صفحه 1 از 2 12
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 13

موضوع: رفتن برادرم از خانه

2394
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2011
    شماره عضویت
    1030
    نوشته ها
    393
    سپاس
    0
    6
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    رفتن برادرم از خانه

    سلام
    دوستان توروخدا کمک کنید بگید من چکار کنم
    داداشم الان وسایلشو جمع کرد داره میره...کجاشو نمیدونم...

    دارم روانی میشم...نمیتونم کاری کنم...


  2. بالا | پست 2
    مشاور همیاری

    عنوان کاربر
    مشاور همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2012
    شماره عضویت
    1825
    نوشته ها
    46
    سپاس
    0
    1
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: به دادم برسید

    خب برای چی؟؟
    چی شده مگه ؟؟؟
    تو الان تو خونه تنهایی؟

  3. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2011
    شماره عضویت
    1030
    نوشته ها
    393
    سپاس
    0
    6
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    اره هانیه جان تنهام

    با مامانم دعواش شده و کتک کاری...مهدیم زده زیر گوش مامانم....
    سر کارنامه ....

  4. بالا | پست 4
    مشاور همیاری

    عنوان کاربر
    مشاور همیاری
    تاریخ عضویت
    March_2012
    شماره عضویت
    1825
    نوشته ها
    46
    سپاس
    0
    1
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    فرزانه جان اتفاق خیلی بدیه و شرایط خونه رو خیلی تحت فشار قرار میده میفهمم
    برادرت تو سنیه که این چیزا ازش انتظار میره اون الان پی اثبات خودشه بحران هویت و اخلاقی که هنوز جا نیوفتاده اما بهت قول میدم که تا 5 سال دیگه از این تنش ها هیچ خبری نیست
    دیشب بعد از پیغام تو تاپیک هات رو خوندم
    شرایط از این جهت که پدر و مادرت خیلی فرصت پرداختن به شما رو ندارن و توجهی به حرفای تو نمیکنن خیلی تاسف باره
    من دفیقا نمیدونم که تو با برادرت چجوری صحبت می کنی که اون به حرفات توجهی نمیکنه
    اما این میدونم که با توجه به شرایطی که اون الان داره هیچ اهمیتی به نصیحت نمیکنه و نمیتونه بفهمه چه خطری تهدیدش میکنه اون به سمت دنیایی میره که نیاز به تجربه های جدید داره
    متاسفانه تو شرایط برادر تو چون مامان و بابا خیلی حاظر نیستن خودشون رو تطبیق بدن تو شاید بتونی در ابتدا با نزدیک شدن و محبت کردن به برادرت اعتماد اون رو جلب کنی با این کار تو دوتا حرکت مثبت انجام میدی
    اول اینکه با جلب اعتمادش اون اتفاقاتی رو که خارج از خونه براش میوفته رو برات میگه و تو بدون نصیحت کردن میتونی مثلا با تعریف اتفاقات مشابهی که برای افراد دیگه افتاده و نتیجه خوبی نگرفتن اون رو نسبت به شرایطی که توش قرار گرفته آگاه کنی
    و دوم اینکه با محبت تو شاید خیلی دنبال محبت بیرون از خونه نباشه
    با اتفاق جدیدی که افتاده دوباره با مامان صحبت کن و ازش بخواه که بیشتر بهش توجه کنن و کمتر دهن به دهنش بذارن چون اینطوری حرمت ها شکسته نشه البته بهش باج ندن راهنماییش کنن اما بجاش تصمیم نگیرن
    اینا چیزایی بود که به ذهن من رسید
    امیدوام مشکل زود حل شه

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2011
    شماره عضویت
    1030
    نوشته ها
    393
    سپاس
    0
    6
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    سلام
    ممنون هانیه جون..
    راستش من میدونم مهدی الان نصیحت رو قبول نمیکنه به خاطر همین سعی کردم مثل یه دوست باهاش حرف بزنم سعی کردم بهش محبت کنم تا بیرون نره دنبالش...
    نمیدونم شاید مامانینا به این شوک احتیاج داشتن ولی بازم چشمم آب نمیخوره که درست بشن...فقط صورت مسئله رو پاک میکنن..
    مامانم اصلا با من حرف نمیزنه....کاره خودشو میخواد کنه..
    مشکل من اینه کسی توی خونه از حرفا و کارای من حمایت نمیکنه...
    اگه مسی حمایت میکرد شاید الان این اوضاع رو نداشتیم

  6. بالا | پست 6
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    سلام.

    خانواده شما چند نفری هستین؟

    برادر شما چند سالشه ؟ بچه چندم خانواده هستن؟

    شغل والدین شما؟

    ارتباط برادتون با اعضاء خانواده چگونه هست؟

    والدین شما چه ارتباطی باهم دارند؟

    سبک زندگی شما (خانواده)چطور هست؟ شیوه زندگیتان؟

  7. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2011
    شماره عضویت
    1030
    نوشته ها
    393
    سپاس
    0
    6
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    نقل قول نوشته اصلی توسط 'PARSABARZEGAR' pid='11745' dateline='1371633225'
    سلام.سلام

    خانواده شما چند نفری هستین؟4 نفر

    برادر شما چند سالشه ؟ بچه چندم خانواده هستن؟15 یا 16.بچه دوم

    شغل والدین شما؟پدرم بازنشسته و مادرم خیاط

    ارتباط برادتون با اعضاء خانواده چگونه هست؟شاید بشه گفت صمیمی و راحت ولی اصلا اینطوری نیست..مهدی از زیر سوالا در میره...جواب حرفا رو میده...بدون هیچ حرمت نگهداشتنی..البته بعضس وقتا حق داره

    والدین شما چه ارتباطی باهم دارند؟ در ظاهر که خوبن..البته من زیاد ندیدم که باهم مخالفت داشته باشن..ولی وقتی اینجور مشکلات پیش میاد مامانم همه تقصیرارو میندازه گردن بابام

    سبک زندگی شما (خانواده)چطور هست؟ شیوه زندگیتان؟متوجه سوالتون نشدم.شرمنده
     

  8. بالا | پست 8
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    سلام.

    دوست عزیز در فرهنگ ایران و در خیلی از خانواده ها به پسر و مخصوصا به پسرهای که بعداز دختر به دنیا میآید توجه و اهمیت زیادی داده میشود. و با توجه به این که برادر شما بچه آخر هستند و ویژگیهایی این فرزندان که همیشه احساس طلبکارانه دارند و همه چیز را برای خودشان میخواهند . در کل این فرزندان افرادی لوس و زود رنج هستند و متکی میباشند .

    شما نباید فراموش کنید که که برادرتان در سن بلوغ و نوجوانی قرار دارند که این سن ، سنی هست که با تغییرات زیادی همراه هست از جمله : جسمی ، روانی ، روحی و اجتماعی ، فکری و...

    یکی از این تغییرات احساس استقلال طلبی هست ، همراه با واکنشهای پرخاشگرانه با افرادی که مانع از نیاز های آنها میشود .

    اما در رفتار والدین شما باید کمی تغییر بوجود آید و از افراط محبت و توجه خودداری کنند و رفع نیازهای برادرتان تا حدودی به خودشان واگذار کنند و تا ایشان هم احساس محدویت کنند .

    نوع شیوه فرزند پروری والدین شما در رابطه با این فرزندشان باید تغیییر کنند و به شیوه فرزند پروری مقتدرانه روی آورند.(محبت و کنترل هر کدام به جای خود)

  9. بالا | پست 9
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2011
    شماره عضویت
    1030
    نوشته ها
    393
    سپاس
    0
    6
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    ممنون اقای برزگر

    راستش حرفاتون دقیقا در مورد مهدی صدق میکنه....
    هرچی بخواد با داد و بیداد تا الان بدست آورده...
    مثلا سر لپ تاپ کاری کرد که بابام طی 2 هفته ای رفت براش خرید..در صورتی که وقتی مهدی گوشی منو سوزوند من هرچی گفتم برام گوشی بخرن گفتن کنکور بده بعد....که بازم منم چشمم آب نمیخوره
    مهدی علاوه بر اینکه بچه ی آخر هست نوه آخرم هست و عمه ام خیلی براش خرج میکنه و بهش میرسه...
    مثلا زنگ زد به عمه ام که من گوشی میخوام عمه ام رفت سر یه هفته براش گوشی خرید...
    هرچند من الان گوشیشو ازش بخاطر امتحاناش گرفتم...

    راستش به نظر من مامان و بابام  نه محبت میکنن نه چیزی ...نمیدونم ...هرچقدر هم که بهشون میگم مثلا فلان کارتون اشتباهه قبول نمیکنن..مخصوصا مامانم

  10. بالا | پست 10
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2011
    شماره عضویت
    1030
    نوشته ها
    393
    سپاس
    0
    6
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: رفتن برادرم از خانه

    سلام..
     بابت همه جیز ممنون...
    الان جو خونه یکم بهتر شده...
    فعلا مهدی باید بره و اون سه تا درسی که افتاده رو پاس کنه...
    به نظرتون اگه مدرسه براشون کلاس گذاشت بره؟؟یا خودم تو خونه باهاش کارکنم؟
    چجوری کاری کنم که توی خونه بمونه و بتونم باهاش کار کنم؟همیشه دقیقه 100 هست نه 90!!!!
    مشکل بعدیمونم انتخاب رشته مهدی هست...
    درحال حاظر با این درسهای افتاده اش فقط کارو دانش میتونه بره...خودش رشته it که رشته فنی هست رو دوست داره.. ولی من و خانواده ام دوست داریم بره رشته ریاضی...
    هرچند من میدونم اگه بره رشته فنی چون علاقه داره مطمئنا موفق میشه و اینکه استعداد 1000 درصد بالایی توی کامپیوتر داره...
    حالا بنظرتون چجوری والدینمو راضی کنم ؟هرچند که توی انتخاب رشته نظر مهدی خودش مهمتره..

صفحه 1 از 2 12

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد