صفحه 1 از 3 123
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 30

موضوع: شعر و مشاعره با قانونای من

2202
  1. بالا | پست 1
    محیا مودت

    شعر و مشاعره با قانونای من

    خب این جا شعر و مشاعرست با قانون من .هر شعری خواستید میتونید بزارید از جمله شعر نو مخصوصا اگه برا فروغ باشه .جمله هاشم میتونید بگید
    این جهان پر است از صدای پای ادم هایی که هم چنان که تو را میبوسند در ذهن خود طناب دار تو را میبافند

  2. بالا | پست 2
    ناظم همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم همیاری
    تاریخ عضویت
    September_2011
    شماره عضویت
    897
    نوشته ها
    518
    صلوات
    80
    دلنوشته
    1
    هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید
    سپاس
    1,536
    1,017
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    درب را ببند،گوش را یارای کر بودن نیست.پرده را بکش،چشم را یارای کور بودن نیست.دیوانه شو،مغز را یارای فراموشی نیست...خدایی شو،که با خدا توانایی

  3. بالا | پست 3
    محیا مودت

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    یک شبی مجنون نمازش را شکست بی صدا در کوچه لیلا نشست گفت یارب از چه خوارم کرده ای بر سلیب عشق دارم کرده ای.

  4. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    December_2012
    شماره عضویت
    4074
    نوشته ها
    50
    سپاس
    58
    125
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    محیا جان بقیه اشو من میگم.
    خسته ام زین عشق دلخونم نکن/ من که مجنونم،تومجنونم نکن/مرداین بازیچه دیگرنیستم/
    این توولیلای تو،من نیستم/گفت ای دیوانه،لیلایت من/در رگ پنهانت وپیدامنم/
    سالهاباجورلیلاساختی/من کنارت بودم ونشناختی.
    امضای ایشان
    ​زیبایی بیان خردمندانه،عصای معجزه گر هرسخنوراست سرشار از سحر واقتدار.

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2013
    شماره عضویت
    5062
    نوشته ها
    75
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    یکی لطفای اجباری شامل حالشه
    چون که منیتی نداره که پایه ما بشه...

  6. بالا | پست 6
    محیا مودت

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    رح پاک جان بقیشم میگم الان
    عشق لیلا در دلت انداختم صد گمار عشق یک جا باختم
    کردمت اواره صحرا نشد
    گفتم عاقل میشوی اما نشد.روز شب ماندم در حسرت یک بار دیدنت جز لیلا بر نیامد از لبت
    روز و شب اورا صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی
    مطمعن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی
    حال ان لیلا که خامت کرده بود درس عشقش گمراهت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راحت کنم

  7. بالا | پست 7
    محیا مودت

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    همه لرزش دستو دلم از ان بود که عشق سرابی گردد

  8. بالا | پست 8
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2013
    شماره عضویت
    5062
    نوشته ها
    75
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    کل عمرم دنیا رو دور زدم
    دو تا چشم جلومه دو تا هم پشت سرم
    یه مشت لاشخور منتظر فرصتن
    باید بکشم اگه نکشم، کشتنم....

  9. بالا | پست 9
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2013
    شماره عضویت
    5062
    نوشته ها
    75
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    هر کی به ما رسید خواست کف بره سریع
    تو که دوس داری تو صورت من کله بزنی
    تو سواد نوشتن جای بچه منی...

  10. بالا | پست 10
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2013
    شماره عضویت
    5062
    نوشته ها
    75
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شعر و مشاعره با قانونای من

    تلخ حرف میزنیم چون زیاد دیدیم روزای بد
    شنیدنش مثل حس شیرجه زدنه تو آب سرد
    داریم بی احساس میشم واسه ما کوتاه درد
    اون دختر کوچیک حالا بزرگ شده.. یه رپر  که کسی نمیفهمدتش
    خودتو با ما قاطی نکن تو از ما نیستی
    من و امثالم رپریم ، تو اما نیستی
    ما زجر کشیدم، خون دل خوردیم
    تو گردونه قسمت همه جوره قل خوردیم....

صفحه 1 از 3 123

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد