صفحه 1 از 2 12
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 11

موضوع: از دست همه خستم.

1930
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5469
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    از دست همه خستم.

    سلام.امیدوارم حالتون خوب باشه.همین امروز عضو شدم .داشتم دنبال یه مرکز مشاوره تو شهرمون میگشتم که سایت رو دیدم کسی هست که حرفامو گوش کنه؟

  2. بالا | پست 2
    راهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    راهنما
    تاریخ عضویت
    January_2013
    شماره عضویت
    4343
    نوشته ها
    17
    سپاس
    743
    42
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    سلام خوش آمدین  امیدوارم حال شما هم خوب باشه این سایت روانشناسان خیلی خوبی داره شما مسئلتونو مطرح کنید تا مشاورا تا حد امکان کمکتون کنن
    با آرزوی شادی و موفقیت 

  3. بالا | پست 3
    راهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    راهنما
    تاریخ عضویت
    September_2012
    شماره عضویت
    2904
    نوشته ها
    550
    صلوات
    40
    دلنوشته
    1
    موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
    سپاس
    438
    1,400
    دریافت
    3
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    سلام.عزیزم.خوش اومدی.مشاور نیستم.ولی اینجا مشاورای خوبی داره.البته یکسری از بچه ها هم که مشاور نیستن راهکارهای خوبی میدن.موید باشید.

  4. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5469
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    نمیدونم از کجا باید شروع کنم.5سالم  بود که پدر و مادرم از هم جدا شدن و من تو خونواده ی پدر ی،کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ و... بزرگ شدم.تقریبا هفت سال پیش پدرم ازدواج کرد و در حال حاضر با خانمش خارج از کشوره و من پیش پدر بزرگم زندگی میکنم.تیر ماه سال پیش عقد کردم ولی الان خیلی پشیمونم.از همه طرف تحت فشارم از یه طرف دخالتها ی خونواده ی خودم و از طرف دیگه دخالتهای خونواده ی شوهرم.واقعا دلم میخواد بمیرم.

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5469
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    واقعا احساس خیلی بدی دارم.خیلی تنهام خیلی.از خودم بدم میاد.دوس دارم خودمو خفه کنم

  6. بالا | پست 6
    ناظم همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم همیاری
    تاریخ عضویت
    February_2013
    شماره عضویت
    4733
    نوشته ها
    772
    سپاس
    1,045
    876
    نوشته های وبلاگ
    33
    دریافت
    0
    آپلودها
    12

    RE: از دست همه خستم.

    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    شما چند سالتونه؟ ميزان تحصيلات؟از كي اين احساس بهتون دست داده؟ با نامزدتون مشكلي ندارين؟ چطوري باهم آشنا شدين؟ چرا با مادرتون زندگي نميكنيد؟ چندتا فرزند هستين؟ نامزدتون چند سالشونه؟ ميزان تحصيلاتشون؟ ربطه تون چطوره؟ 

  7. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5469
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    من 22سالمه./دانشجوی حسابداری هستم./تقریبا دو سه ماهه که اینطوری شدم./راستشو بخوایین همه ی مشگلا به خاطر  نامزدمه./رابطه ی فامیلی دور باهم داشتیم/آخه پدرم راضی نیستن و مادرم هم ازدواج کرده و شوهرشون راضی نیستن که من پیششون باشم./من تک فرزندم./نامزدم 25سالشه./دانشجوی عمرانه./رابطمون هم که افتضاح.

  8. بالا | پست 8
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    سلام.
    دوست عزیز شما در دوران بچگی و نوجوانی بیشتر با کدام یک از والدین خود بیشتر در ارتباط بودیو رابطه عاطفی بیشتری داشتی؟
    دلیل طلاق والدین چی بود؟
    در دوره نوجوانی با چه دوستانی در ارتباط بودی و چه ایده های داشتین؟
    از اینکه میگوید مشکلات تقصیر نامزدم هست بیشتر صحبت کنید؟
    شما در ازدواج خود چه ملاکهای را مورد نظر داشتید؟
    نامزدتان چگونه شخصیتی دارند؟
    چه رفتارهای را انجام میدهند؟
    شما چه انتظاراتی دارید؟
    امضای ایشان
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز

  9. بالا | پست 9
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    July_2011
    شماره عضویت
    626
    نوشته ها
    849
    صلوات
    5
    دلنوشته
    1
    سلام و درود بر محمد (ص) و آل محمد
    سپاس
    12
    163
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    سلام
    یه مثال لطف کنید در مورد رابطتون و دعواهاتون با نامزدتون بزنید آیا با علاقه نامزد شدید و یا برای رفع تنهایی و تنوع و خستگی؟

  10. بالا | پست 10
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5469
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: از دست همه خستم.

    از وقتی که از هم جدا شدن من همیشه کنار پدرم بودم.
    دلیلشو دقیق نمیدونم فقط تا این حد میدونم که پدرم از همون اولش راضی به ازدواج نبوده چون سنش کم بوده .
    آدمای معمولی بودن مثل خودم.همه دنبال آرامش بودیم و بیشتر دنبال درس.
    رفتاراش باعث شده خونواده ی من ازش بدشون بیاد و خونوادم منو تو تنگنا قرار میدن که ازش دست بکشم ولی دروغ چرا خب دوسش دارم.همچنین نامزدم نه تنها مشگلایی که داره رو قبول نمیکنه بلکه همه چی رو میذاره کف دست خونوادش و اونا هم منو اذیت میکنن.از نظر خونواده ی اونا شوهر هر حرفی که زد زن نباید ناراحت بشه و باخونوادش درمیون بذاره. وقتی فهمید داره معتاد میشه و به خونوادش گفتم که کمکم کنن بلکه حلش کنیم ولی مادر گرامیشون  بدون رو.دروایسی گفتش چون از سر کار خسته میاد به خاطر رفع خستگی میکشه.تو هم یا کنار بیا یا طلاقتو بگیر.منم مجبور شدم به عموم بگم که باهاش صحبت کنه و چون نامزدم حرف خودشو تنها قبول داره با عموم دعواش شده و همین موضوع ولی خیلی چیزای دیگه باعث شده خونوادهی من باهاش خوب نباشن.
     

صفحه 1 از 2 12

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد