نمایش نتایج: از 1 تا 5 از 5

موضوع: عادت به غم...

288
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    December_2014
    شماره عضویت
    12537
    نوشته ها
    52
    صلوات
    70
    دلنوشته
    3
    " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
    سپاس
    260
    172
    دریافت
    7
    آپلودها
    0

    عادت به غم...

    سلام، وقت بخیر
    واقعا نمیدونم چرا به ناراحت بودن عادت کردم. چرا احساس شاد بودن فقط برای چند ساعت برام تازگی داره و بعد دلم میخواد دوباره به اون حالت قبل برگردم. انگار این احساس ناراحتی توی ضمیر ناخودآگاهم نهادینه شده و الان علاوه بر اون، احساس ترس از اتفاقات بد هم بهش اضافه شده که منجر به تپش قلب و بی قراری شده و مجبورم برای آروم شدنم دارو استفاده کنم؛ البته این رو هم بگم که تا یک سال پیش تقریبا مطمئن بودم که تمام مشکلاتم رو میتونم خودم به تنهایی حل کنم. گاهی توی بدترین شرایط بهترین کسی که میتونست بهم کمک کنه خودم بودم و میدونم که الان هم روش درست همینه (یعنی خودم) اما متاسفانه متوجه شدم که دیگه خیلی سخت میتونم حرفای خودم رو باور کنم و آروم بشم.
    اگر از بیرون به همه چیز نگاه کنم واقعا خدا رو شاکر هستم بابت همه لطف و نگاهش به زندگیم اما حقیقت اینه که از درون به مشکلی برخوردم که به نظر دیگه تنهایی از پسش برنمیام چون دقیقا نمیدونم چیه؟!

  2. بالا | پست 2
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    December_2014
    شماره عضویت
    12537
    نوشته ها
    52
    صلوات
    70
    دلنوشته
    3
    " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
    سپاس
    260
    172
    دریافت
    7
    آپلودها
    0
    سلام دوست عزیز و رفیق تمام لحظات زندگیم
    خوشحالم که به فکر من هستی و دنبال یک راهکار برای بهتر شدن احوالاتمون میگردی؛ خیلی خوبه که میدونی زندگی نعمتی هست که خدا یکبار در اختیار هر انسانی قرار میده و داری براش تلاش میکنی... میخوام بدونی که من بهت باور دارم اما مدتی هست که فقط خستم همین
    میخوام بدونی که در همه لحظاتی که سپری میکنیم خدا کنارمون هست و ما تنها نیستیم پس لطفا تو به خدا اعتماد کن. میدونم بارها بهم فرصت دادی که این خستگی ازم دور شه اما هنوز به احوالاتی که میخوای نرسیدی... لازمه بیشتر بهم فرصت بدی و اجازه بدی یه ذره زندگیمون با سخت گیری کمتری پیش بره... بهت قول میدم که به زودی همه چیز رو به راه میشه. فقط لطفا خدا رو هیچ وقت فراموش نکن...

    (دلم میخواست این تایپیک رو حذف کنم اما راهی پیدا نکردم بنابراین تصمیم گرفتم خودم تمامش کنم.)
    برای همه انسان های روی کره زمین آرزوی سلامت روحی و جسمی دارم.
    ممنون و خدا نگهدار

  3. بالا | پست 3
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    مشاور روانشناس
    تاریخ عضویت
    December_2018
    شماره عضویت
    19151
    نوشته ها
    207
    سپاس
    0
    22
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک می باشد که درگیری و فشارهای ذهنی می تواند باعث شود که شما احساسات ناخوشایند را تجربه کنید و در زندگی اتفاقات زیادی رخ می دهد که می تواند باعث شود که فرد با مشکلات زیادی روبرو شود و اعتقاد به حضور خداوند و اینکه باور داشته باشد که می تواند در جهت بهبود مشکلات پیش برود می تواند به او کمک کند که گام های بهتری بردارد اما گاهی این افکار و احساسات در کنار ایمان و تلاش فردی نیاز به کمک فرد متخصص نیز دارد تا بتوان این مسیر را بهتر طی کرد .
    اجازه بدهید در این مورد این مشکلات را بررسی بیشتری کنیم تا بتوانیم نتیجه گیری بهتری داشته باشیم.
    1. شما چند سال دارید؟
    2. چند مدت است احساس غم و اندوه دارید؟
    3. این احساسات تاثیری بر عملکرد روزانه شما گذاشته است؟
    4. تغییراتی در خواب و تغذیه خود احساس می کنید؟
    5. منظور شما از ترس از اتفاقات بد چه نوع اتفاقاتی می باشد و برای آرام کردن خودتان چه رفتارهایی و یا افکاری دارید؟

  4. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    December_2014
    شماره عضویت
    12537
    نوشته ها
    52
    صلوات
    70
    دلنوشته
    3
    " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
    سپاس
    260
    172
    دریافت
    7
    آپلودها
    0
    سلام

    1. [--]27 سال
      [--]حدود 9 ماه
      [--]بله، به شدت کیفیت و عملکردم در روز پایین آمده است.
      [--]در 5 اخیر، شب ها به سختی با دارو می خوابم.
      [--]ترس از مرگ کسانی که دوستشون دارم و یا حتی خودم؛ برای فرار از این افکار سعی می کنم طی روز مشغول کتاب خواندن و کارهای پژوهشی که دارم باشم اما به محض توی رختخواب رفتن تمام این افکار سراغم میان و دچار تپش قلب و بی قراری میشم.

    از شما ممنونم بابت همراهیتون

  5. بالا | پست 5
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    مشاور روانشناس
    تاریخ عضویت
    December_2018
    شماره عضویت
    19151
    نوشته ها
    207
    سپاس
    0
    22
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    با توجه به علایمی که شما بیان می کنید امکان افسردگی و علایم وسواس وجود دارد که نیاز است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا رد این مسیر مصاحبه بالنی کاملی صورت گیرد و در طی جلسات مشاوره بتوانیم به شما کمک کنیم تا عملکرد بهتری را تجربه کنید .
    دقت داشته باشید که با نادیده گرفتن و فرار از این شرایط روحی تنها مدت زمان بیشتری این علایم را تجربه می کنید و عملکرد اجتماعیتان بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد . بهتر است سعی کنید به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا به شما کمک کنیم از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرید و عملکرد اجتماعی بهتری را تجربه کنید .

    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354762

  6. کاربر مقابل از dehghanzahra عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد