صفحه 2 از 2 12
نمایش نتایج: از 11 تا 14 از 14

موضوع: راه حل رفع کمرویی بیش از حد کودکان

2672
  1. بالا | پست 11
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0
    سلام
    همان طور که همه میدانیم بهترین کار برای این دست کودکان جراتمند کردن آنهاست. خوب شاید بگیم چطور میشه این دست کودکان جرات مند کرد و آنها را به کودکانی شاد و با نشاط تبدیل کرد
    بنظر من ابتدایی ترین و شاید اساسی ترین کار این هست که خانواده کودک را بررسی کنیم و جایگاه کودک در خانواده و همچنین نوع برخورد خانواده( بخصوص والدین، بویژه مادر) بررسی کنیم. خوب این بررسیها ما را به سبک فرزند پروری والدین به ما نشان میده

    کودکان با یکسری خلق و خو های ویژه به دنیا میایند که مخصوص هر انسانی هست مثل: ساعت خواب و بیداری، الگوی تغذیه و... ، این خلق و خوی ویژه همره میشه با ویژگیهای هیجانی کودکان و سپس همراه میشه با -- سبک فرزند پروری -- والدین،
    این سه تا با هم تشکیل دهنده نوع رفتار کودکان هست.
    حالا ما بنظرم ابتدا سبک فرزند پروری والدین بررسی کنیم بعد به جرات مند کردن کودک بپردازیم میتونه اثر بخش باشه.

    تو کتاب انضباط بدون اشک راهکارهای خوبی هست
    من با راهکارهای دوستان از جمله خانم روح پاک که تجربه چندین سال کار و آموزگار بودن با کودکان سنین 7 تا 8 ساله در مدرسه داشتند موافقم.
    امضای ایشان
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز

  2. 4 کاربر مقابل از PARSABARZEGAR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  3. بالا | پست 12
    مدیر داخلی همیاری

    عنوان کاربر
    مدیر داخلی همیاری
    تاریخ عضویت
    January_2014
    شماره عضویت
    9510
    نوشته ها
    285
    صلوات
    20
    دلنوشته
    1
    سعی نکن متفاوت باشی! فقط "خوب باش" خوب بودن به اندازه کافی متفاوت است...
    سپاس
    4,905
    1,366
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    سلام.

    من خودم یه فردکمرو وخجالتی بودم،تجربه خودمو میگم چیزی که درمن خجالتی بودن رو تشدید کرد این بود که همش بهم میگفتن چرا انقدر خجالتی هستی؟

    همش از کارم به خاطر خجالتی بودنم چون بعضی از کارها ویا رفتارها رو اونطور که باید نمیتونستم انجام بدم ویا رفتار کنم همش به روم می آوردن ومن بیشتراز

    قبل خجالتی تر میشدم.

    میدونید وقتی مشکلی که باهاش مواجه هست رو هی به بچه ای بگی (حتی به بزرگتر)احساس بدی پیدا میکنه.

    چون تجربش کردم میگم خب در همه افراد نمیتونه این چنین باشه ولی من خودم،مثال میزنم: وقتی هی بهم میگفتن که چرا اینطور برخورد کردی؟

    چرا به مهمونا یواش سلام میدی؟ و...خودم میدونستم نباید خجالت بکشم ولی وقتی هی بهم گفته میشد به جای اینکه بهتر بشم بدتر میشدم.

    ولی اگه خونواده ای به روی بچه نیاره که چرا اینطور مثلا سلام دادی؟وتلاشش فقط برای این باشه که با ارامش واینکه با کشیدن بچه به طرف خودشون

    وآموزش دادن (نه اینکه هی اون رفتار رو گوشزد کنن)به نظر من خیلی موثر هستش.

    من بخاطر مشکل خودم که این چنین رفتار شده بود باهام الان وقتی یکی از بچه های خواهرم که کمرو هست (حتی پیش بقیه خواهر زاده هام)خیلی هواسم

    بهش هست وهمش اون صدا میکنم و به حرفش میارم و...که میبینم یواش یواش روش تاثیر میذاره ولی اون رفتارها نباید لحضه ای باشه هرروز ودر همه جا باید

    تکرار بشه تاروی کودک تاثیر گذار باشه.

    (به نظرم نبایداصلا به کودک گفته بشه که که چرا خجالت میکشی؟چرا کمرو هستی؟)

    حتی با تغییر نوع بستن مو در دختران وتغییر خیلی جزئی در پوشش کودک چه دختر وچه پسر در اون محیطی که میخواد قرار بگیره به نظرم خیلی موثر هست.

    ببخشید دوستان خیلی طولانی شد.نمیدونم چون خیلی از این بابت ضربه خوردم خواستم اون چیزهایی که حداقل خودم تجربه کردم ودیدم رو بگم شاید موثر

    باشه.
    امضای ایشان
    پروردگارا: تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می جویم.

  4. 2 کاربر مقابل از m1392 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  5. بالا | پست 13
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    August_2020
    شماره عضویت
    21178
    نوشته ها
    2
    سپاس
    2
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    پکیج (پروتکل) درمان شناختی رفتاری برای اختلال اضطراب اجتماعی (فوبی اجتماعی)
    توضیحات کامل : آماده شده در 6 جلسه درمانی بصورت گروهی و فردی و دارای توضیحات کامل هر جلسه قابل استفاده برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری و درمانگران. فهرست مطالب: جلسه اول- ارزیابی و آموزش روانی جلسه دوم - آرام سازی جلسه سوم - بازسازی شناختی (۱) جلسه چهارم - بازسازی شناختی (۲) جلسه پنجم- مواجهه جلسه ششم - مواجهه و بازسازی شناختی نمونه ای از جلسات: جلسه اول- ارزیابی و آموزش روانیاهداف:. ایجاد ارتباط. ارزیابی اضطراب اجتماعی. آموزش روانیوسایل مورد نیاز: ۱. پرسشنامه مختصر اضطراب اجتماعی ۲. راهنمای مداخله مختصر در اضطراب اجتماعی مروری بر جلسه هدف از این جلسه، برقراری ارتباط درمانی با مراجع است تا اضطراب کمتری را در جلسه تجربه کند و بتواند با درمانگر مشارکت و همکاری داشته باشد. در وهله دوم، ارزیابی مختصری از اضطراب اجتماعی بیمار به عمل می آید تا براساس آن مداخلات درمانی با وضعیت وی تناسب بیشتری داشته باشد. و در نهایت، اطلاعات پایه ای در مورد این اختلال و علل و درمان آن در اختیار بیمار قرار داده می شود. 1. معرفی موضوع جلسه و ایجاد ارتباط اهداف جلسه را برای بیمار توضیح داده و برای اینکه بتواند احساس راحتی بیشتری در جلسات داشته باشد یک ارتباط توام با اعتماد با وی برقراری کنید. سعی کنید جلسات را بگونه ای برنامه ریزی کنید که دسترسی بیمار به خدمات درمانی راحت بوده و از تشدید اختلال جلوگیری شود. برای این منظور در ابتدای کار جلسات را زمانی بگذارید که مرکز خیلی شلوغ نیست و یا بیمار کمتر مجبور باشد تا منتظر بماند و یا از خود بیمار سوال کنید که ترجیح می دهد زمان جلسات چه موقع باشد، اطلاعات دقیقی در مورد ساعت، زمان و کجا می تواند منتظر بماند - ترجیحا در یک مکان خلوت - ارائه دهید، قبل از شروع جلسات درمان در مورد فرایند درمان توضیح کلی ارائه دهید و در مورد نگرانی های وی سوال کنید و در نهایت، بخاطر داشته باشد تغییر درمانگر برای این افراد ممکن است استرس آور باشد. بنابراین تا جای ممکن از چنین اتفاقی پیشگیری کنید. ۲. ارزیابی این اختلال معمولا در نظام مراقبت اولیه کمتر تشخیص داده می شود و در صورتی که با افسردگی همراه باشد، معمولا این اختلال افسردگی است که به آن توجه می شود و مورد درمان قرار می گیرد و لذا اضطراب اجتماعی تشخیص داده نشده باقی می ماند. بنابراین، کارشناسان مراقبت اولیه باید نسبت به شناسایی و تشخیص دقیق این اختلال حساس باشند. برای ارزیابی این اختلال ابزارهای متعددی وجود دارد که یکی از کوتاهترین آن ها پرسشنامه کوتاه سه سوالی فوبی اجتماعی است. در این پرسشنامه از فرد می خواهند تا به هر سوال از ۰ تا ۴ یک نمره بدهد و سپس براساس مجموع نمرات وی، در مورد وی تصمیم گیری می شود. در زیر این سوالات آمده است: 1. ترس از خجالت زده شدن باعث می شود از انجام یک سری کارها و یا صحبت با مردم اجتناب کنم ٢. من از موقعیت هایی که در آن مرکز توجه هستم، اجتناب می کنم ٣. بدترین ترس های من خجالت زده شدن و یا احمق جلوه کردن است 0= اصلا، 1= یک کمی ۲= تا اندازه ای 3= خیلی زیاد ۴= شدید اگر نمره فرد ۶ یا بالاتر شود باید برای مورد ارزیابی جامع قرار گیرد. اگر خود شما آموزش کافی را برای ارزیابی جامع این اختلال دریافت نکرده اید باید وی را به متخصص ارجاع دهید. وقتی مشخص شد که بیمار دچار اختلال اضطراب اجتماعی است، برای اینکه بتوانید یک تصویر اجمالی از ماهیت اضطراب اجتماعی وی به دست آورید، حیطه های زیر را مورد ارزیابی قرار دهید: 1. کدام موقعیت های اجتماعی بیمار را دچار اضطراب می کند و یا از آن اجتناب می کند؟ ٢. بیمار می ترسد در این موقعیت ها چه اتفاقی بیفتد؟ ٣. در موقعیت های اجتماعی چه علائم اضطرابی را تجربه می کند؟ ۴. چه دیدگاه یا تصویری در مورد خود دارد؟ ۵. در موقعیت های اجتماعی به چه چیز بیش از همه توجه دارد؟ ۶. بعد از موقعیت اجتماعی چه افکاری دارد؟ و چطور موقعیت را تحلیل می کند؟ ۷. آیا مواد و الکل مصرف می کند؟ ٣. آموزش روانی در آموزش روان شناختی بیمار اطلاعات لازم را در مورد ماهیت بیماری و علائم آن، علل و درمان بیماری در اختیار بیمار قرار دهید. در انتها، انتظاری را که از وی به عنوان مراجع دارید، توضیح دهید. توصیف اضطراب اجتماعی - تجربه اضطراب در موقعیت های اجتماعی طبیعی است ولی گاهی اوقات خیلی شدید می شود و اثر منفی روی زندگی فرد می گذارد. بنابراین، داستان این نیست که آیا کسی اضطراب اجتماعی دارد یا خیر بلکه شدت و تکرار آن است که مهم است. اضطراب اجتماعی مثل شکستن دست یا پا نیست که یا شکسته است یا نه، اضطراب اجتماعی روی یک پیوستار است و افراد ممکن است در جاهای مختلف این پیوستار قرار داشته باشند. بعضی افراد در موقعیت های اجتماعی اضطراب کمی دارند و حتی از اینکه فرصتی پیش آمده تا با افراد جدید آشنا شوند و یا استعداد و توانایی خود را نشان دهند، خوشحال هستند. این افراد ممکن است قبل از ورود به موقعیت کمی اضطراب داشته باشند ولی خیلی زود اضطرابشان برطرف می شود و احساس راحتی می کنند. برخی دیگر اضطراب بیشتری را تجربه می کنند و ممکن است از شب قبل مضطرب باشند ولی بتدریج وقتی در موقعیت قرار می گیرند اضطرابشان کم می شود. ولی کسانی که شدت اضطرابشان شدید است از چند روز قبل نگران و مضطرب هستند و معمولا شدت این نگرانی و اضطراب بقدری است که یا از آن موقعیت اجتناب می کنند و یا اگر مجبور شوند در آن شرکت کنند در تمام مدتی که در آن موقعیت هستند، مضطرب هستند. بنابر این تقریبا همه افراد گاهی اضطراب اجتماعی را تجربه می کند ولی وقتی اضطراب شدید می شود و در عملکرد فرد تداخل ایجاد می کند، احتمالا با اختلال اضطراب اجتماعی روبه رو هستیم که نیاز به درمان دارد. افرادی که اضطراب اجتماعی دارند نظر دیگران برایشان خیلی مهم است و در عین حال فکر می کنند طوری رفتار خواهند کرد که جلو دیگران خجالتزده خواهند شد. بنابراین آن ها نگران قضاوت دیگران در مورد خود هستند و معمولا هم فکر می کنند این قضاوت منفی است برای مثال فکر می کنند به نظر کسل کننده، خنگ، احمق، بی دست و پا، بی کفایت یا عجیب و غریب به نظر خواهند رسید و یا همه متوجه اضطراب شان می شوند. معمولا این افراد فکر می کنند دیگران نسبت به ظاهر و رفتار آن ها خیلی دقت می کنند و متوجه کوچکترین علائم اضطراب یا اشتباه شان خواهند شد. بعضی از موقعیت ها ممکن است برای این افراد سخت تر از بقیه باشد. مثلا ممکن است با کسانی که می شناسند راحت صحبت کنند ولی با غریبه ها دچار اضطراب شوند. و یا ممکن است غذاخوردن و یا با تلفن حرف زدن جلوی دیگران برایشان سخت باشد. برخی هم ممکن است در مکان های شلوغ مثل رستوران، بازار و یا فروشگاه های بزرگ دچار مشکل شوند. معمولا وقتی این افراد در موقعیت های اجتماعی قرار می گیرند دچار اضطراب زیادی شوند و علائمی مانند تپش یا کوبش قلب، تنش، گیجی، بیقراری، تعریق، تغییرات تنفسی، گیجی، سرخ شدن، تنش عضلانی، تکرر ادرار و درد در قفسه سینه را تجربه می کنند. همچنین ممکن است سرخ شوند، و یا دچار لکنت شوند و یا قادر به صحبت کردن نباشند. برخی افراد به خاطر این اضطراب شروع به اجتناب از این موقعیت ها می کنند که باعث می شود بسیاری از فرصت های رشد و پیشرفت خود را در زمینه های مختلف شغلی یا اجتماعی از دست بدهند. برخی دیگر در این موقعیت ها شرکت می کنند ولی از روش هایی که " رفتارهای امنیتی " نامیده می شود مثل نگاه نکردن به دیگران، سرگرم کردن خود با روزنامه، گوشی تلفن، کوتاه حرف زدن و یا کنار افراد آشنا ماندن استفاده می کنند تا اضطراب خود را کم می کنند............

  6. بالا | پست 14
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    August_2020
    شماره عضویت
    21178
    نوشته ها
    2
    سپاس
    2
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    کودکان خجالتی خجالت را می توان به نوعی ویژگی شخصیتی برخی از انسان ها دانست که در واقع این خصیصه به گونه ای نیست که افراد را سزاوار سرزنش کند و چه بسا در برخی از فرهنگ ها خجالتی بودن جز ویژگی های مثبت برای یک شخص تلقی شود اما به هر حال خجالتی بودن حتی اگر مثبت هم تلقی شود مانند بسیاری از ویژگی های مثبت دیگر اگر از حد نرمال خود فراتر رود می تواند موجب بروز بسیاری از اختلالات رفتاری و اجتماعی در افراد شود کما اینکه امروزه بسیاری از کودکان از مشکل خجالتی بودن رنج می برند که این خجالت می تواند موجب دوری آن ها از سایر افراد و تبدیل آن ها به یک موجود غیر اجتماعی و غیر طبیعی کند. خجالتی بودن در کودکان و در واقع کودک خجالتی کسی است که ترجیح می دهد به جای مثلا حضور در جمع در کنجی خلوت بگزیند و یا به جای بازی های گروهی با خودش تنهایی و در خانه بازی کند و در کل می شود گفت که ترس از حضور در جمع و اجتماع به نوعی در تمامی کودکان خجالتی وجود دارد. کودکان معمولا تا سن ۳ سالگی مشکلی از بابت برقراری ارتباط با دیگران ندارند اما از این سن به بعد با فهم اختلاف ها و غریبه ها و آشنایان تفاوت گذاری آن ها آغاز شده و اگر به درستی مهارت های اجتماعی را یاد نگیرند می تواند بسیار بد بوده و در آینده آن ها تاثیر بد بگذارد. نکته مهم در مورد کودک خجالتی و به طور کلی خجالت در کودکان این است که به هیچ وجه نباید انتظار داشت که کودک سریعا با افراد غریبه و یا یک محیط غریبه مانند مهد کودک که افراد جدید و غریبه بسیاری در آن هست خو گرفته و عادت نماید چرا که برخی والدین پس از اینکه کودک در اولین برخورد در محیط جدید احساس خجالت کند فکر می کنند که کودکشان خجالتی است اما باید گفت که حتی بزرگتر ها نیز برای خو گرفتن با محیط و مکان جدید نیاز به زمان دارند و یک فرد بزرگسال نیز پس از ورود به یک جمع و یا یک محیط جدید احساس خجالت خواهد کرد که این جای هیچ گونه نگرانی باقی نمی گذارد. نکته بسیار مهم دیگر در مورد کودکان خجالتی این است که هرگز این ویژگی نباید برای آن ها گفته شده و گوشزد شود و این به این معنا است که هرگز نباید والدین در حضور جمع مثلا بگویند که ” ببخشید پسر من خجالتی است برای همین نمی آید برای دیدنتان” و یا ” دخترم خجالتی است و از اتاقش بیرون نمی آید” چرا که اگر این جملات به زبان آورده شود کودک گمان می کند که یک ویژگی منفی بزرگ در وجود اوست که پدر و مادرش را نیز شرمنده کرده است و به همین خاطر احساس گناه و مقصر بودن در او به وجود آمده و او را از نظر روحی و روانی به هم خواهد ریخت. اگر مهمان دارید به جای اینکه به کودک بگویید که” خجالت نکش و خاله را بوس کن” به او بگویید” خاله تمایل دارد تو را ببوسد پس تو هم او را ببوس عزیزم” صبر و تحمل والدین برای خو گرفتن کودک با محیط و اطراف جدید و افراد جدید باید زیاد باشد چرا که کودک مثل بزرگ سالان نیست که کمی راحت با شرایط جدید کنار بیاید و اگر به طور مثال او را در باشگاه ثبت نام نموده اید ممکن است یک ماه طول بکشد تا او با افراد جدید و محیط جدید آشنا شده و خو بگیرد پس هرگز نباید کودک را به انجام کاری مجبور کرد و باید اجازه داد تا او به صورت نرمال و کم کم با شرایط جدید آشنا شود. نکته بعدی این است که حتی اگر کودک خجالتی دارید باید به او افتخار کنید و در جمع از نکات مثبت او بگویید تا اعتماد به نفسش زیاد شود. فرزندتان را در آغوش گرفته و به او محبت کنید و به او بگویید که دوستش دارید. مثل بزرگسالان که اجتماعی شدن را از محیط های کوچک و آرام آرام فرا می گیرند کودک نیز نباید به یکباره در یک جمع و یا محفل بزرگ قرار گیرد و کم کم باید از دوستان و نزدیکان او شروع نموده تا او به صورت تدریجی اجتماعی شدن و برقراری روابط را یاد بگیرد. خجالتی بودن کودکان کاملا هم یک ویژگی منفی یا مثبت نیست و می تواند بسیاری از خصلت های مثبت مانند بهتر گوش دادن به حرف دیگران، احتیاط بیشتر در انجام کارها و مواردی از این قبیل را در فرد تقویت نماید.

صفحه 2 از 2 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد