تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)
ابهام در ادامه رابطه    ابهام در ادامه رابطه
ابهام در ادامه رابطه    ابهام در ادامه رابطه



ابهام در ادامه رابطه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ghost_ahw
آخرین ارسال:sahar74
پاسخ ها 5

ابهام در ادامه رابطه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام و وقت بخیر
    شهرام هستم ۲۸ ساله،من نظامی هستم،بنا به دلایلی نخواستم از مشاورین سازمان مربوطه مشاوره بگیرم،حدود ۲ ساله که با یک دختر آشنا شدم که حدود ۲ سال از خودم بزرگتره، که در یکی از ماموریت هام باهاش آشنا شدم،حدود ۱ سال طول کشید که ازش بله رو بگیرم،بعد از اون هر موقع میخواستم با خانواده اش صحبت کنم بهم اجازه نمیداد و میگفت فعلا نه، بعد از یک مدت گفت اجازه بده از این خونه نقل مکان بکنیم چون دوست ندارم خانواده ات بیان تو این خونه و فکرهای بدی در مورد ما انجام بدم، در صورتی که من بارها بهش میگفتم اصلا برای من مهم نیست، و فقط تو برام مهم هستی،ولی مخالفت میکرد و برای اینکه از دستم ناراحت نشه و روی حرفش،حرف نزنم چیزی نمیگفتم،چون از اینکه رو حرفش،کسی حرف بزنه ناراحت و دلخور میشه،به همین خاطر من اصلا باهاش مخالفت نمیکنم چون واقعا بهش علاقه دارم،حدود ۴ ماه پیش بهش گفتم احتمال قوی برای یک ماموریت باید به مدت ۲ سال برم، الان حدود ۳ ماه هستش که رفتم ماموریت،ولی تو این مدت ۱ بار بهم زنگ زده اونم از خط خواهرش،چون دوتا خط خودش خاموش هستن،گویا با خانواده خودش حرفش میشه و گوشیش رو میشکنه،حدود ۱ ماه پیش تو ماموریت آسیب دیدم و به خواهرش اطلاع دادم و وقتی که بهم زنگ زد بهم گفت تو یکی از شهرهای خوزستان به همراه دخترداییش یک آرایشگاه زنانه افتتاح کردن و به اونجا نقل مکان کرده،الانم خونه خاله اش اقامت داره،الان من فوق العاده از یک طرف نگران حالشم،از طرف دیگه ناراحت و دلخورم ازش که تو این مدت ۱ زنگ و حتی ۱ پیام بهم نداده، در صورتی که شاید اون زنگ و پیام با توجه به شرایطم آخرین زنگ و پیامش بهم باشن،من الان موندم چکار کنم،چندین دفعه هم به خواهرش پیام دادم و گفتم بهش اطلاع بدید که بهم زنگ بزنه،ولی نمیدونم یا خواهرش بهش اطلاع نمیده یا واقعا خودش زنگ نمیزنه،به راحتی میتونم محل آرایشگاهش رو پیدا کنم ولی میخوام ببینم باید چکار کنم،با اینکه شماره من رو داره چرا بهم خبری نمیده،تو برزخی گیر کردم که حاضر تو دام دشمن محاصره بشم ولی اینطوری گیر نکنم که ندونم چکار کنم.
    من از شما یک راه حل، یک مسیر میخوام که ببینم چکار باید بکنم،چند روز پیش،پیش خودم گفتم ی مرخصی بگیرم برگردم و با خواهرش صحبت کنم که چرا اینکارا رو میکنه ولی گفتم اول با مشاور صحبت کنم بعد اقدام کنم.
    لطفا راهنماییم کنید که چکار باید بکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    در این مورد بهتر است دقت بیشتری کنید که شما به نظر می رسد که یک مسیر یک طرفه را طی می کنید بهتر است در کنار احترام به نظرات و صحبت های ایشان برای موقعیت و زمان خودتان نیز ارزش قائل باشید تا دیگران نیز به وقت و احساسات شما احترام بیشتری بگذارند . در این مورد بهتر است سعی کنید به خود ایشان پیام بدهید و با ایشان تماس بگیرید و دلیل این بی توجهی ها رفتارها و تغییر مسیر ناگهانی را اطلاع بدهید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
    دقت کنید که با پیام دادن به خواهر ایشان این رابهط اط شکل معمول خود خارج می شود و شما نیز با افکار بیشتری مواجهه می شوید بهتر از با خودشان ارتباط بگیرید .
    1. معیارهای شما برای انتخاب این خانم چیست؟
    2. رابطه شما با یکدیگر به چه میزان می باشد؟
    3. چه میزان نسبت به ایشان شناخت دارید؟
    4 رابطه ما در دنیای واقعی بوده است یا در دنیای مجاز؟
    5. از نظر فرهنگی ، اقتصادی ، خانوادگی ، مذهبی با یکدیگر همسانی دارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام و وقت بخیر
    با تشکر که جواب پیامم را دادید
    توجه داشته باشید که مشکل من اینه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم،دوتا خط داره که هر دو خاموش هستن و تنها را ارتباط فعلا از طریق خواهر ایشان هستش،اگر تلفنش روشن بود که تماس میگرفتم و دلیل این موارد را جویا میشدم.
    و اما در مورد سوالات شما :
    1-همانطور که گفتم در یکی از ماموریتهام باهاش آشنا شدم،راستش از همون دیدار اول ازش خوشم اومد،هم با ادب هم متین و هم دروغ چرا خیلی خوشکل،به قول قدیمیا از همون دیدار اول بدجوری منو درگیر خودش کرد.
    2-دروغ چرا رابطه کاملی باهم داریم،یک بارهم رفتیم سفر به مدت ۵ روز.
    3-شناخت خانوادگی خیر ولی شناخت شخصیتی کاملی ازش دارم،
    4-از نظر فرهنگی آنچنان اختلافی نداریم
    از نظر اقتصادی همیشه میگفت تو این خونه نمیخوام بیای خواستگاری،نمیخوام خانواده ات منو و خانواده ام را تو این وضع ببین اجازه بده نقل مکان بکنیم که تا جای که من به یاد دارم،حدود ۴ ماه پیش دنبال خونه بودن که نقل مکان بکنن چون صاحب خانه ملک را ازشون میخواست.
    از نظر خانوادگی هم تا جای که من اطلاع دارم نه اختلافی نداریم هم من و هم خانواده اش چون بارها ازش پرسیدم میگفت مشکلی نیست حرف اول و آخر را در مورد ازدواجم خودم میزنم.
    از نظر مذهبی هم خیر،هر دو میشه گفت مذهبی میانه رو هستیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دقت کنید که احساسات شما قابل احترام می باشد اما اینکه ایشان بدون دلیل و بدون توضیحی به شما گوشیشان را خاموش کرده اند دلیل قانع کننده ای باید برای آن داشته باشید بهتر است به خواهر ایشان پیام بدهید و بیان کنید که دلیل این رفتا چیست و از ایشان بخواهید که با شما تماس بگیرند در غیر این صورت ادامه دادن این رابطه تنها با خیالپردازی ممکن می باشد که برای شما وابتسگی و ارتباط یک طرفه به دنبال دارد و آسیب زا می باشد .
    بهتر است در زمان شناخت از حدس و گمان خوداری کنید و در دنیای واقعی به شناخت برسید و با تحقیقات در این مسیر گام بردارید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام وقت بخیر . دوستان من مدتی پیش برای حل برخی مشکلات حقوقیم مقاله مشاوره حقوقی دینا را مطالعه کردم برخی از مشکلاتم حل شد .
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •