صفحه 1 از 3 123
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 21

موضوع: کتک زدن

5940
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2014
    شماره عضویت
    10247
    نوشته ها
    16
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    کتک زدن

    همسرم تا کوچکترین مخالفتی با حرفاش دارم منو میزنه. دیگه خسته شدم. خیلی عصبی. مدام به خانواده ام گیر میده. مدام ازشون ایراد میگیرد. از منم ایراد میگیرد. تا من بخوام بگم فلان حرف تو اشتباهه اول وادار میکنه بگم اشتباه کردم و اگه نگم منو میزنه اخیرا هم بهم فحش میده. به شدت عصبیه

  2. کاربر مقابل از ماهی کوچولوی سیاه عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. بالا | پست 2
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2014
    شماره عضویت
    10247
    نوشته ها
    16
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    شوهرم میگه آزادی با دخترت بری. آیا رفتن کار درستیه؟ نمیخوام دخترم بی پدری باشه. طلاق درسته یا موندن؟ خودم هم خیلی تو عذابم. کوچکترین حرفی بهش بزنم کتک میزنه و وادار میکنه بگم کارم غلطه. دخترم یه سال داره.

  4. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2014
    شماره عضویت
    10247
    نوشته ها
    16
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    دیگه از شرایط زندگی خسته شدم. همسرم سر هیچ و پوچ با خانوادم درگیری داره و مدام تهدید به قطع رابطه میکنه. امروز هم که به خودم گفت برو. چون به نقد کوچک کردم. دیگه فکرم کار نمیکنه. لطفا کمکم کنید.

  5. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2015
    شماره عضویت
    13617
    نوشته ها
    138
    سپاس
    117
    221
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    سلام دوست عزیز واقعا شرایطتون سخته ولی امیدتون رو از دست ندید انشالله مشاوران میان راهنمایی تون میکنن
    من الان دعوت میکنم ازشون بیان به تاپیکتون سر بزنن

  6. کاربر مقابل از m12 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. بالا | پست 5
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    4494
    نوشته ها
    1,549
    صلوات
    1306
    دلنوشته
    36
    برای خوب شدن حالمون
    سپاس
    3,772
    3,993
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    سلام دوست عزیز
    لطفا" به این سوالات جواب بدید تا مشاورین بتونن کمکتون کنن .
    سن شما و همسر و فرزندتون؟
    نحوه اشنایی و ازدواجتون؟
    ایا این خشم و عصبانیت از ابتدای ازدواج در همسرتون وجود داشته یا بعدا ایجاد شده ؟

  8. بالا | پست 6
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2014
    شماره عضویت
    10247
    نوشته ها
    16
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    با سلام.
    ممنونم که وقت گذاشتید.
    سن من 32 و همسرم 34 و به دختر 1 ساله داریم. 8 ساله ازدواج کردیم . اون از اول عصبی بوده ولی این اواخر خیلی شدید شده. اون بدلیل ادامه تحصیل در حال رفت و آمده هر هفته. 2 سال اخیر هر روز عذاب بوده. اول فکر میکردم به خاطر رفت و آمده و تحمل میکردم ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم.مدام ایراد میگیرد. از من از خانوادم. حتی تحمل بچه رو هم نداره. مدام میگه چرا بچه دار شدیم عجب خریت بود.
    با بچه لجبازی میکنه. مثلا هم لپ تاپ رو میارم جلوی بچه کار بکند. بچه هم نمی فهمه میره دست میزنه. محکم دماغشو فشار میده که دست نزن. اونم گریه. میگم بچه اس نکن. میگم نباید بچه رو در معرض چیزی که نمیخوایی قرار بدی. میگه نه اون لجبازه و من باید حالیش کنم.
    به خود من هزار بار ایراد میگیره. از هر چیزی استفاده میکنه. اصلا روز خوش ندارم. 2 ساله که اگه مخالفت کنم جوابم کتک. 2 سال پیش خواستم ترکش کنم و برای اولین بار رفتم خونه پدری. ولی خدا خواست و باردار شدم. به خاطر بچه موندم ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم

  9. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2014
    شماره عضویت
    10247
    نوشته ها
    16
    سپاس
    0
    2
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    هدف از ادامه زندگی فقط بی پدر نشدن دخترم هست ولی خیلی شرایط سخته برام. مگه میشه همیشه ساکت موند و چیزی نگفت. لطفا راهنمایی کنید که چطوری میتونم زندگی کنم در حالیکه دیگه کوچکترین علاقه ای به همسرم ندارم.
    قبلا خیلی دوستش داشتم. بی نهایت ولی 2 ساله که هیچ حسی ندارم و مدام احساس سرخوردگي دارم

  10. بالا | پست 8
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    بعضی اقایون مشکلات اقتصادی روشون فشار میارن تامین هزینه ها تو ذهنشون پر از افکار هست مثلا اگه این بچه بزرگ بشه ایندش چی میشه ....
    وضعیت مالیتون چجوریه؟

  11. بالا | پست 9
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2015
    شماره عضویت
    13617
    نوشته ها
    138
    سپاس
    117
    221
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    راستش تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که بهش محبت کنید ... یه جور خاص یعنی منظورم اینه که احساس نکنه بچه اتون باعث شده محبت شما بهش کمتر بشه به بهانه ای هدیه ی کوچیکی بگیرید براش یه جشن کوچیک دو نفر برگذار کنید حتی اگه شده اون روز بچه اتون رو به مادرتون بسپارید فقط برای یه روز تمام سعی تون رو بکنید همه چیز بر وفق مراد همسرتون باشه... تا شاید محبت شما یکم حس مهر و محبت ایشون رو برانگیخته کنه بهش اطمینان بدید که به خاطر دوست داشتن ایشون هنوز تو زندگیش هستید نه به خاطر بچه.......
    خاطرات خوش دوران نامزدی یا اوایل زندگیتون رو بازگو کنید و به یادش بیارید چقدر دوسش داشتید و دارید...
    نمیدونم چقدر تاثیر بذاره ...
    اگه نشد یه پیشنهاد دیگه هم دارم که اگه باز کتکتون زد از خانواده خود همسرتون کمک بگیرید بدون اینکه خودش بفهمه ... منظورم اینه که ناراحت نشه... از کسی کمک بگیرید که همسرتون ازش حرف شنوی داره ... نمی دونم اینا راهکارهایی بود که شاید بتونه کمکتون کنه و زندگیتون دوم داشته باشه....
    راستی یه کار دیگه هم میتونید بکنید در مورد تحصیلاتش اطلاعات بدست بیارید و بهش توی تایپ و کارهای دیگه کمک کنید ... تا یکم کاراش کمتر بشه
    یه چیز دیگه همونجوری تو خون باشید که اون میخواد ... میدونم با یه بچه خیلی سخته ولی چاره ای نیست... اصلا به نظر من وقتی همسرتون خونه است هیچ کاره خونه ای انجام ندید... شستن ظرفارم بذارید برای وقتی که اون خونه نیست ... بهش برسید همون طور که همیشه حواستون به بچه اتون هست
    وقتی میاد خونه همراه بچه اتون به پیشوازش برید و وقتی میره حتما بدرقه اش کنید

    شاید این کارا به نظر بعضی ها لوس بازی و خیلی کوچیک ولی اثرات فوق العاده دارن البته به مرور زمان...
    راستی چند وقتی گلایه و غر زدن رو کاملا کنار بزارید اگه خیلی بهتون فشار اومد ... روی کاغذ بنویسید و بعد بندازید دور....
    امیدوارم یکم کمکتون کرده باشم...

  12. کاربر مقابل از m12 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. بالا | پست 10
    مشاور همیاری

    عنوان کاربر
    مشاور همیاری
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    9040
    نوشته ها
    301
    سپاس
    72
    943
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهی کوچولوی سیاه نمایش پست ها
    همسرم تا کوچکترین مخالفتی با حرفاش دارم منو میزنه. دیگه خسته شدم. خیلی عصبی. مدام به خانواده ام گیر میده. مدام ازشون ایراد میگیرد. از منم ایراد میگیرد. تا من بخوام بگم فلان حرف تو اشتباهه اول وادار میکنه بگم اشتباه کردم و اگه نگم منو میزنه اخیرا هم بهم فحش میده. به شدت عصبیه
    سلام به شما دوسته گرامی
    تشکر میکنم از دوستان بابت توصیه هاشون
    وجود امنیت روانی و جانی در جامعه جزو ضروریات هست. واین قضیه در رابطه با خانواده که نمونه کوچکی از جامعه هست هم صدق میکنه
    هدف اصلی ازدواج رسیدن به آرامش روانی هست.
    طبق گفته های شما اجازه میخوام سوالاتی رو مطرح کنم:
    1- از ابتدای ازدواج چنین رفتارهایی از ایشون سر میزد و شما رو کتک میزدند و پرخاشگری داشتند؟
    2- کیفیت رابطه جنسی با همسرتون رو چگونه ارزیابی می کنید؟
    3- در حاله حاضر مشغول به چه کاری هستند؟
    4- رابطه همسرتون با خانواده اش چگونه است؟ خانواده پرتنشی دارند یا خیر؟
    امضای ایشان
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند

  14. 2 کاربر مقابل از clinical psychologist عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد