صفحه 1 از 2 12
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 14

موضوع: درباره من

1296
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5560
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    درباره من

    خوب سلااااااااااااااااااااااا ااااااام
    اومدن جنجالي داشتم
    الانم اين تاپيكو مميزنم كه بشناسيدم بلكه...............
    من رها 19 ساله تهران پشت كنكوري با ي باباي سخت گيرو مشكلاتش
    اما هميشه ميگم و ميخندم
    چون من لايق لبخندم. ميخندم كه خدام منو لايق لبخند ببينه
    من مشكلات خودمو دارم از بدرفتاري خانواده تا ناسازگارياي زندگي
    اما بخاطرشون باديگران دعوا نميكنم
    كلا پرشورم مگه درحد انفجار عصباني باشم
    اين تاپيكو زدم كه نگين مجهولم
    .........

  2. بالا | پست 2
    مشاور همیاری

    عنوان کاربر
    مشاور همیاری
    تاریخ عضویت
    September_2012
    شماره عضویت
    2764
    نوشته ها
    83
    سپاس
    0
    7
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    سلام رها خانم
    خوش اومدین
    اینجا جاییه که میتونی به راحتی مشکلاتتو بگی حرف دلتو بزنی وهمیاریها باهات همراهی میکنن وکمکت میکنن
    مشکلاتتو به صورت کلی عنوان کردی
    منظورت از این تاپیک نفهمیدم
    مجهول بودن یعنی چی ؟
    خیلی خوبه که پرشور هستی و با وجود مشکلاتی که داری لبخند میزنی
    اگهمیخوای بچه ها تو حل مشکلاتت بهت کمک کنن مشکلتو شرح بده

  3. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5560
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    سلام ممنون كه جوابمو دادين اون روزي كه اومدم برخورد بدي داشتن باهام وقتي گفتم چرا گفتن مجهولي هنوز
    بايد تاپيك بزني
    حتي بهم ميگفتن تو اقايي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    چون به يكيشون گفتم بانو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    حالا مهمم نيست
    مشكلاي من حل نشدنين

  4. بالا | پست 4
    مشاور همیاری

    عنوان کاربر
    مشاور همیاری
    تاریخ عضویت
    September_2012
    شماره عضویت
    2764
    نوشته ها
    83
    سپاس
    0
    7
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    سلام
    نمیدونم من درجریان نیستم 
    که چه کسی باشما برخورد بد داشته
    به هرحال اینجا جاییه که به افراد کمک میشه به مشکلاتشون فائق بشن وبتونن راه خودشونو پیداکنن
     

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5560
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    خوب ميدوني
    ئنيا بهم سخت ميگيره
    ديگه نميخندم
    خسته ام
    از بابايي كه ياد گرفته زور بگه ياد  گرفته كه هرچي اون بگه همونه
    ياد گرفته روت دست بلند كنه ياد گرفته شك كنه
    طعنه بزنه؟؟
    بسوزونه
    جلو استعدادتو بگيره؟؟؟
    جلو زندگيتو بگيره؟؟
    خندهام محو شدن
    دقيقا مثل خودم...

  6. بالا | پست 6
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    December_2012
    شماره عضویت
    3780
    نوشته ها
    1,153
    سپاس
    332
    439
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    سلام
    رها جان ایا پدرتون به طور معمول و روتین عادت دارن دست روی شما بلند کنن یا اینکه در مواقع خاص و هنگام عصبانیت شدید؟
    اگه برا ایشون کتک زدن فرزندان شون تبدیل به یک عادت شده و سر بهانه های کوچیک و بزرگ و گاهی حتی بدون دلیل خاصی، شما رو کتک میزنن، پس مشکل ایشون واقعا جدی هست و شما حق دارین از ایشون به مراجع قضایی شکایت کنین.
    اما اگه در مواقع خاص و تحت شرایط عصبی شدید دست به اینکار میزنن( صد البته تحت هیچ شرایطی چنین اجازه ای رو ندارن)، میتونین برنامه ای برا زندگی تون اتخاذ کنین که با ایشون کمترین اصطکاک رو داشته باشین. مثلا جزییات برنامه روزانه تونو برا پدر تعریف نکنین، در مواقعی که بهردلیل عصبی هست سمتش نرین، سعی کنین وقتی با پدرتون هم کلام میشین واژه هایی رو که ایشون بر اونها حساس هستن به کار نبرین، برنامه ای داشته باشین که روزها رو تا غروب از منزل بیرون باشین مثلا کلاس زبان، ورزش، موسیقی و....
    شب ها هم بیشتر وقت تونو با مادر بگذرونین و باهاش گپ بزنین و درددل کنین. با پدرتون فقط سلام و احوال پرسی کنین و فقط در مواقعی که ضرورت ایجاب میکنه با ایشون حرف بزنین.

  7. بالا | پست 7
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3

    RE: درباره من

    سلام رها خانم 19 ساله

    چندتا سوال دارم ازتون.
    شما دانشجویی یا دانش آموز؟
    چند خواهر و برادر داری ؟ و رابطه ات با اونا ها چه طوری هست؟
    با پدرتون بیشتر سر چه مسائلی مشکل دارید و بحثتون میشه؟ چند نمونه اش رو بیان کنید؟
    یه کم از علاقه مندی هاتون بگید . خواسته اتون از پدرتون چی هست؟ تا حالا به ایشون در مورد خواسته هاتون چیزی گفتید؟چه واکنشی داشتند؟
    رابطه ات با مادرت چه طور هست؟

    فعلا اینا
     

  8. بالا | پست 8
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5560
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    سلااااااااااااااااااااام مرسي بابت توجه تون.بايد بگم:
    شما دانشجویی یا دانش آموز؟من پشت كنكوريم.البته سراسري آمل قبول شدم بابام نذاشت برم.ميگه اگه تهران سراسري قبول بشي شايد بزارم بري...
    چند خواهر و برادر داری ؟ي داداش11ساله و ي خواهر25 ساله و رابطه ات با اونا ها چه طوری هست؟خوب نيس من دنبال كار خودمم هركدوممون ي جور متفاوتيم
    با پدرتون بیشتر سر چه مسائلی مشکل دارید و بحثتون میشه؟من كه اصلا دور و ورش نيستم
    بيشتر وقتي مامانم دعواشون ميشه دخالت ميكنم چون دوس ندارم دست روش بلند كنه يا...
    چند نمونه اش رو بیان کنید؟سر لباس .اجبار ميكنه چادر بپوشمو....
    یه کم از علاقه مندی هاتون بگید . خواسته اتون از پدرتون چی هست؟ يكم ازادي.دانشگاه
    شادي تفريح محبتش....
    تا حالا به ایشون در مورد خواسته هاتون چیزی گفتید؟نه اون عاشق داداشمه  من هيچوقت نميتونم باهاش حرف بزنم چون نميزاره سري دعوا ميكنه
    چه واکنشی داشتند؟داد.امروز گفتم با دوستام ميخوام برم استخر اگه اجازه بدي انقدر داد زد كه نگو
    رابطه ات با مادرت چه طور هست؟اونم شده مثل بابام...

  9. بالا | پست 9
    ناظم همیاریراهنمای همیاری

    عنوان کاربر
    ناظم مدیر
    تاریخ عضویت
    March_2011
    شماره عضویت
    265
    نوشته ها
    2,323
    صلوات
    36
    دلنوشته
    7
    سپاس
    6,019
    5,208
    نوشته های وبلاگ
    73
    دریافت
    0
    آپلودها
    3

    RE: درباره من

    سلام

    خب منم بهم اجازه ندادن شهرستان بزنم الان برای دکترا هم به زور تازه میذارن   اون موقع دوست داشتم شهرستان برم، وای الان که بزرگتر شدم ...و دوستای خوابگاهی مو دیدم فهمیدم که شهرستان درس خوندن خیلی هم راحت نیست!
    خب دختر! بشین درس بخون همین تهران خودمون قبول بشو یه دانشگاه و یه رشته خوب که دوست داری. مطمئن باش که پدر و مادرت وقتی تلاش و پشت کار تو رو ببینن ؛ بهت اجازه میدن دانشگاه بری. برای تهران بخون. میخای همینجا برات برنامه ریزی کنیم که درس بخونی؟

    خب وقتی دعوای زن و شوهری هست ...تو کنار وایسا! دخالت نکن. دعواشون میشه بعد دوست میشن. توجهی نکن بهشون. تو دعواهای این سبکی معمولا هر دو طرف مقصر هستند و اون لحظه هر دو به شدت عصبانی! دخالت تو مشکلی رو حل نمیکنه! اگه تو اطرافیان و بزرگای فامیل کسی هست که بتونه بین اونا صلح برقرار کنه بهتره اونا رو در جریان بذاری تا باهاشون صحبت کنن . ولی خودت هیچ وقت مستقیما دخالت نکن.

    به پدر . مادرت محبت کن ... هر چی بیشتر محبت کنی اونا هم کم کم نرم میشن . مطمئن باش.
    دختری خوبی باش . سعی کن بهشون احترام بذاری حتی اگه سرت داد زدن ! احترامشون رو نگه دار.

    اختلاف سلیقه هم تو خیلی از خانواده ها وجود داره. مثلا شما دوست نداری چادر سری کنی ولی خانواده ترجیه میدن که تو چادری باشی. خب چادر بد نیست که  

    منم اندازه شما بودم ...مامانم نمی ذاشت با دوستام بیرون برم مگر اینکه دوستامو می شناخت. اول دوستات رو به پدر و مادرت معرفی کن . بذار مطمئن بشن که دخترشون دوستای خوبی داره...اون وقت بهت اجازه میده بری باهاشون.
    دوستای خوب انتخاب کن

    با مامانت مهربون باش و بهش احترام بذار . سعی کن اعتمادشو جلب کنی.

    سخته می دونم ولی باید تلاش ات رو بکنی. هر چی دهن به دهن بشی و دعوا کنی اوضاع بدتر میشه

     

  10. بالا | پست 10
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    May_2013
    شماره عضویت
    5560
    نوشته ها
    6
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: درباره من

    خب منم بهم اجازه ندادن شهرستان بزنم الان برای دکترا هم به زور تازه میذارن   اون موقع دوست داشتم شهرستان برم، وای الان که بزرگتر شدم ...و دوستای خوابگاهی مو دیدم فهمیدم که شهرستان درس خوندن خیلی هم راحت نیست! ميدونم راحت نيس اما مشكل من اينه كه بدونم چرا نبايد برم؟؟؟
    من هيچوقت هيچكاري نكردم كه بخوان بهم مشكوك شن يا هرچي اما اين حقو دارم كه بدونم چرا نه؟؟؟؟؟؟؟

    خب دختر! بشین درس بخون همین تهران خودمون قبول بشو یه دانشگاه و یه رشته خوب که دوست داری. مطمئن باش که پدر و مادرت وقتی تلاش و پشت کار تو رو ببینن ؛ بهت اجازه میدن دانشگاه بری. برای تهران بخون. میخای همینجا برات برنامه ریزی کنیم که درس بخونی؟ نه مطمئنم كه نميزارن
    چون امسال قتي حتي به شوخي به بابام گفتم تهران قبول شدم گفت حق نداري بري !!!!!!!!!

    خب وقتی دعوای زن و شوهری هست ...تو کنار وایسا! دخالت نکن. دعواشون میشه بعد دوست میشن. توجهی نکن بهشون. تو دعواهای این سبکی معمولا هر دو طرف مقصر هستند و اون لحظه هر دو به شدت عصبانی! دخالت تو مشکلی رو حل نمیکنه! اگه تو اطرافیان و بزرگای فامیل کسی هست که بتونه بین اونا صلح برقرار کنه بهتره اونا رو در جریان بذاری تا باهاشون صحبت کنن . ولی خودت هیچ وقت مستقیما دخالت نکن. 
    نميشه عزيم نميشه وايسم نگاه كنم مامانمو ميزنه يا......... به هيچ صراطي مستقيم نيس به هيچكس.........

    به پدر . مادرت محبت کن ... هر چی بیشتر محبت کنی اونا هم کم کم نرم میشن . مطمئن باش.
    دختری خوبی باش . سعی کن بهشون احترام بذاری حتی اگه سرت داد زدن ! احترامشون رو نگه دار.
    بهشون احترام ميزارم هميشه حتي اگه بزننم حرفي نميزنم
    اما بايد محبت ببينم كه محبت كنم؟؟؟
    بايد محبتو ياد بگيرم كه محبت كنم؟؟؟؟؟؟

    اختلاف سلیقه هم تو خیلی از خانواده ها وجود داره. مثلا شما دوست نداری چادر سری کنی ولی خانواده ترجیه میدن که تو چادری باشی. خب چادر بد نیست که  
    من ي دوسالي بخاطر بابام چادري شدم
    اما بازم چون نميدونستم چرا بايد بپوشمو فقط اين درميون بود كه چون بابا ميخواد بايد بپوشي از چادر متنفر شدم....

    منم اندازه شما بودم ...مامانم نمی ذاشت با دوستام بیرون برم مگر اینکه دوستامو می شناخت. اول دوستات رو به پدر و مادرت معرفی کن . بذار مطمئن بشن که دخترشون دوستای خوبی داره...اون وقت بهت اجازه میده بری باهاشون.
    دوستای خوب انتخاب کن
    دوستاي من دوستاي 11 ساله ان
    همه جوره شناخته شدن روابط خانوادگي داريم اما...........

    با مامانت مهربون باش و بهش احترام بذار . سعی کن اعتمادشو جلب کنی.

    سخته می دونم ولی باید تلاش ات رو بکنی. هر چی دهن به دهن بشی و دعوا کنی اوضاع بدتر میشه
    بخدا اصلا اهل دعوا نيستم هرچي ميگن ميگم باشه اما خود خوري ميكنم در حدي كه الان از فشار عصبي زياد رگاي عصبم گرفته و دارم دارو ميخورم.........

     

صفحه 1 از 2 12

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد