صفحه 1 از 2 12
نمایش نتایج: از 1 تا 10 از 18

موضوع: افسردگی 2

2039
  1. بالا | پست 1
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6047
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    افسردگی 2

    سلام.من دختری 18 ساله ام.من الان چند روزه که نا امید شدم.از همه چیز بدم میاد.دارم دیوانه میشم چون از درس متنفرم ولی مجبورم بخونم.من هر وقت به کتابها نگاه میکنم حالم بد میشه.من از خانواده ام بدم میاد.احساس خیلی بدیه.من درسم خوبه ولی هیچ علاقه ای به درس ندارم.از هیچ چیز به اندازه درس متنفر نیستم.من نمیدونم چی کار کنم دارم کم کم از بین میرم.من دیگه نمیتونم به کتابهای درسی نگاه کنم.من زیر نظر مشاور هستم اما فعلا نمیتونم ببینمش.من وقتی به خوندن برای کنکور فکر میکنم اعصابم خرد میشه.حاضرم هر درد بدنی رو تحمل کنم ولی دیگه درس نخونم چون درس داره منو نابود میکنه.هر کاری میکنم نمیتونم افکار + توی ذهنم قرار بدم.راستش 2روز ذیگه میخوام برم مسافرت ولی اصلا مثل قبل شوق رفتن ندارم چون همش دارم برای درس غصه میخورم.هر کاری میکنم نمیتونم این افکار رو از ذهنم دور کنمخواهش میکنم منو یه راهنمایی خوب بکنین.
     

  2. بالا | پست 2
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    سلام.

    دوست عزیز شما در سن بلوغ هستین و خیلی از تغییرات در شما در حال شکل گیری هست.

    یکی از بحرانهای این دوران افت تحصیلی هست.

    شما به کسی علاقمند هستین؟


    رابطه شما با خانواده چگونه هست؟

  3. بالا | پست 3
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6047
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    من به هیچ کسی علاقه ای ندارم.من از خانواده ام بدم میاد .من تو شرایط بدی هستم  راستش من با مکافات تمام امتحان نهایی رو خوندم.خانواده ام سعی میکردن منو اون موقع اروم کنن و الان من وقتی بهشون نگاه میکنم یاد اون موقع ها می افتم.راستش خیلی مسخره هست ولی من حاضر نیستم حتی لباس هایی که موقع امتحان میپوشیدم رو بپوشم.یا جایی که درس میخوندم برم.هر کاری میکنم نمیتونم این افکار رو از خودم دور کنم .امروز معدل امتحان نهایی رو گرفتم شدم 19.44.انتظار بیشتر از این رو از خودم داشتم.راستش نیاز به استراحت خیلی زیاد دارم ولی وقتی دارم استراحت میکنم یاد درس می افتم و دوباره حالم بد میشه.خیلی امتحان نهایی روی زندگی من تاثیر گذاشت .کاش یه دختری بودم که برام اصلا درس مهم نبود.

  4. بالا | پست 4
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    سلام.

    دوست عزیز شما نگفتین چه رابطی با اعضا خانواده دارین ؟

    والدین شما چگونه رفتاری باهاتون دارند ؟

    چرا از خانواده بدتون میاد ؟ علتش فقط درس خواندن هست؟

    خانواده چه انتظاراتی از شما دارند؟

  5. بالا | پست 5
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6047
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    من قبلا با اونا خوب بودم ولی الان به خاطر دلایلی که گفته بودم رابطه ام باهاشون بد شده.اونا با من خیلی خوب بر خورد میکنن ولی من خودمو نمیتونم بهشون نزدیک کنم.فقط به خاطر اینکه منو یاد درس میندازن ازشون دوری میکنم.از همه دوری میکنم.راستش خانوادم هیچ انتظاری در مورد درس ازم ندارن چون میدونن که با هر عذابیه درسمو میخونم.

  6. بالا | پست 6
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    سلام.

    شما بچه چندم خانواده هستین؟

    شغل والدین شما چیه ؟ تا الان شما را مقایسه کردند؟

    شما از خودتون چه انتظاراتی دارین؟

  7. بالا | پست 7
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6047
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    من بچه دوم خانواده هستم.مادرم خانه داره و پدرم بازنشسته.هیچ وقت منو با کس دیگری مقایسه نکردن.من نمیدونم از خودم چه انتظاری دارم از طرفی دلم میخواد که نمرات خوبی بگیرم از طرف دیگه نمیکشم درس بخونم.

  8. بالا | پست 8
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    سلام .

    دوست عزیز شما به نظر میرسه یک فرد پر توقع باشید و از خودتون انتظارات بیش از اندازه تواناییها  و استعدادتون دارید . ما انسانها هر کداممون با هم یکدیگر متفاوت هستیم و هر فردی در یک زمینه برتری دارد . بعضی ها در ریاضی برخی دیگر در فارسی و ...

    ما باید سطح تواناییها و استعداد خود را شناخته و بدانیم که در چه زمینه های مستعد هستیم و در آن زمینه بیشتر کار کنیم و پرورششان بدهیم و در زمینه هایی که چندان مستعد نیستیم با تلاش بیشتر به خودمان کمک کنیم تا سطح بالاتری را بدست آوریم.

    الان فصل تابستان هست و موقعیت خوبی هست که بتوانید یک استراحت کنید و خودتان را بیشتر بشناسید.

    از مقایسه کردن خودتان با دیگران خودداری کنید و افکار منفی را دور بریزید. و با شناخت هر چه بیشتر خود با خود واقعیتان کنار بیاید و توقعات بیش از حد نداشته باشین.
     

  9. بالا | پست 9
    کاربر همیاری

    عنوان کاربر
    کاربر همیاری
    تاریخ عضویت
    June_2013
    شماره عضویت
    6047
    نوشته ها
    9
    سپاس
    0
    0
    دریافت
    0
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    من االان پیشدانشگاهی هستم اشکالی نداره که تو تابستان درس نخونم؟

  10. بالا | پست 10
    عضو همراه

    عنوان کاربر
    عضو همراه
    تاریخ عضویت
    January_1970
    شماره عضویت
    5262
    نوشته ها
    893
    سپاس
    153
    492
    دریافت
    4
    آپلودها
    0

    RE: افسردگی 2

    سلام.

    دوست عزیز منظور شما از الن پیش دانشگاهی هستم یعنی چی ؟ یعنی تموم کردین و آماده میشین برای کنکور؟

    یا امسال (سال تحصیلی جدید) وارد پیش دانشگاهی میشین؟

    شما میتونید با یک استراحت که از نظر روحی  به آرامش رسیدید یک برنامه ریزی که خوتون اون را انجام میدید چرا که توانایییهای خودتون را بهتر میشناسید به ادامه درس خواندن بپردازید.

صفحه 1 از 2 12

کاربران دعوت شده

© تمامی حقوق برای همیاری ایران محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد