نمایش نتایج: از 1 تا 8 از 8

موضوع: هم دانشگاهی (داستان با پایان باز)

2979
  1. بالا | پست 1
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3

    هم دانشگاهی (داستان با پایان باز)

    آخه مگه من از قصدی می‌خوام مجرد بمونم؟ مگه دست خودمه؟ چرا انقدر آزارم می‌دین؟ دست از سرم بردارین! سمیه در حالیکه چشمهایش غرق اشک بود، بدوبدو از جلوی چشمهای متعجب مادر و برادر بزرگش گذشت و پا به اتاق گذاشت. در را محکم بست و خودش را روی تختخواب انداخت. صدای گریه‌ی خفه‌اش بلند شد. چقدر خسته بود و غمگین. از پشت پرده‌های اشک خیره شد به عکس تمام قدی که در قاب جلوی آینه می‌درخشید. لباس فارغ‌التحصیلی چقدر برازنده‌اش بود. بقول لیلا، اِندِ خوشتیپی! با به یاد آوردن لیلا، قطره اشکی از گوشه‌ی چشمش قل خورد و پایین رفت. اسم دوستان دوران خوابگاه و دانشگاهش، آرام بر زبانش جاری شد: لیلا، سوسن، افسانه، هاله، مریم... همه‌شان ازدواج کرده بودند و سر خانه زندگی خود بودند. هر کدام در شهر و دیار خود. بعضی‌هایشان بچه هم داشتند. فقط او... یکهو فکری به خاطرش رسید. سریع از جا بلند شد و...

    هدیه میرمرتضوی 

    ادامه بدین 

  2. 5 کاربر مقابل از niloofarabi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  3. بالا | پست 2
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2015
    شماره عضویت
    13459
    نوشته ها
    761
    صلوات
    156
    دلنوشته
    14
    خدایا نمیدونی چقدعاشقتم کمکم کن
    سپاس
    248
    582
    دریافت
    1
    آپلودها
    0
    بلند شدو تصمیم گرفت بیاد تو سایت همیاری مشاوره بگیره بعد دید هیشکی نیس نشست واس دکترا خوند خخخخخ
    امضای ایشان
    حتی دلم نمیخواد دیگه بدبختیاتم ببینم برام مهم نیستی دیگه هیچ ارزشی برای من نداری ازخودم بخاطرفکرکردن بهت متنفرم.التماسمم کنی نمیخوامت دیگه

  4. 4 کاربر مقابل از sanaz1368 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  5. بالا | پست 3
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3
    مشاوره میخاست... اما سایت همیاری داشت تغییر کاربری میداد. پس عزمش را جزم کرد. با یه مرور در مقالات همیاری به تاپیک نیلوفرآبی با عنوان "دانشجویان پیشکسوت ترم اولی ها "رسید.بر اساس اون تاپیک یه برنامه ریزی دقیق برای درس خوندنش در نظر گرفت.تصمیمش برای دکترا قطعی شده بود ؛ کلی کتاب و لوازم خرخونی خریده بود. غافل از اینکه ....
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_06_18 در ساعت 22:58

  6. کاربر مقابل از niloofarabi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. بالا | پست 4
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    4494
    نوشته ها
    1,549
    صلوات
    1306
    دلنوشته
    36
    برای خوب شدن حالمون
    سپاس
    3,772
    3,993
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    غافل از اینکه مهلت ثبت نام آزمون دکترا گذشته بود اونوقت نشست و با خودش فکر کرد و تصمیم گرفت که ...

  8. 2 کاربر مقابل از anahid عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  9. بالا | پست 5
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5662
    نوشته ها
    75
    صلوات
    503
    دلنوشته
    2
    ای رسول مهربان بپذیر این حرکت کوچک را و بدان که قلب ما مالامال درد است. یا رسول الله(ص) مددی
    سپاس
    814
    354
    نوشته های وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    بهترین گزینه همونطور که خانواده هم معتقد بودند، ازدواج رو عملیاتی کنه. اما...

  10. 2 کاربر مقابل از جیگر طلا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .


  11. بالا | پست 6
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3
    اما کو خواستگار مگه الان پسر درست و حسابی و کار درست پیدا میشه؟! آخه پسرای امروزی چی شون شبیه پسره!؟ کم مونده لاک صورتی هم بزنن دستشون. پسر هم پسرهای قدیم. پیدا کردن شوور امروزه در حد مذاکرات ژنو زمان می بره.
    با همه این اوصاف گزینه ازدواج همچنان روی میز بود. حالا ....
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_06_19 در ساعت 12:39
    امضای ایشان

  12. کاربر مقابل از niloofarabi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. بالا | پست 7
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5662
    نوشته ها
    75
    صلوات
    503
    دلنوشته
    2
    ای رسول مهربان بپذیر این حرکت کوچک را و بدان که قلب ما مالامال درد است. یا رسول الله(ص) مددی
    سپاس
    814
    354
    نوشته های وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    میشه به خودکشی هم فکر کرد، اما

  14. کاربر مقابل از جیگر طلا عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  15. بالا | پست 8
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    4494
    نوشته ها
    1,549
    صلوات
    1306
    دلنوشته
    36
    برای خوب شدن حالمون
    سپاس
    3,772
    3,993
    دریافت
    0
    آپلودها
    0
    اما ...
    اما دلو جراتشو نداشت که پس تصمیم گرفت که برگرده همیاری و ...

    اما تو همیاری که مشاوره تعطیل بود زل زده بود به صفحه تالاری که مدتها بود هیچکاربری فعالیت نداشت تا که یکی از کاربرا آن شده و بهش پیشنهاد داد بره تو سایت همدردی ...
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_06_19 در ساعت 19:34 دلیل: ترکیب پست ها

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد