سلام امیدوارم همه خوب باشین، من اسمم النازه 25 سالمه یه مدتیه مشکلات سختی رو پشت سر گذراندم و الان گیر افتادم تو یه موضوعی ک نمیدونم چیکار کنم، من طلاق گرفتم به زور خانواده من قبول نمیکردن من ادم ترسویی هستم من زمانی ک تصمیم طلاق رو گرفتم جرات نداشتم به خانواده ام بگم میترسیدم کتکم بزنن یا زندانیم کنن نمیدونم تصمیم من درست بود یا نه ولی از خونه فرار کردم یه سالی رو مستقل زندگی کردم و تو این یک سال با مردی آشنا شدم ک همون مرد رویاهامه، یه مرد کامل رسیده با سواد موفق بهم احترام میذاره چیزی ک نه تو خانواده خودمم دیدم نه از شوهر قبلیم. نمیگم شوهرم خیلی ادم بدی بود ولی بهم نمیخوردیم بهم علاقه داشت ولی من نه پنج سال نامزد بودیم ک منو خیلی اذیت کرده بود و مثلا شرایط من و خانواده منو دیده بود همیشه تهدیدم میکرد ک ولت میکنم طلاقت میدم و من ساعت ها بهش التماس میکردم نمیذاشت از شبکه های اجتماعی حتی استفاده کنم و اگر استفاده میکردم زن خرابی بودم، بعد اینکه فرار کردم با خانواده خودم کاملا ناخواسته روبرو شدم یعنی یکی جامو لو داده بود، الان طلاق مو گرفتم از شوهرم و خانواده ام تصمیم گرفتن برن خارج از کشور و منم بدون میل خودم دارن میبرن، مشکل من الان اینجاست ک بین خانواده و عشق گیر افتادم میترسم باهاشون برم نتونم برگردم پیش عشقم هم من اذیتم هم اون، من به شدت بهش وابسته هستم شبا خوابم نمیبره موهام همش ریخته اونم اذیته شایدم بیشتر از من، الان میخوام راهنماییم کنین چیکار کنم چاره چیه؟ میترسم برم پاسپورت منو قایم کنن یا هر کار دیگه یی نتونم برگردم در حالیکه خودم هی باهاش حرف زدم و گفتم ک منتظرم باشه