نمایش نتایج: از 1 تا 2 از 2

موضوع: تعریف جدید هوش چیست؟

1267
  1. بالا | پست 1
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3

    تعریف جدید هوش چیست؟

    تعریف جدید هوش چیست؟ آیا با این تعریف شما باهوش هستید؟  

    درس پشت درس، دارید می افتید؟ كم كم دارد از تحصیلات آكادمیك حالتان به هم می خورد؟ دپ زده اید كه آن قدر خنگید كه نمی توانید درس هایی را كه نصف بیشتر همكلاسی هایتان پاس می كنند، پاس كنید؟ دارید حس می كنید كه بلا نسبت ما، (خنگ) هستید؟

    اما آیا واقعا چون نمی توانید درس هایتان را پاس كنید، خنگ هستید؟ آیا فقط آنهایی كه مدرك دكترا و فوق لیسانس شان را قاب گرفته اند و زده اند بالای میز كامپیوترشان، باهوش هستند؟

    تا موقعی كه هوش به معنی همین آی كیویی بود كه از تست های سنتی به دست می آمد بله؛ باهوش ترین ها همان آقا مهندس ها و خانم دكتر ها بودند. اما نظریه های جدیدتر هوش، چیز دیگری می گویند.

    آنها برگشته اند به تعریف اصلی هوش یعنی (توان سازگاری و پیشرفت در شرایط مختلف) و به این نتیجه رسیده اند كه یك مكانیك ماهر با تحصیلات سیكل، یك نوازنده دوتار بی سواد، یك فوتبالیست لیگ برتر یا یك كشاورز كه از زمینش محصول بیشتری برداشت می كند هم باهوش هستند.

    در واقع هوش ها انواع و اقسام دارند؛ باید هر كسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روان شناسی بود كه اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد كشید.

    تعریف جدید هوش: کسی که بتواند در شرایط مختلف خود را با شرایط پیش آمده سازگار سازد.

    منبع: اینترنت
     

  2. بالا | پست 2
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3

    RE: تعریف جدید هوش چیست؟

    نظریه هوش های چند گانه گاردنر: (theory of multiple intelligencees)

    هوارد گاردنر در مورد این که چگونه مهارت های پردازش اطلاعات زیربنایی رفتار هوشمندان را تشکیل میدهد؛ دیدگاه دیگری را در اختیار می گذارد. اما این نظریه برخلاف رویکرد اجزایی، با آزمون های موجود هوش شروع نمیکند و سعی ندارد عناصر پردازش را برای موفق شدن آنها ضروری هستند، به طور جداگانه بررسی می کند. در عوض ،گاردنر معتقد است که هوش را باید برحسب مجموعه عملیات پردازش مجزایی تعریف کرد که به افراد امکان می دهد تا فعالیت هایی را انجام دهند که از لحاظ فرهنگی ارزشمند هستند. بنابراین گاردنر مفهوم هوش عمومی را کنار می گذارد و هشت هوش مستقل را معرفی می کند.
    گاردنر معتقد است که هر هوشی یک مبنای محصر به فرد ، یک روند رشد مجزا، و عملکرد تخصصی دارد. در عین حال او تاکید می کند که برای تبدیل هر پتانسیل خامی به نقش اجتماعی پخته ، فرایند طولانی آموزش و تحصیلات ضروری است. این به معنی آن است که ارزشهای فرهنگی و فرصت های یادگیری ، تاثیر بسیار زیادی بر قوای عقلانی کودک و از قوه به فعل درآوردن این توانایی ها دارند. در مورد فهرست توانایی هایی گاردنر هنوز باید تحقیق شود. برای مثال ، شواهد زیستی برای مستقل بودن توانایی های او ضعیف است. ار این گذشته، آزمون های هوش موجود ، تعدادی از هوش های گاردنر، از جمله هوش زبانی، منطقی-ریاضی، و فضایی را ارزیابی می کنند و پژوهش نشان می دهد که آنها ویژگی های مشترکی دارند. با این حال ، نظریه گاردنر برای پی بردن به استعدادهای خاص کودک و پرورش دادن آنها خیلی مفید بوده است .

    هوش های گاردنر:

    تایپ: نیلوفرآبی
     منبع: روانشناسی رشد جلد 1 برک ؛ ترجمه یحیی سید محمدی.

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد