نمایش نتایج: از 1 تا 7 از 7

موضوع: درخواست راهنمایی برای تغییررفتار

2224
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6008
    نوشته ها
    3
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    درخواست راهنمایی برای تغییررفتار

    سلام
    مدتیه مشکلات برمن غالب شدند و هیچ کسی نیست که کمکم کنه
    چندباری از مطالب خوب این سایت استفاده کردم اما نمیتونستم چه جوری  باید مشکل خودم رو مطرح کنم
    امیدوارم با راهنماییهای شما حالم بهتر بشه

  2. بالا | پست 2
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    July_2013
    شماره عضویت
    6279
    نوشته ها
    12
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: مستاصل شدم

    سلام عزيزم/خيلي از ادما تنهان به اين فكر كن كه بايد خيلي احساس قدرت كني و همچنين به گذر زمان كه باعث ارامش روانت ميشه/به خودت نيرو بده و براي سرپا نگه داشتن روح و جسمت هرتور كه ميخواي تلاش كن/سربلند باشي

  3. بالا | پست 3
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: مستاصل شدم

    سلام.

    دوست عزیز شما در مورد خودتون (بیوگرافی خود) و مشکلات خود بگید تا ما کمکتان کنیم.

    چند سالتونه؟ شغلتون چیه؟ و...

    چه مشکلاتی دارید؟

    افکار و احساسات شما چگونه هست؟ 

     

  4. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6008
    نوشته ها
    3
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درخواست راهنمایی برای تغییررفتار

    من 25 سالمه، لیسانس دارم
    5ساله که ازدواج کردم، البته 4سال عقد کرده بودیم، والان یکساله که سر زندگی خودمون اومدیم
    من وهمسرم توی یه کانون فرهنگی-مذهبی آشنا شدیم، یه آشنایی خیلی رسمی ، وبعد از ازطریق خانواده اش خواستگاری کردند
    همسرم اون موقع دانشجو بود، سربازی هم نرفته بود و پاره وقت توی یه موسسه، تدریس کامپیوتر داشت، با درآمد خیلی ناچیز ، در کل اصلا شرایطش برای ازدواج مناسب نبود
    خانواده ام تصمیم رو به خودم واگذار کردند، از طرفی همسرم چون خانواده پرجمعیتی داشتند(2پسرو5 دختر) برادرم زیاد راضی نبود،و می گفت غیر از شرایط نامناسبی که داره، رابطه با اعضای این خانواده برای تو سخت میشه
    اما من باوجودی که خواستگاران زیادی داشتم،وتازه اون موقع 20سالم بود و برای ازدواج با شرایط بهتر وقت داشتم درگیر احساسات شدم و جواب مثبت دادم، البته همسرم ویژگی های مثبت اخلاقی ورفتاری زیادی داشت، وبخاطر همین اعتقاداتش نمیتونستم جواب منفی بدم
    بله گفتن من برابر شد با تحمل خیلی چیزا
    از روز بعد از عقدمون، مادر همسرم با طعنه و کنایه شروع به آزارم کرد، من در مقابل حرفهای اون یا سکوت می کردم یا فقط لبخند میزدم، اما بعد ازاینکه ازخونشون میومدم با یادآوری حرفاش تایک مدت رنج می کشیدم، چون هیچوقت این حرفارو توی خونمون نشنیده بودم، ورفتار مادرم با عرسمون همیشه حسنه بود
    اوایل به همسرم چیزی نمی گفتم اما بعدازمدتی که تحملم تموم شد بهش گفتم اما اون خیلی خونسرد می گفت تو حساسی، مادرم اخلاقش کلا این طوریه و منظور بدی نداره، وچیزی توی دلش نیست.
    بعد از 2 سال حرفهای مادرش کمتر شد ویا شاید من به این حرفا عادت کردم
    از طرفی چون همسرم فرزندآخره ، همه افراد خانواده اش  یک جور توقعات خاص خودشون رو از همسرم دارند
    مثلا همیشه اعتراض می کردند که تا ازدواج کردی به ما کمتر سر میزنی یا کم پیدا شدی و....
    وحتی خواهرزاده های همسرم هم ناراحت بودند که چرا دایی اونها(همسرم) مثل قبل نیست
    وجالب بود که همه رو از چشم من میدیدند
    با اینکه  ماهردو وقت چندانی نداشتیم( بخاطر درس وامتحان..) اما بازهم بیشتراوقات پیش خانواده همسرم یا خونه خواهر وبرادرانش بودیم ولی باز هم از عدم حضور ما یا وقت نگذاشتن ما برای اونا گله داشتند، حتی وقتی امتحان داشتم برای یک ساعت هم که بود به مادرش سر میزدم اما اون باز گلایه می کرد و وقتی می گفتم این مدت امتحان دارم، می گفت تو همیشه از این بامبول ها در میاری یا مدام از لباس پوشیدنم یا مدل مو، آرایش و...ایراد می گرفتند( البته حجاب من، از همه افراد خانواده شون بیشتره، و در عین حجاب سعی می کردم  لباسهام متنوع و به روز باشه) اما باز هم همیشه بهونه ای میاورد برای اینکه من رو جلو بقیه خرد کنه
    من از خیلی چیزا مثل خرید عقد، آینه شمعدان، مسافرت و.... چشم پوشی کردم ،
    حتی خانواده اش هدیه ای که به عروس موقع پاگشا می دهند، هم به من ندادند
    هرچند که پدرهمسرم از نظر مالی وضعیت بدی نداره و میدونستم که این چیزا براشون مشکلی ایجاد نمی کنه
    همه اینها به کنار، خوشبختانه من یه جوری تربیت شده ام که این چیزای مادی اهمیت زیادی برام نداره
    اما چیزی که مهم بود این بود که خانواده اش گذشت وقناعت من رو می دیدند اما همیشه جلو من ازهمسرم تعریف وتمجید می کردند و حتی جلو غریبه ها مادرهمسرم طوری رفتار می کرد که انگار من خودم رو به زور وارد زندگیشون کردم و یه دختر بی کس و کار بودم( در صورتی که خواهر وبرادران من همه تحصیلات عالیه دارند وپدرم یکی از افراد خوشنام شهرمون حساب میشه)، همیشه از اینکه خودش همسر اون یکی پسرش رو انتخاب کرده تعریف می کرد، و می گفت که این پسرش(یعنی همسرمن) آدم قالتاقی بوده که خودش انتخاب کرده، و در هر زمینه ای از اون عروسش جلو من تعریف و تمجیدمی کرد( با اینکه اون عروسش، همیشه در مقابل همه حاضرجوابی می کنه وبا چرب زبانی وسیاست باهاشون رفتار می کنه)
    من توی 4سال زندگی با بیکاری همسرم، سربازی رفتنش، بی پولی، رفتار بد مادرش و ....ساختم،و چون قبول داشتم که خودم انتخاب کردم، گله ای نداشتم اما
    مشکل اصلی من اینه که با وجودی که همیشه در مقابل کارهای خانواده همسرم صبر و گذشت کردم، و با کمبودها و سختی های زندگی با همسرم کنار اومدم  وحتی خانواده ام هم کوچکترین حرف وبی احترامی به همسرم وخانواده اش نکردند،همسرم طوری وانمود می کنه که هیچ مشکلی از جانب خانواده اش وجود نداشته و حتی گاهی به زبون آورده که من خودم مشکل دارم و نباید مثل ماست باشم
    همه اینا باعث شده که این احساس درمن قوت بگیره که همیشه اشتباه کردم و حتی برای ازدواجم هم دچار اشتباه شدم
    نجابت واحترام زیاد من در مقابل اونا باعث شد که هم خانواده همسرم وهم خودهمسرم تصور کنند که من لایق این جور زندگی کردن هستم و باید همیشه همه چیز رو تحمل کنم
    احساس عجز و درماندگی می کنم

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6008
    نوشته ها
    3
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    درخواست راهنمایی برای تغییررفتار

    هیچ کس منو راهنمایی نمی کنه؟

  6. بالا | پست 6
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    July_2013
    شماره عضویت
    6458
    نوشته ها
    15
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: مستاصل شدم

    واسه مشاورین پیغام بذارید تا به مشکلتون رسیدگی کنن باید پیگیرباشی تابه جواب برسی

  7. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2013
    شماره عضویت
    5278
    نوشته ها
    82
    صلوات
    10
    دلنوشته
    2
    برای عاقبت بخیری
    سپاس
    24
    22
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: مستاصل شدم

    سلام  یاسی جان  یه مورد اینکه من فکر میکنم این خصلت بیشتر مردها باشه که دوست دارن اگه ما شکایت و  گله ای از خونوادشون داریم خودمون مستقیما  بهشون نشون بدیم  واونها رو یعنی همسرمونو واسطه نکنیم  دوم اینکه به نظر من همیشه همین جوریه وقتی آدم ازدواج میکنه و وارد یک خانواده جدید میشه  خودش با رفتار خودش تعیین میکنه که  اونها چجوری باهاش رفتار کنن بنابراین باید خیلی مواظب رفتارش باشه به عبارتی باید گربه رو دم حجله بکشه   البته این به این معنی نیست که شمشیرو از رو ببنده یعنی اینکه نباید بهشون اجازه سو استفاده بی احترامی و ... رو بده

    به نظر من تو باید رفتارتو با همسرت و خونوادش یه خورده تغییر بدی  اول با محبت  و مهربونی  و ... همسرتو به خودت نزدیک کن و بعد رفتارهای  اشتباه خونواده شو با ملایمت و خیلی منطقی باهاش مطرح کن و اونو بیار طرف خودت  بعد با همدیگه رفتارهای اشتباه خونوادشو بهشون بگید

    البته این کار بسیار سختیه باید خیلی تلاش کنی  

موضوعات مشابه

  1. مانع موفقیت من مادرم، لطفا راهنمایی بفرمایید
    توسط nazanin67 در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 2014_07_30, 22:13
  2. رازهایی که باید به همسر آینده خود بگویید
    توسط anahid در انجمن مقالات آموزشی روانشناختی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_03_15, 00:21
  3. چه حرف هایی به همسرتان نگویید!؟
    توسط soheyla در انجمن ویژه متاهلین
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_06_30, 15:12
  4. تغییر رنگ رهایی جون
    توسط م.حدادی در انجمن بحث و مناظره
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 2013_05_18, 09:31
  5. راهنمایی برای تغییررشته
    توسط bahar.null در انجمن مشاوره تحصیلی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2013_04_04, 14:39

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد