صفحه 1 از 2 12
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 16

موضوع: شکست عاطفی

2373
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5862
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    شکست عاطفی

    با عرض سلام.
    من حدود سه سال پیش با دختر خالم یه رابطه آشنایی یا دوستی شروع کردم البته به قصد ازدواج تو این سه سال خیلی باهم خوب بودیم و روز به روز علاقمون به هم بیشتر میشد میگفت من بدون تو نمیتونم زندگی کنم منم خیلی دوسش داشتم من متولد 68بودم اون 71 از اول قرارمون این بود که بعد درسم برم سربازی بعد برا خاستگاری اقدام کنم ولی یه دفه نمیدونم چی شد که زد زیر همه چی چند روز پیش  رابطشو با من قطع کرد تازه دیروز فهمیدم پسر عمش رفته خاستگاریش و قبول کردن دارم دیونه میشم امروز عقد کردن حالم خیلی بده در حد خودکشی
    لطفا کمکم کنید

  2. بالا | پست 2
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5864
    نوشته ها
    2
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شک

    سلام
    مطمئن باش که اگر قسمت هم بودید حتمآ جور می شد..ناراحت نباش ..به خودت بیا و سعی کن در مهمانی های خانوادگی حضور نداشته باشی تا آرامشت را بدست آوری

  3. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5862
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شک

    ممنون از راهنمایت -مشکل بزرگم اینه که فامیله چون هر وقت کسی از رابطه اون با نامزدش پیش من حرف میزنه واقعا داغون میشم کاش غریبه بود تا هیچ خبری ازش بهم نمیرسد به نظر شما میتونم فراموشش کنم میترسم تا آخر عمرم عذاب بکشم 

  4. بالا | پست 4
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2012
    شماره عضویت
    2886
    نوشته ها
    231
    صلوات
    150
    دلنوشته
    2
    آرزوی سلامتی برا همه دارم
    سپاس
    246
    97
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شک

    سلام خوش اومدید 
    ازش نپرسیدین چرا این کارو کرد شاید شرایط خانوادگی شاید اجبار خانواده خلاصه حتما دلیلی برای این کار اشته باید بپرسید ازش حتما
     

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5862
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شک

    سلام 
    هر وقت دلیلشو پرسیدم درست و حسابی جواب نداد اولش که میگفت هر چی بابام بگه من نمیتونم رو حرف بابم حرف بزنم دوباره به یکی از خاله هام گفته بود من سه سال صبر کردم دیگه نمیتونم صبر کنم که بره سربازی و برگرده که این حرفش با جواب اولیش خیلی فرق داره-باباش که میشه شوهر خالم با خانواده ما زیاد خوب نیست حتی قرار بود اگه باباش مخالفت کنه هر جوریه باباشو راضی کنه 

  6. بالا | پست 6
    مدیر کل همیاری

    عنوان کاربر
    مدیر کل همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2010
    شماره عضویت
    5
    نوشته ها
    3,373
    صلوات
    192
    دلنوشته
    6
    اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
    سپاس
    2,638
    8,734
    نوشته های وبلاگ
    38
    دریافت
    146
    آپلودها
    5

    RE: شکست عاطفی

    سلام رضا جان

    خوش آمدی

    از اتفاقی که برا پیش اومده متاسفم. مطمئنا وقتی کسی رو دوست داری و او هم بیان میکنه که تو رو دوست داره و این انتظار رو داری که همه چیز به خوبی پیش بره، و به یکباره همه چیز رو دگرگون بینی، شوکه و ناراحت میشی

    فکر میکنم اینکه خواستگار دخترخالت، از فامیل بوده، ممکنه ناراحتیت رو بیش از حد عادی اش کرده باشه

    اما پیش از هرچیز، باید واقعیت رو پذیرفت. همچنین باید برخی اشتباهات رو هم پذیرفت. قطعا هر دوی شما در این اشتباهات سهیم بودید. خب، ایشون دخترخاله ات بود و میتونستی از راههای بسیار بهتری اقدام کنی یا علاقه ات رو ابراز کنی. واقعا نمیشه انتظار داشت که یه دختر، چندین سال از جوونیش رو به شکل غیررسمی بگذاره پای کسی و اون هم بدون اطمینان از نتیجه. مطمئنا اگر از طریق خانواده اقدام می شد، پاسخ خانواده خودت و اونها هم کاملا روشن میشد و این مسائل پیش نمیومد.

    دخترخاله ات هم مرتکب اشتباهاتی شده. ایشون از ابتدا بهتر بود به شما بگه که با خانواده مطرح کنی. و اگر شرایطش فراهم نبود، نباید وارد فاز عاطفی می شد و ابراز علاقه می کرد. ضمنا میتونست پیش از اقدام ناگهانی اش، هشداری به شما بده که نمیدونم آیا چنین هشداری دادن یا نه؟

    در هر صورت، کاریه که شده و الان و دست کم در چند روز اولیه، این شوک هست که آزارت میده. اما باید بدونی که فراموشی، هرچند سخت، ولی امکانپذیره. مسلما اگر به شکل درست اقدام می شد، چنین مسائلی هم رخ نمی داد، اما به هر صورت باید واقعیت رو پذیرفت. آنچه الان اهمیت داره اینه که بتونی مثل یه مرد واقعی، با این مساله سختی که برات پیش اومده، مواجه بشی.

    فعلا باید چند روزی بگذره تا از حالت شوک در بیایی.

    میتونی در این چند روز، هیجاناتت رو ابراز کنی. میتونی اینجا حرفهات رو بزنی...

    پس از این چند روز، میشه بهتر صحبت کرد.

  7. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5862
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شکست عاطفی

    آقا محسن ممنون از راهنمایتون
    همه میدونستن که ما بهم علاقه داریم به جز باباش .اون میگفت باید صبر کنیم الان شرایطت خوب نیست (منظورش کار و سربازی بود)
    بله گفت شاید پسر عمم بیاد خاستگاری ولی من به هیچ وجه قبول نمیکنم و با خانواده بابام راحت نیستمو انتخابم توی من از اونجایی که بهش اعتماد زیادی داشتم با این حرفاش خیالم راحت شد
    که یه دفه خبر عقدش بهم رسید خیلی شکه شدم.اولش فکر کردم که باباش مجبورش کرده ولی وقی یکی از خاله هام بهم گفت :من دلیلشو ازش پرسیدم گفته من نمیتونم دوسال صبر کنم و پسر عمم قول داده خوشبختم کنه خیلی ناراحت شدم.من اول تیر میرم سربازی میترسم اونجا خیلی اذیت شم به نظر شما چجوری میتونم با این موضوع کنار بیام
     

  8. بالا | پست 8
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    April_2013
    شماره عضویت
    5278
    نوشته ها
    82
    صلوات
    10
    دلنوشته
    2
    برای عاقبت بخیری
    سپاس
    24
    22
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شکست عاطفی

    سلام آقارضا به نظر من اگه به این فکر کنی که اون چقد راحت تورو گذاشت کنار وراحت تر میتونی فراموشش کنی دوست داشتن و عشق باید دو طرفه باشه اگه یک طرفه باشه همیشه باعث غم و غصه ست

  9. بالا | پست 9
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    5862
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شکست عاطفی

    سلام زهره خانم
     حق با شماست میدونم الان با نامزدش خیلی خوشه همش حس میکنم بهم خیلی ظلم کرد از این میترسم که بعد سربازی فراموشش کنم ولی چون فامیله ببینمش دوباره داغم تازه بشه

  10. بالا | پست 10
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    October_2012
    شماره عضویت
    2886
    نوشته ها
    231
    صلوات
    150
    دلنوشته
    2
    آرزوی سلامتی برا همه دارم
    سپاس
    246
    97
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: شکست عاطفی

    آقا رضا چیزی که از دست رفت رفته دیگه آینده رو ببین شما که نمیتونی تا ابد به گذشته نگاه کنی و با یاد گذشته زندگی کنی شاید تقدیر این بود با هم نباشد 
    اگر با هم بودید ولی از زندگی راضی نبودید چی ممکنه به نظر الان همه چیز که با هم خوبید شیرین باشه ولی در زندگی شرایط کاملا متفاوت میشه حتی یه بحث خیلی کوچیک و بی اهمیت انقدر خودشو بزرگ نشون میده که نگو 
    شما باید به این ف کنید بدون ایشون زندگی جدیدی رو شروع کنید و به خواسته ایشون احترام بذارید 
    اتفاقی بوده که افتاده ونمیشه کاری کرد حتی با این فکر که به شما قولهای زیادی داده نباید خودتون  رو آزار بدید
    انسانها هر روز یه خواسته دارن و مخصوصا که در اوج جوانی تصمیم بگیریم مطمئنا بعد ی سال حتما نظراتمون تغییر میکنه 
    شما باید به این ف کنید بدون ایشون زندگی جدیدی رو شروع کنید و به خواسته ایشون احترام بذارید 

صفحه 1 از 2 12

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد