سلام امیدوارم حالت بی نظیر باشه .
احتمالا زندگی الآنت دور از انتظارت بوده و موارد زیادی سد راه خوشبختی تو شدن .
چرا من ناراحتم ؟ چرا غمگینم ؟ چطور خوشحال باشم ؟
این سوالات نشون میده از وضعیت فعلی زندگیت ناراضی هستی .
اما خوشبختی کجاست ؟ چقدر از تو دوره ؟ چطوری ناراحت و غم رو باید تبدیل به خوشبختی کنی ؟
خوشبختی درون ناراحتی و غمه و شاید کمی اون ور تر از غم باشه . در هر صورت شاید بهتر باشه از غم رد بشی و خوشبختی رو پیدا کنی و به این توجه کن که هدف نقش بسیار مهمی تو خوشبختی داره .
بسیار کسانی که از غم ، بد بختی و ناراحتی گلگی میکنن بخاطر اینه که هیچ کاری انجام نمیدن و درواقع هدفی ندارن و در حرکت نیستن بخاطر همین غم و ناراحتی بر اونا غلبه میکنه ولی مادامی که در حرکت در جهت هدف باشن غم و ناراحتی ازشون جا میمونه .
پس سعی کن یه جا نمونی و متحرک باشی .


فرض کن بالای کوهی وایسادی و باید برسی به یه قصر زیبا ولی باید از جنگل و صخره ها عبور کنی ، ولی میای بیخیال شی ؟! معلومه که نه .
تو از جنگل و صخره و خطرات عبور میکنی و به شوق قصر ازین خطرات رد میشی .


کوه همون جایی که الان هستی و جنگل ناراحتی و قصر هم خوشبختیه و نکتش اینه باید حرکت کنی و ازین موانع عبور کنی تا به قصر برسی .
تو هیچ وقت منتظر یه پرنده یا هلیکوپتر نمیمونی ، چون شاید اصلا رد نشن و یا شاید مسافراش تکمیل باشن .
پس حرکت رو انتخاب میکنی تا برسی به مقصدت .
در حین مسیر سعی کن از راهی بری که چشمه آب جاریه نه جای خشک و سوت و کور ، سعی کن از مسیری بری که پرنده ها آواز های قشنگ میخونن ، سعی کن از مسیری بری که گلای قشنگی داره ، سعی کن مسیرت خوشبختی یا قصرت راه قشنگی داشته باشه .


گاهی ممکنه مسیر قصر طولانی تر باشه یا انگیزت پایین بیاد ، در این مرحله نباید متوقف شی و باید به مسیرت ادامه بدی حتی اگه خسته شی .
اگه متوقف شدی و یه جا موندی ، مراقب سرازیر شدن انرژی منفی و تفکرات مختلفی که باعث میشه از مسیرت منحرف شی باش . همینطور مراقب موجودات و پیشنهادات روباه مکار باش .
پیشنهاداتی که ظاهر خوبی دارن ولی باعث میشه هدف یا قصر رو فراموش کنی و گرفتار دوستان و شرایط دشوار بشی و همه چیزتو از دست بدی .


هر پیشنهاد خوب و فوق العاده ای که به تو میشه احتمالا دو دلیل داره .

یک ، یا اون طرف ازت پول یا یه چیز دیگه با ارزشی برای مبادله یا معاوضه میخواد

دو ، یا میخواد فریبت بده

دلیلی نداره کسی یه پیشنهاد خوب و فوق العاده به تو بده . چرا کسی باید بفکر تو باشه . پس حتما یه دلیلی داره که اون به تو توجه داره .

اگه تجربه نداری ، سعی کن به مسیر معمولی خودت ادامه بدی چون مطمئن تره .

به ارزشی که برای هدفت قائل شدی فکر کن .

اول مسیر بعضی موارد رو نمیدونی چون هنوز شروع نکردی و وقتی وارد راهی میشی ممکنه بعضی مسائل با سلیقت هم راستا نباشه و این باعث ناراحتی تو میشه .
اگه بخوام راحت تر بگم ، اون طور که دلت میخواد پیش نمیره .
در واقع تو زندگی به این دلیل ناراحت میشیم یا به این دلیل ناراحت هستیم که زندگی اون جوری که میخوایم نیست و همه چی اون جور که میخوایم پیش نمیره .
و در واقع اینجا باید شروع دوباره انجام بدیم وقتی که تو زندگی و مسیر هدف یا قصر ناراحت شدیم باید متحرک شیم ، متنوع شیم ، متغیر شیم .


اگه به صخره ای رسیدی از روش یا از بغلش رد شو
اگه دورو برت شلوغ شد ، برنامه ریزی کن
اگه راهتو گم کردی ، به عقب برگرد
اگه بلد نبودی ، مشورت کن
اگه پیشنهاد نا مناسبی بهت شد ، محترمانه ردش کن
اگه رقیب پیدا کردی ، سعی کن رفیق شین


و به این فکر کن راحت به قصر میرسی و اصلا راهی وجود نداشت ، دیگه اون‌ جوری مزه نداره .
مثل این میمونه تو بازی ها بدون اینکه مرحله ای طی بشه بهت مدال بدن . دیگه کسی بازی نمیکرد .
پس سعی کن مسیرت لذت بخش باشه و پر اتفاقات خوب که بهت بچسبه و در نهایت قصری که جایزه توئه ، سهم توئه ، حق توئه .


به قعر دره ها برو از کوه های مرتفع برو بالا و متوقف نشو تا به اون چیزی که درون قلبته برسی .

ولی هر موقع ناراحتی و غم داشتی ، دست بزار رو قلبت که در حال تپیدنه ، نگاه کن به بدنت که سالمه ، و به امید فکر کن که میتونه خوشبختت کنه و خوشحال باش که زندگی زیباست …