تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)
ميخواهم وابسته همسرم نباشم    ميخواهم وابسته همسرم نباشم
ميخواهم وابسته همسرم نباشم    ميخواهم وابسته همسرم نباشم



ميخواهم وابسته همسرم نباشم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Alex225
آخرین ارسال:dehghanzahra
پاسخ ها 3

ميخواهم وابسته همسرم نباشم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    خانم هستم 24 سال عمر دارم مدت 9 ماه ميشه ازدواج كرديم شوهرم 29 سال اش هست .
    در زندگي ما هر روز يك مشكل پيدا ميشه من شخص هستم كه شوهرم را بسيار دوست دارم اونم منو زياد دوست داره اما باز هم هر روز ما در دعوا كردن تير ميشه
    شوهر من شخصي است كه خواب كردن را در زندگي خود بسيار زياد ترجيع ميدهد همين باعث مشكل بين ما شده شوهرم هرشب همراه فاميل خود ميشند تا دير وقت حتا كه ساعت 6صبح اتاق خواب ميايد و صبح باز تا 12ظهر خواب ميباشه بعد از او سري كار ميرود وقتي دوباره از كار بر ميگردد خواب ميشه تا 9 شب بعدن كه او از خواب برخيزد من بخواب ميرم .
    اين رفتار اش بسيار ازارم ميته چون هيچ توجه به من نداره و من بسيار تنها ميشم و گريان ميكنم خيالات بدي در ذهنم ميايد وقتي همراهش دعوا ميكنم كه چرا ايجوري ميكني مگه مه بتو نياز ندارم هيچ نتيجه نداره عوا مون به اونجا ميرسه كه سري من دست بالا ميكنه .
    من هم شخصي هستم بسيار احساساتي زود قهر ميشم تحمل هيچ چيز ندارم بعد از دعوا گريان ميكنم حتا دلم ميخواد كه به خودم صدمه بزنم .
    من يك لحظه نميتوانم كه از شوهرم قهر باشم بسيار با اون وابسته هستم ولي اون ايتو نيست اونا بعد از دعوا كردن هيچ عكس العمل از خود نشان نميدهد بسيار راحت ميباشن
    من ميخايم همين وابسته گي كه به شوهرم دارم نداشته باشم ميخواهم برايم هيچ فرق نداشته باشه هر كارش .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام
    به همیاری خوش امدید
    لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید:
    1) میزان تحصیلات خودتان؟
    2)میزان تحصیلات شوهرتان؟
    3) نحوه آشناییتون قبل از ازدواج چه طوری بوده؟
    4) چه مدت قبل از ازدواج با هم ارتباط داشتید؟
    5) کدوم یک از شما ها پیشنهاد ازدواج دادید؟
    6) آیا هر دو نفر شما تصمیمتان برای ازدواج قطعی بود؟
    با سپاس
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    وجود یک سری اختلافات در اول زندگی تا زمانی که سازگاری بین شماها شکل بگیرد عادی می باشد اما اول زندگی نیز جذابیت هایی دارد که باعث می شود هر دو فرد برای یکدیگر وقت بیشتری بگذارند. بهتر است در آرامش با همسرتان صحبت کنید و از توهین و مقصر جلوه دادن دیگران در بحثهایتان خوداری کنید (مثلا: تو تا دیر وقت با فامیلیتی) ، سعی کنید از احساسات خود صحبت کنید که ترجیح می دهید با ایشان بخوابید و کنار ایشان زمان بگذرانید . دقت کنید که قهر کردن ممکن است بین شما بیشتر فاصله اندازد بهتر است در مورد مشکلاتتان صحبت کنید اما از قهر کردن یا رفتاری که باعث شود ایشان بر روی شما دست بلند کنند خوداری کنید. سعی کنید برای زندگی روزانه خود برنامه داشته باشید و تمام روز را بر تمرکز بر همسرتان نگذرانید چون وابستگی زیاد هم می تواند برای خودتان آسیب به همراه داشته باشد و بقیه اهدافتان شما را دور کند و همچنین در این صورت جزئیات زندگی و رفتار همسرتان نیز باعث اذیت شما می شود و هم طرف مقابلتان را اذیت می کند . سعی کنید محیط خانه را آرام نگه دارید اگر دائم در حال دعوا و بحث باشید خانه جذابیت خود را برای همسرتان از دست می دهد سعی کنید در روابطتتان تنوع ایجاد کنید و علایق همسرتان را بشناسید و سعی کنید از آنها استفاده کنید تا محیط خانه جذاب تر شود. بهتر است در صورتی که مشکلاتتان ادامه پیدا کردند به صورت حضوری با یک روانشناس صحبت کنید.
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    02122354783
    شاد باشید
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •