان روزگار بسپارید تا در آسیاب دنیا شما را بساید٬ تا درشتی هایتان به نرمی بدل شود و سختی هایتان به آسانی...

    خداوند نانوای آدمهاست!

    خمیرتان را به او بدهید تا در دست هایش ورزیده شوید٬ خداوند بر روحتان چاشنی درد و نمک رنج خواهد زد و شما را در دستان خود خواهد فشرد.

    طاقت بیاورید!

    طاقت بیاورید تا پرورده شوید!

    و کیست که نداند خداوند او را در تنور خود خواهد نشاند؟!

    این سنت زندگی است٬ اما زیباتر آن است که با پای خود به تنورش درآئید و بسوزید!

    نه از سر بیچارگی و اضطرار٬

    که از سر شوق و اختیار...

    پیامبر گفت: صبوری کنید تا نان شوید!

    نانی که زیبنده ی سفره های ملکوت باشد.

    صبوری کنید تا نان شوید!

    نانی که به مذاق خدا خوش آید.

    هزاران سال است که نان در سفره ی آدمی است تا به یادش آورد قصه ی خوشه های گندم و آسیاب و تنور را...

    قصه ی نان پختن٬ نان قسمت کردن٬ نان شدن را...



    (برگرفته از کتاب پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد! - عرفان نظرآهاری)

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد