نظرسنجی: ازدواج فامیلی

نمایش نتایج: از 1 تا 5 از 5

موضوع: چند روز هست که سر دو راهیه بدی هستم

880
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5491
    نوشته ها
    2
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    چند روز هست که سر دو راهیه بدی هستم

    سلام .پسری هستم با 22 سال سن.چند وقت پیش با دختر خاله مامانم ، رابطه معمولی داشتم که باعث شد اون تا حدی به من وابسته شه اما من این رابطه واسم عادی بود و تمومش کردم که این باعث اذیت شدن اون شد.بعد از چند سال احساس عجیبی پیدا کردم بهش که باعث شد دوباره به سمتش برم و رابطه جدیدی شروع کنم و احساس کردم که شخصی بهتر از اون واسم نیست و خواستم رابطم همیشگی باشه.اونم از همه گذشتو منو قبول کرد...توی این مدت روزای خوبی داشتیم اما رفته رفته که بیشتر اون و خانوادشو شناختم بعضی از رفتارا و فکرا اذیتم کرد که رفته رفته دارم سرد میشم.. و همچنین رابطه خانوادهامونم با هم خیلی خوب نیست با اینکه به هم نزدیکیم که اینم اذیتم میکنه.فهمیدم که من نمیتونم با ازدواج فامیلی کنار بیام و از فکرو خیالات من به دوره...من یه رابطه صمیمی با خانواده همسرم دوست دارم اما این خانواده حتی از خودشونم دور هستن.نمیدونم طرز فکرم درسته یا نه اما دوست دارم تو ازدواج با چیزای جدیدی آشنا شم که اینارو تو این مدت فهمیدم.اما از یک طرفم آدمی هستم که سخت اعتماد میکنم و نمیتونم هر کسیو واسه ازدواج قبول کنم که متاسفانه این روزا همه چیز با کلک پیش میره..اما تقریبا به این دختر اعتماد دارم فقط بعضی از رفتاراشو دوست ندام که خیلی هم سعی کردم درستش کنم اما فقط واسه چند روز خوب بوده و واقعا اذیتم میکنه..و بعضی از رفتاراشم که خوبه...
    نمیدونم ادامه بدم درسته یا نه. جوری شدم که خودشم بهم میگه بی احساس شدمو مثل قبل نیستم.اما دست خودم نیست و چیزی بهش نمیگم چون نمیدونم چی بگم و چه جوری...؟؟؟؟
    ولی اگه این رابطرو هم یک دفعه تموم کنم میدونم ضربه خیلی خیلی بدی میخوره(هر چیزی که فکرشو کنید ممکنه پیش بیاد).دوست دارم اگه رابطمونم درست نیست اون تمومش کنه نه من.ولی چه جوری؟؟؟؟
    ولی واقعا نمیدونم که این رابطرو باید ادامه بدم یا نه...........................؟؟؟؟؟؟
    اگه رابطمون درسته، چجوری با عقایدو فکرام در مورد این نوع ازدواج و خانواده خشک کنار بیام؟؟؟؟؟
    لطفا حتما جواب دهید خیلی نیاز دازم....

  2. بالا | پست 2
    کاربر فعال

    عنوان کاربر
    کاربر فعال همیاری
    تاریخ عضویت
    July_2011
    شماره عضویت
    626
    نوشته ها
    849
    صلوات
    5
    دلنوشته
    1
    سلام و درود بر محمد (ص) و آل محمد
    سپاس
    12
    163
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: چند روز هست که سر دو راهیه بدی هستم

    سلام
    دوست عزیز شما میتونی با ازدواج خودت یه رابطه  خوب  با همسرت ایجاد کنی
    علاقه به دخترخالت و آشنایی باهاش خوبه اما اینکه وسطاش دلسرد بشی توی هر رابطه و با هردختری پیش میاد چون ازدواج های امروزی اول دختر و پسرباهم آشنا میشن و خانواده در مرحله ی بعد پس امکانش هست همچین اتفاقی دوباره پیش بیاد بهتره با خود دخترخالتون صحبت کنید

  3. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5491
    نوشته ها
    2
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: چند روز هست که سر دو راهیه بدی هستم

    مرسی از کمکت موج آبی ولی من سرد شدنو قبول دارم که پیش میاد اما از لحاظ خانواده و توقعاتی که دارم چیکار کنم؟که میدونم هیچ کدوم از توقعـــــــــاتم از خانوادش اونها نــــــــــــــــــــــدا رن.........

  4. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5797
    نوشته ها
    19
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: چند روز هست که سر دو راهیه بدی هستم

    شما از داستان زندگیوتون به نظر میاد فردی هستید سست ! هر فردی خوبی و بدی داره و شما بعد شناخت بدی هاش داری جدا میشی ! سعی کن پایبندی رو یاد بگیری !

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    December_2012
    شماره عضویت
    4043
    نوشته ها
    44
    سپاس
    8
    12
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: چند روز هست که سر دو راهیه بدی هستم

    آقای محترم سلام
      برای انتخاب همسر آینده تان آیا معیاری هم دارید یا داشتید...؟ آیا میدونید معیارهای صحیح چه معیارهایی هستند؟
    چقدر درمورد خودتون وخواسته هاتون آگاهی دارید؟
    ( احساس کردم که شخصی بهتر از اون واسم نیست.) چه فکری باعث شد که شما به چنین احساسی برسید؟
    وچه رفتارهایی باعث شد که شما متوجه بشوید که ایشان فرد مورد انتخاب شما برای ازدواج نمیتواند باشد.؟
    خانواده همسر باید مورد پذیرش شما وخانواده تان باشند...چرا که در غیر این صورت در زندگی آینده دچار مشکل خواهید شد.
    قبل از اینکه با کسی رابطه احساسی شروع کنید عاقلانه با این قضیه روبرو بشوید.در ضمن برای یاد آوری دختر خانوم ها زود دچار روابطه احساسی میشوند...در روابط خود با دختر خانوم ها کمی تغییر رفتار بدهید.( رابطه معمولی داشتم که باعث شد اون تا حدی به من وابسته شه اما من این رابطه واسم عادی بود و تمومش کردم که این باعث اذیت شدن اون شد)
    شخصیت کسی رو نه قبل از ازدواج ونه بعد از ازدواج نمیشه تغییر داد پس به دنبال این راه نباشید که کسی رو تغییر بدهید...در انتخابتون باید ابتدا شخص رو درست بشناسید واو را باهمان صفات قبول کنید....
    با زندگی خودتون رودر بایسی نداشته باشید...با صداقت رفتار کنید وبخاطر عذاب وجدان ویا ازسر دلسوزی این رابطه رو ادامه ندهید.
    قبل از ازدواج چشماتونو کاملا باز کنید...معیارهاتونو درست بشناسید...تحقیق کامل درمورد فرد مورد نظر داشته باشید...دچار احساسات نشوید ..احساس عاطفی باعث میشود که شما از عقل برای انتخاب استفاده نکنید..
    تصمیم گیرنده در نهایت خود شما هستید....درست تصمیم بگیرید...انتخاب عاقلانه بهترین تصمیم میتونه باشه تاشمادر آینده دچار مشکل نشوید.
     

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد